معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / ارتباط روحی با اولیاء الهی (۲) سنخیت با اولیاء الله

ارتباط روحی با اولیاء الهی (۲) سنخیت با اولیاء الله

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه عمومی استاد علوی مورخ ۹۸/۱۰/۱۰

سنخیت با علمای ربانی

همانطور که در مباحث گذشته ذکر شد در دسته منعم ­علیهم، مهمترین طبقه علمای ربانی هستند و برای رسیدن به مقام قرب الهی باید با علمای ­ربانی سنخیت روحی پیدا کرد. در مورد خصوصیات علمای ربانی نیز مباحثی مطرح شد. در حدیث قدسی خداوند به حضرت داوود(ع) می ­فرماید: ای داوود! بپرهیز از اینکه بین خودت و من علمایی را قرار دهی که در لباس علمای ربانی، طالب و حریص به دنیا هستند، این افراد قطاع الطریق و راهزنان راه من هستند. سپس می فرماید: کوچکترین بلایی که بر این افراد نازل می ­کنم این است که لذت مناجات خودم را از آنها می­ گیرم. انسانِ حریص به دنیا از لذت مناجات و تضرع و انابه به درگاه خداوند محروم است. انسان هر چه دستش از دنیا کوتاه تر باشد، میل او به دنیا کمتر است و لذت مناجات و راز و نیاز با خدا را بیشتر می برد.

لذت ذکر با خدا

 سالک باید با التماس از خداوند بخواهد: « إلهی أذِقْنی بَردَ عَفوِکَ و حَلاوهَ ذکرِک … ».. و از راز و نیاز با خدا لذت ببرد. انسان باید به جایی برسد که بهترین ساعات و حالات او در نماز باشد و هیچ لذتی برای او از لذت مناجات با خدا بهتر و بیشتر نباشد. امام حسن علیه­ السلام وقتی وضو می ­گرفتند، بدنشان می ­لرزید. اَئَمه­ علیهم ­السلام، در وقت اذان و آماده شدن برای نماز حالشان عوض می ­شد. چون می ­دانستند به چه بارگاه و مقامی حاضر می­ شوند. سالک باید لذت مناجات و عظمت ذکر خدا و عظمت حضور در محضر خداوند را در سیروسلوک خود به دست بیاورد. اگر نمازی که سالک امروز می ­خواند با نماز بیست سال پیش او تفاوتی نکرده باشد، باید غصه بخورد. این مسئله یک ملاک و نشانه است، که آیا سالک در مسیر قرار دارد یا خیر؟ لذا باید به این علامت­ها و نشانه­ ها توجه کرد. اگر حال روحانی سالک نسبت به سالهای قبل بهتر شده، نشانه­ در مسیر بودن است و اگر بهتر نشده خطرناک است. همانطور که ذکر شد خداوند می­ فرماید عالمی که حریص و فریفته به دنیاست را واسطه بین خودت و من قرار نده. این روایت حضرت داود علیه­ السلام را باید خواند و حفظ کرد و همیشه نصب العین قرار داد. بهترین ساعات عالم­ ربانی، ساعاتی است که با خدا خلوت کرده و با خدا رازو نیاز می­کند، اشک می ­ریزد و تضرع دارد.

دلیل انقلاب امام خمینی(ره)

 اگر امام خمینی(ره) این انقلاب بزرگ را ایجاد کرد، نه سیاست مدار بود، نه درسهای سیاسی خوانده بود، نه حقوق بین الملل خوانده بود، در هیچ دانشگاهی درس سیاسی نخوانده بود، ولی تمام سیاستمداران دنیا هر کاری کردند در مقابلش فلج شدند و او موفق بود، این توفیق را از همین تضرع به درگاه خداوند و صراط مستقیم که یک کانال نورانی است به دست آورد. این کانال راه و مسیری است در تاریکی دنیای عالم غیر صراط.

قوانین خشک و بی روح دنیای مادی

در عالم غیر صراط قوانین خشک و بی­ روح حاکم است که همه محکوم این قوانین بی­رحم هستند. انسان وقتی در این عالم قرار می ­گیرد، محکوم به دیدن حوادث و وقایع دل خراشی است که هیچ رحمی در آن نیست. در این وقایع کودکان معصوم و بی­گناه تلف می ­شوند و هر چه والدین خدا خدا می­ کنند و به هر جا متوسل می­ شوند هیچ نتیجه ­ای نمی­ گیرند؛ زیرا عالم ظلمانی، خشک و بی روح است. اما در این کانال نورانی قوانین عالم طبیعت حاکم نیست زیرا قوانین تابع اراده اولیاء است و هر چه آنها اراده کنند همان می ­شود. عصا تبدیل به اژدها و مرده زنده می­ شود و هزاران حادثه عجیب و غریب که نام آن را معجزات و کرامات قرار می دهند.

در صراط اراده ولی خدا و اراده خداوند حاکم است.

علمای ­ربانی می­ توانند انسان را وارد این کانال کنند، لذا باید به آنان متوسل شد. برای وصل شدن به علمای ­ربانی، باید روح سالک به روح اولیاء خدا متصل شود تا فیض الهی سریان پیدا کند و این فیضی که از خداوند می­ گیرند به روح و وجود سالک راه یابد. برای رسیدن این فیض و اتصال به صراط مستقیم باید سنخیت ایجاد شود.

بهترین ترجمه برای سنخیت همان ولایت است. سنخیت یعنی مناسبت و مشابهت داشتن، که باعث وصل شدن دو روح به یکدیگر می­ شود. گاهی محبت، باعث سنخیت بین دو روح می شود. اما گاهی هم خود سنخیت باعث ایجاد محبت می­ شود، عشق و محبت منشاء سنخیت است و هر که عاشق می­ شود، در واقع عاشق خودش می ­شود زیرا در معشوق سنخیتی با خود احساس می­ کند و به آن سنخیت علاقمند شده و گمان می­ کند عاشق او شده است. در صورتی که عاشق خود شده و این نشان از عشق واقعی است که نشان از سنخیت حقیقی دارد و با سنخیت کاذب فرق می ­کند.

جلب محبت مولا

حال سوالی که مطرح می شود این است که چگونه سالک می­ تواند محبت مولا را به خود جلب کند؟ اگر کسی به وجود خداوند پی ببرد و بفهمد که پشت این دیوار طبیعت، عالم غیبی وجود دارد و در آن عالم حقایق و عوالم و موجوداتی هستند که حقیقی می­ باشند و از موجوداتی که با حواس خود درک می­ کند حقیقی­ تر و واقعی ­تر هستند و سهم آنان از حقیقت و واقعیت عالم بیشتر است، تلاش می کند خود را به او متصل کند.

فراموشی عالم ذر

وقتی انسان از این عالَم مادی به عالَم دیگر می­ رود، عالَم مادی را خواب و خیال می­ پندارد. نبی مکرم اسلام فرمودند: « النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا، مردم در خوابند و زمانی که از دنیا رفتند بیدار می‌شوند». آنگاه که انسان وارد عالم برزخ می ­شود، دنیا برایش حالت خواب و خیال می­ شود و متوجه می شود واقعیت و حقیقت آنجاست. در اثبات این موضوع می توان به این مسئله اشاره کرد که وقتی انسان خاطرات گذشته و دوران کودکی و نوجوانی را مرور می ­کند، چیزی جز خیال و اندک خاطراتی به یاد نمی آورد.

انتقال روح انسان از عالمی به عالم دیگر، باعث ایجاد شوکی می شود که این شوک سبب می شود عالم قبلی را به یاد نیاورد. به عنوان مثال وقتی انسان به صورت ناگهانی و مثلا با صدای زنگ ساعت از خواب می پرد، خواب هایی که در طول شب دیده بود را به یاد نمی آورد. لذا بهتر است سالک عادت کند که خودش از خواب بیدار شود تا بتواند خواب هایش را مرور کند و آنها را به یاد بیاورد. تولد انسان خودش یک شوک سنگین است. به همین دلیل است که انسان اتفاقات عالم ذر را به یاد نمی ­آورد.

لذا آنگاه که سالک متوجه شد پشت این عالم مشاهدات و عالم ظاهر، عالم غیبی هست و حقایقی وجود دارند و این عالم صاحبی به نام الله دارد و او حقیقت مطلق و حقیقت الحقائق است که منشأ همه حقایق او است، اولین چیزی که انسان به ذهنش می رسد، وصل شدن است.

اولین چیزی که به ذهن انسان عاقل می ­رسد، وصل شدن به آن منشأ حقیقت است که هر چه بخواهد به او می­ دهد، عزت، حیات جاودانه و سعادت در وصل شدن به اوست که حاصل می­ شود و این همان ولایت است.

بنابراین انسان بعد از شناخت خدا اولین اصلی را که متوجه می شود، اصل ولایت است و در اصول دین اسلام بعد از توحید، ولایت قرار دارد. لذا اولین فعلی که انسان باید انجام دهد، هجرت است. مهاجرت « من دون ­الله، الی ­الله ». منتهی این کار از  فعل های جوانحی است و فعل جوارحی نیست، یعنی فعل بدنی نیست بلکه فعل روحی و عقلی است، عقل انسان متوجه می شود و تصمیم می گیرد که حرکت کند و برای وصل شدن باید نظر او را به خود جلب کرد. اگر این مفاهیم در ذهن سالک خوب جا بیفتد، زندگی او تغییر می­ کند و آن آرامش و اطمینان نفس و یقینی را که آمال همه عرفاست و در سیروسلوک همه به دنبال آن هستند، به دست می ­آورد.             

*****

وصل شدن به منشأ حقیقت

حال سالک می­ خواهد به منشأ حقیقت وصل شود و برای این وصل شدن باید نظر او را به خود جلب کند. برای جلب نظر خداوند، سالک باید کاری کند که خدا از او راضی شود و برای این کار باید از نیروی عقل کمک بگیرد. برای این که او راضی شود، باید از اوامر او اطاعت کرد و برای اطاعت باید اوامر او را پیدا کرد. برای پیدا کردن اوامر باید با کسی ارتباط برقرار کرد که می تواند این کار را انجام دهد. برای اجرای اوامر باید به کسی که با او در ارتباط است، وصل شد.

در اینجا موضوع نبوت و رسالت مطرح می ­شود، « وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» اطاعت از او، اطاعت از رسول است. اما وقتی رسول در بین مردم نیست، چه باید کرد؟ در اینجا اطاعت از اولی ­الامر لازم است، اما اولی­ الامر را باید شناخت و به آنها وصل شد. اولی ­الامر همان اولیاءخدا و کسانی هستند که در بین جامعه و بین مردم زنده و حاضر و ناظر هستند. مصداق کامل و اتَم اولیاءالله، امام زمان وَلیُ­ اللهُ الاعظَم عَجَّل­ الله ­تَعالی ­فَرَجَهُ الشَّریف می­ باشند. تمام قضایا برای سالک پی­ در پی و به صورت منطقی پیش می­ آید تا به خدمت امام زمان برسد، پس رضایت ایشان را باید با رضایت اولیاء جلب کرد. اولیاء الهی از خودشان چیزی ندارند و تنها به فرمان الهی عمل می کنند و در اینجاست که امکان دارد قوانین صراط مستقیم بهم بخورد. سالک وقتی وارد مرحله عین ­الیقین می ­شود، دیگر علم اقتصاد­، علم مدیریت­، علم سیاست و … کاربرد ندارد، علوم اجتماعی کنونی و روشن فکری نتایج فکری بشر است. در این حالت قوانین تفاوت دارند، ولی ­خدا دستور کارش را از بالا می­ گیرد و طبق قوانینِ علمی کار نمی­ کند، شاید برخی انتقاد و اعتراض کنند که این فرد علم و تخصص مسئولیتی که به عهده اش گذاشته شده، ندارد اما نمی داند شاید او علم اقتصادی که بشر آورده نداند، اما او از بالا دستور می­ گیرد. برای همین کارهایی انجام می دهد که همه اقتصاد ­دانان و سیاستمداران و مدیران باز می­ مانند. زمانی که رئیس جمهور رومانی آقای چائوشسکو که چندین دکترا از جمله دکترای مدیریت بازرگانی و مدیریت دولتی داشت، به ایران آمد به آقای شیخ علی اسلامی ­گفت که من از کشور شما تعجب می ­کنم، کشوری که در حال جنگ است و تمام دنیا علیه او هستند، و هیچ ندارد و هیچ کدام از شما علم مدیریت نیز بلد نیستید و اداره ­کردن شما خلاف قواعد مدیریتی است، چگونه روی پا مانده­ است. از همین جا معلوم است که یک خدایی در کار هست که شما را نگاه داشته است.

در صراط مستقیم، صرفاً قوانین مادی حاکم نیست بلکه اراده الهی است که حاکم است.

اگر کسی به اولیاءخدا متصل و جزو آنان شد، نباید از او توقع داشت که مطابق علم مدیریت امروزی کار کند. بلکه امور دنیا و محیط و محدوده فضای تحت مدیریت خود را  مطابق الهام الهی و تائید خداوند اداره می ­کند. بنابراین برای جلب رضایت خدا باید به اولیاء او خدمت کرد.

هر که خواهد همنشینی با خدا           گو نشین اندر حضور اولیاء

راه خدمت به خدا، خدمت به اولیای خدا است و این کار راه نجات سالک است و علاوه بر این سبب ایجاد سنخیت نیز می گردد زیرا خدمت به ولی ­خدا باعث جلب رضایت و محبت او می ­شود درنتیجه سنخیت ایجاد می گردد. بنابراین برای شباهت روحی به ولیِ­ خدا، باید رضایت او را جلب نمود و رضایت او در خدمت است. اما مسئله مهم این است که این خدمت باید چگونه باشد. یک نوع خدمت رفع حوائج مادی اولیاء خداست. مانند اتو کردن لباس، واکس زدن کفش و آب دادن به او و از این قبیل امور. البته این نوع خدمت، خدمت حقیقی نیست بلکه خدمت حقیقی، سعی در تحقق اهداف و آرمان و آرزوهای الهی او است. باید کاری کرد که اهداف الهی او محقق شود. برای خدمت به امام زمان(عج) انجام امور مادی کار زیاد جالبی نیست. خدمت حقیقی آن است که اهداف عالیه و دغدغه­ های ایشان را فهمید و روی آن متمرکز شد و برای برطرف کردن آنها بر­حسب استعداد و توانمندی خود کار کرد.

هر قدر دغدغه ­ها و نگرانی ­های سالک به دغدغه­ ها و نگرانی­ های امام زمان(عج) نزدیک باشد، حاکی از آن است که روح سالک به ایشان نزدیک­تر شده و سنخیت بیشتری با او پیدا کرده است. سه بعد وجودی سالک یعنی فکر ، عاطفه و عمل و به عبارتی جهاز ادراکی و جهاز تحریکی و جهاز حرکتی سالک هر چه به وجود مقدس ولیِ­ خدا شبیه ­تر شود، سنخیت او نیز بیشتر می ­شود.

تفاوت خدمت به خدا و خدمت به شیطان

 خدمت و معامله با خداوند نتایج عجیبی به همراه دارد و خدمت و معامله برای غیر خداوند، معامله با شیطان است و اینگونه است که از انسان چیزی می ­گیرد و چیزی به او نمی ­دهد، تنها وعده بیهوده می ­دهد و تمام سرمایه انسان را نابود می­ کند. اما در معامله با خداوند نه تنها سودی عاید انسان می شود بلکه اصل مال او نیز برمی گردد. « هَٰذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا » ﴿یوسف/ ۶۵﴾ خدا اینگونه معامله می ­کند. بنابریان سالک باید برای کسی خدمت کند که در مسیر الهی است و خود او نیز برای خدا خدمت می کند و منتی هم روی سر کسی نمی ­گذارد. خدمت به اولیاء، خدمت به اهداف الهی آنها است و دعای آنها در حق سالک مستجاب می ­­­شود و سنخیت اینگونه است که آشکار می ­گردد.

پیدا کرده عالم ربانی

 برای پیدا کردن استاد و پیر و عالم ربانی در سیروسلوک، باید به دنبال سنخیت بود و اولین نشانه آن این است که ابتدا حرف او به دل سالک بنشیند به طوری که او را وادار به عمل کند، البته بعد از اثبات عالم ربانی بودن، زیرا عالم ربانی نباید قطاع الطریق بوده و به دنبال دنیا باشد. البته این کافی نیست بلکه باید با سنخیت همراه باشد تا بتواند به سالک فیض برساند. پس باید به ولی خدمت کرد تا توفیقاتی مانند نماز شب خواندن نصیب سالک شود. آنگاه نماز شب خواندن برای سالک لذت بخش می­ شود و هیچگاه ترک نمی­ شود. این نشان دهنده این است که نفس عالم ربانی اثر دارد و در سالک تصرف ولوی می ­کند. تصرف ولوی فقط نصیحت نیست. بلکه کاری می­ کند که سالک بتواند آن عمل را انجام دهد و اینها نشان دهنده سنخیت است، منتها ممکن است این سنخیت کاذب باشد. مرحله دوم سنخیت این است که وقتی سالک رفتاری کرد و ولی برایش دعا کرد، دعای او در حق سالک مستجاب شود. اگر سالک دید دعای عالم ربانی اثر گذاشت، بداند که سنخیت وجود دارد اما نباید با قطعیت بگوید که معلوم است این فرد جزء اولیاء الله است، ممکن است جزء اولیاء الله نباشد و حتی شیطان باشد، لذا باید دقت کرد. ممکن است بین روح دو انسان سنخیت وجود داشته باشد اما از نوع سنخیت کاذب باشد. سنخیت حقیقی در کسانی که ولایت مدار هستند، بیشتر است. در شفاعت هم این موضوع صدق می­ کند. عالم ربانی می ­گوید نماز بخوان و سالک راحت نماز می­ خواند، می گوید این چله را بگیر، به راحتی چله را می گیرد در صورتی که قبلاً خود هرچه تلاش کرده بود نتوانسته بود آن عمل را انجام دهد. این همان شفاعت است.

در سیروسلوک بین ولی و مولی ­علیه دو رکن وجود دارد، بین مرید و مراد، بین سالک و راهبر، دو ارتباط است؛ ارتباط توسل و ارتباط شفاعت. شفاعت آن است که وقتی ولی به سالک می ­گوید عملی را انجام بده یا عملی را ترک کن، سالک به راحتی انجام می دهد، که این همان تصرف ولوی است و اینجا سنخیت زیاد است.

لذا دیده شده مثلاً بعضی از انبیاء و اولیاء به یک نفر نگاهی می­ کردند و او را تغییر می­ دادند. اما به یک نفر دیگر هر چه نصیحت می­ کردند فایده­ای نداشت. پیامبر به ابو­جهل، می­ گفت این کار را بکن اما او نمی­ کرد. ولی به ابوذر می­ گفت اینکار را بکن و او انجام می­داد زیرا سنخیت وجود داشت و اگر سنخیت بین دو روح باشد ولایت تکوینی ولی خدا به سرعت تأثیر می­ گذارد که همان معنای شفاعت است. توسل هم به این معناست که سالک از ولی می ­خواهد که او را دعا کند، او هم دعا می ­کند و دعای او اثر می­ گذارد. بنابراین بهترین راهِ ایجاد سنخیت، ایجاد محبت و ایجاد رضایت است که در واقع ایجاد وسیله­ ای برای وارد شدن به حریم ولایت می باشد. بهترین راه ایجاد رضایت، خدمت است، خدمتی که در جهت اهداف الهی اولیاء باشد. افرادی که طالب سیروسلوک هستند باید اولیاء خدا را پیدا کنند و به آنها خدمت کنند.

راه عرفان مقربین به غیر از راه های دیگران است. ذکر گفتن، مراقبه داشتن، تقوا داشتن، قانون پذیر بودن و… همه خوب است ولی نقطه و نکته اساسی خدمت مخلصانه و عاشقانه است. « قوّ عَلی خدمتک جوارحی »، « وَ حالِی فِی‌ خِدْمَتِکَ سَرْمَداً».

قطره دانش که بخشیدی ز پیش              متصل گردان به دریاهای خویش

همچنین ببینید

رابطه شریعت و طریقت (ظاهر و باطن)

بسم الله الرحمن الرحیم جلسه عمومی استاد علوی مورخ ۹۸/۱۰/۱۷ سؤال: شیخ انصاری فرموده ­اند: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *