معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

 بسم الله الرحمن الرحیم       

    ۱۰/۲/۹۸                                                                                   جلسه ۳۴۴

ماه رمضان، ماه مهمانی خداوند است و کسی که می خواهد به مهمانی برود باید این مراحل را طی کند. اول باید شست و شو کند، خودش را بیاراید و بعد وارد مهمانی شود. شست و شو در ماه رجب و آراستن در ماه شعبان انجام می شود و اگر انسان بتواند در ماه رجب توجه ولی اعظم خداوند را جلب کند در ماه مبارک رمضان می تواند با شفاعت ایشان وارد مهمانی شود. این خیلی مهم است که وقتی انسان به ملاقات یک شخص بزرگ می رود، خودش تنها باشد یا با کسی برود که به آن شخص بزرگ نزدیک است. همه باید به امام زمان (ع) توسل جویند که شفیع آنها شوند.

اللَّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعاً وَ طَرِیقاً إِلَیْکَ مَهْیَعا وَ اجْعَلْنِی لَهُ مُتَّبِعا

خدایا! او را برای من شفیعی با شفاعت پذیرفته و راهی روشن به سویت قرار ده و مرا پیرو او گردان. (صلوات شعبانیه)

ماه مبارک رمضان تجلی قیامت و لقاء الله است. قیامت هم ملاقات خداوند است. این ها نمونه ی کوچکی از همان قیامت کبری است. کسی که بتواند وارد این مهمانی شود، یعنی این شخص از نظر روحانی به لقاء الله و مقام بالای انسانیت رسیده است.

موضوع جلسات

اگر این سوال مطرح شود که چرا موضوع این مباحث عرفان است و برای مثال کلاس عقاید نیست، در پاسخ باید گفت که رعایت یک سری مسائل اجتماعی از قبیل وضعیت جامعه، مکان و زمان ایجاب می کنند که این مباحث تحت عنوان عرفان مطرح شوند.

در بحث در باره ی سعادت ابدی باید بالاترین نوع تفکر در عالم هستی مطرح شود. عرفان یک نوع نگرش به عالم هستی است. در میان روشن فکران، فرهیختگان و متفکران گروه های مختلفی وجود دارند که به عالم هستی از زوایا و چشم انداز های متفاوتی نگاه می کنند. یک عده مانند اهل دنیا جهان را با حواس ظاهریشان می بینند. این ها حداکثر کار فکریشان این است که می خواهند از راه علم و تجربه دنیا را بشناسند. گروه دیگری که بالاتر از این هستند می خواهند دنیا را از راه عقل و با روش عقلی بشناسند. این گروه که مقام، کار و دستاورد تحقیقاتشان نسبت به گروه قبل بالاتر است فیلسوفان هستند. گروه سوم کسانی هستند که می خواهند دنیا را از راه باطن و کشف و شهود بشناسند. در حقیقت می خواهند هم حقایق عالم و هم ماورای حقایق عالم را ببینند یعنی به بالاترین نوع اندیشه و علم برسند که این ها عرفا هستند. چشم انداز و افق دید عرفا از همه بالاتر و دور تر و نگاهشان عمیق تر است.

از زمان های خیلی دور و از وقتی بشر متفکر شد عده ای معتقد بودند علمی وجود دارد که اگر کسی به این علم دسترسی پیدا کند همه ی علوم دیگر را به دست می آورد. این اعتقاد در میان بزرگان، متفکران و کسانی که سطح زندگیشان از انسان های معمولی بالاتر می رفت و صاحب کرامات و مقامات می شدند وجود داشت. کسانی که کار های خارق العاده انجام می دادند، قدرت های عجیبی پیدا می کردند و در پی تکامل و رشد معنوی، آنها را تحت عنوان عرفا، حکما، انبیا و مرسلین می شناختند. آنها همیشه می گفتند دانش ما در حد همین دانش ظاهری نیست بلکه علومی هست که علم و شناخت برتر و مافوق است. از نظر علمی، نظری و عملی معتقد بودند انسان می تواند طوری زندگی کند که توانایی های بسیار بالاتر و بیشتری داشته باشد لذا تحت عنوان عرفان یعنی علم برین و شناخت ماورا علومی را مطرح کردند. عرفان دو قسمت شد. عرفان نظری و عرفان عملی. منظور از عرفان نظری این بود که انسان به آن علم اصیل و ماورایی برسد که اگر به آن دسترسی پیدا کرد همه ی علوم دیگر را هم خواهد داشت. منظور از عرفان عملی و نفسانی هم این بود که انسان به هر قدرت و توانایی که می شود به دست بیاورد برسد.

هر مکتب عرفانی، عرفان را به گونه ای تعریف کرده است. ولی چیزی که اینجا به عنوان تعریف ارائه می شود تقریبا بین همه ی عرفا، فرقه های عرفانی و اهل تحقیق مشترک است. در واقع روح مشترک تمامی تعریف ها است. عرفان روشی از زندگی است که انسان به وسیله ی آن به اشرف و افضل علوم، کمالات و مقامات انسانی می رسد و توانایی هایی کسب می کند که برای بشر امکان پذیر هستند.

برای مثال اگر برای بشر این امکان وجود دارد که به عوالمی غیر از این عالم مثل عالم برزخ، قیامت، فرشته ها و عرش برود و با آنها ارتباط برقرار کند، عرفان آن راهی است که انسان را به آن جا می رساند. اگر هم کسی بخواهد به علمی دسترسی داشته باشد که از علوم دیگر بالاتر است و اگر آن علم را داشته باشد راز دیگر علوم را هم می داند، روش دسترسی به آن علم، عرفان است.

گاهی رسیدن به کمالاتی برای انسان غیر ممکن است. برای مثال غیر ممکن است که انسان، خدا شود. بنابراین گفته می شود عرفان، رسیدن به کمالات ممکن است. اگر کسی ادعا کند انسان می تواند به مقام خدایی برسد باید گفت روشی که از نظر او انسان را به این مقام می رساند عرفان است. اگر هم کسی بگوید انسان نمی تواند خدا شود ولی می تواند خدا گونه شود و از نظر علمی و روحی امکان این رشد را دارد، راهی که او را به این امکان می رساند عرفان است.

 از عبادت نی توان الله شد    می توان موسی کلیم الله شد

اگر کسی معتقد به معنویت نباشد مثلا بگوید معنویتی وجود ندارد و انسان فقط از نظر علمی می تواند به جایی برسد آنجا هم عرفان مطرح می شود. عرفان هایی هستند که اصلا  معتقد به آخرت نیستند و می گویند انسان برتر یا سوپر من کسی است که از راه علم یا همین علوم تجربی قوی شده است. مثلا با دستکاری فلان ژن می توان قدرت هوش را بالا برد. البته این عرفان ها در هند هستند ولی اصلا معتقد به قیامت، روح و خدا نیستند و فقط به همین جسم اهمیت می دهند. اگر انسان به جسمش خوب رسیدگی کند موفق می شود کار های عجیب و غریب انجام دهد. هاتا یوگا می گوید انسان می تواند به کمالاتی برسد که درون همین جسم است یعنی روی این جسم کار می کنند و بعد این جسم بر نیروی جاذبه غلبه می کند که می تواند در هوا راه برود. کسانی که محقق هستند رفته اند و دیده اند که این کار ها را انجام می دهند. گاهی یک مرتاض در ظاهر رگ و استخوان است اما آنقدر روی جسمش کار کرده است که از یک کوه سنگین تر شده است و وقتی زنجیر چرثقیلی را به پایش می بندند می تواند آنرا تکان دهد.

گاهی هم مرتاض ها بدنشان را آن قدر داغ می کنند که می توانند در برف های هیمالیا به صورت کاملا عریان بنشینند. بدنشان به قدری داغ است که اگر پارچه ای خیس به رویشان بیندازند بلافاصله خشک می شود و حتی از حرارت زیاد می توانند کاری کنند که آتش از بدنشان بیرون بزند. شاید چنین کسانی را نتوان عارف خواند اما اگر در تعریف عرفان گفته شود طریقتی است برای رسیدن به عالی ترین کمالات ممکن، در حقیقت آنها هم طریقت عرفانی دارند و خودشان را عارف می دانند. و هر کسی که بگوید من می توانم انسان را به این کمالات ممکن برسانم تحت عنوان عرفان است. اعتقاد بر این است که بودا پیامبر بوده و ماموریتی داشته است اما آنها معتقدند بودا عارف بوده و اصلا خدا را قبول نداشته بلکه به نیروانا معتقد بوده است. درست است که به بعضی عرفان ها به این دلیل که انحرافی هستند و فقط ادعای عرفان را دارند، عرفان های بدلی یا کاذب می گویند اما به هر حال خودشان معتقدند عرفان هستند. بنابراین بستگی به تعریف دارد که باید شامل همه ی این ها بشود.

حال باید بررسی شود که کمالات ممکن چیست. ممکن است برخی معتقد باشند همین ماده است و غیر از این ماده نیست. در هند کسانی هستند که اعتقادی به آخرت ندارند اما معتقد به خدا هستند و در عرفانشان ذکر، عبادت و مناسک دارند.

خیلی از عرفان ها فقط مدعی هستند اما عارف نیستند چون در حقیقت هر کس معتقد به خدا نباشد اصلا عارف نیست هرچند ادعای عرفان کند.

کمالات ممکن در دو بعد نظری (علم) و عملی (روح) است. انسان در بعد نظری علم های صحیح و کامل و در بعد عملی روح قوی و کاملی به دست می آورد.

چون مباحثی که اینجا مطرح می شود درباره ی سعادت ابدی است که در واقع عالی ترین کمالات ممکن برای انسان است در نتیجه موضوع این مباحث، عرفان می شود به این معنا که طریقتی است برای رسیدن انسان به کمالات ممکن.

بعضی مواقع گفته می شود که عرفان فلان شخص، عرفان عملی و عرفان شخص دیگر عرفان نظری است. گاهی هم به معلم های اخلاق یا کسانی که خیلی متدین هستند عارف می گویند. در حالی که از نظر اصطلاحی این ها عارف نیستند.

چون قرار است عرفان، رسیدن به کمالات ممکن، بالاترین علوم و بالاترین توانایی های انسانی باشد در نتیجه باید بررسی شود که این شخص به چه چیز هایی رسیده است. برای مثال اگر از او بپرسند چند نوع فرشته داریم و نتواند پاسخ دهد معلوم می شود او عارف نظری نیست یعنی علم این را ندارد که خداوند عالم دنیا، عرش، فرش و کرسی را چگونه خلق کرده است پس به این شخص نمی توان گفت عارف چون علومی هست که او نمی داند. فرشته های زیادی وجود دارند از جمله فرشته های مهیمن، کروبین، علیین و مسومین. البته از روی مسامحه به کسی که خیلی مومن و خدا پرست است عارف می گویند اما باید توجه داشت که از نظر علمی درست نیست. مثل این است که به دانشجوی رشته ی پزشکی دکتر بگویند. یک موقع در زبان عامه و عرفی صحبت می شود یک موقع هم در زبان علمی. در زبان علمی تعریف ها باید دقیق انجام شود. بنابراین عارف نظری یعنی کسی که رشته اش عرفان نظری است، در مورد عوالم خلقت مطالعه می کند، حضرات خمس را می شناسد و عالم لاهوت، جبروت و ملکوت را می داند.

در روایت آمده است که عالم ملک نسبت به عالم ملکوت مثل یک حلقه در بیابانی بزرگ است. مثل همین دریا ها، دریاچه ها، کوه ها، قاره ها، کشور ها و خیابان ها در عالم ملکوت هم هست اما عالم ملکوت خیلی پیچیده تر از این عالم دنیا است. عالم ملکوت هم در مقابل عالم جبروت مثل یک قطره در مقابل اقیانوس است. عارف و عرفان نظری به شناختن چگونگی این عوالم و موجودات آنها می پردازند.

بنابراین کسی مثل آقای رجبعلی خیاط در عرفان نظری و به این معنا عارف نیست چون این مسائل را نمی داند هرچند در زبان عامه به او عارف می گویند. عارف عرفان نظری کسی است که وارد این علوم، عالم صفات و اسمای الهی می شود. ۱۸ هزار یا ۷۲ هزار عالم به نام دوازده امام که از نظر کمال عددی یعنی یک با دو، دو با سه و سه با چهار جمع شود و همینطور تا عدد دوازده پیش برود، هفتاد و دو هزار عالم هست. هر کدام از آنها عوالمی هستند و در هر کدام اسم خداوند به نوعی تجلی می یابد. شناخت این مسائل، عرفان نظری است. بعضی از انسان ها بسیار اخلاقی و متقی هستند. اخلاق یعنی علم تنظیم رابطه و آداب معاشرت و زندگی با دیگران. اخلاق یک قسمت کوچکی از عرفان عملی است. عرفان عملی دستورات خاص خودش را دارد مثلا چله گیری در عرفان عملی است. در علم اخلاق چله گیری نیست. در عرفان، در درجات و چله های بالاتر، انسان باید لباس خاص بپوشد و غذای خاص بخورد. طرز خوابش هم تغییر می کند. سیروسلوک عرفان عملی فرق می کند. در عرفان عملی روح شخص به جایی می رسد که به عوالم دیگر می رود و حقایقی را می بیند اما باز هم می خواهد بالاتر برود و بیشتر بفهمد و ببیند. گفته می شود فلان آیت الله که همه او را به عنوان عارف می شناختند در عالم برزخ فرشته ای را دید و دست و پایش را گم کرد و از خدا خواست دیگر نرود و نبیند. یا مثلا گفته می شود فلان شخص از خداوند خواسته است که چشم برزخی را از من بگیر. این شخص عارف عملی نیست. شاید بر اثر ریاضت نفس چشمش باز شده و چیزهایی را دیده است اما عارف نظری و عارف عملی وقتی می روند و می بینند می گویند این تازه اولش است و می خواهند بقیه اش را هم ببینند نه اینکه بترسند و برگردند.

یک نفر به عالم بزرگی گفت من میخواهم چشم برزخی داشته باشم. به او برنامه ی ذکر، ساعات خواب و بیداری و چگونگی تغذیه دستور داده شد که در چهل روزی که پیش استادش بود باید انجام دهد تا چشم برزخی پیدا کند. این نمونه ای از عرفان عملی است.  عرفان عملی به معنای اخلاق که به مسائلی از قبیل دروغ، غیبت، حق الناس، قوانین رانندگی، نحوه ی ارتباط انسان با خداوند، خودش، مردم و طبیعت می پردازد نیست. در عرفان عملی باید ریاضت کشید که حتی ممکن است اخلاقی نباشد. گاهی کسی که می خواهد عرفان عملی را شروع کند ممکن است برخی اخلاقیات مثل حق الناس را هم نتواند رعایت کند اما کمی بعد که وارد عرفان عملی شود اخلاقیاتش هم درست می شود. امکان ندارد کسی عرفان عملی داشته باشد اخلاق نداشته باشد چون اگر اخلاق نداشته باشد عرفان عملی اخلاقش را هم درست می کند. البته به این معنا نیست که هر کس اخلاقیاتش درست شد حتما می تواند عرفان عملی هم برود. آن شخص بعد از چهل روز از استادش خداحافظی کرد و وقتی وارد خیابان شد فهمید مردم را به صورت نور می بیند و همه نورانی هستند. تصور او این بود که وقتی چشم برزخی پیدا کند افراد را به صورت خوک و گاو می ببیند به همین دلیل پیش استادش برگشت و گفت من همه ی آدم ها را نورانی می بینیم. استادش به او گفت پسرم آن کسی را که دیدی با چشم برزخی اش مردم را گاو و گوسفند می بیند به این علت است که یک لایه از مردم را می تواند ببیند. تو توانایی این را یافته ای که عمق وجود افراد در پشت ده ها لایه را می بینی. همه ی انسان ها فواد و ذاتشان از خداست و تو این را می بینی.

وقتی شمر روی سینه ی امام حسین (ع) می نشیند امام حسین (ع) او را نصیحت می کند و از او می پرسد می دانی کجا نشسته ای؟. چون امام حسین (ع) در آن حالت که به آخرین درجه ی انسانیت رسیده است عمیق ترین لایه که نور فواد و فطرت انسان ها از خداوند است را می بیند و برای همین خیرخواه شمر است و از او می پرسد چرا خودت را بدبخت می کنی در حالی که می توانی به مقام بالا برسی و نور الهی را تجلی دهی.

بنابراین ممکن است که چهره های برزخی افراد به شکل خوک و گرگ باشد ولی همین طور که به سمت لایه های عمیق تر پیش رفت می توان به ذات و فواد انسان ها رسید که امر الله است. برای همه ی انسان ها همینطور است اما پیامبر توانست فوادش را ببیند.

مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿آیه ۱۱ سوره نجم﴾

آنچه (در غیب عالم) دید دلش هم به حقیقت یافت و کذب و خیال نپنداشت.

الف و لام جنس می آورد یعنی اصلا فواد دروغ نمی گوید. ذات انسان، نور الهی است اما بعضی ها آن قدر آلوده می کنند که باید در قیامت میلیاردها سال در جهنم بمانند و آتش همین فوادشان را احاطه می کند.

الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَهِ (آیه ۷ سوره همزه)

شراره آن بر دلها (ی نا پاک پر از حرص دنیای کافران) شعله ور است.

همانطور که گفته شد اخلاق با عرفان عملی فرق می کند. کسانی که در این دنیا اخلاق، تقوا و ولایتشان درست باشد در عالم برزخ مراتب را طی می کنند و بالا می روند تا در عوالم بعد به عرفان حقیقی برسند اما اگر کسی تصمیم داشته باشد در همین دنیا عوالم را درک کند باید سیروسلوک خاصی داشته باشد که به آن عرفان می گویند. این امکان وجود دارد که انسان قبل از اینکه از این دنیا برود عرش را ببیند. خیلی ها معصوم نبودند و حتی سوابق بدی هم داشتند ولی توبه کردند و دیدند. داستان فضیل بن عیاض معروف است که راهزنی معروف بود و همه از اسمش هم می ترسیدند. یک روز که داشت از دیوار بالا می رفت صدای یک نفر که قرآن می خواند را شنید.

أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ ءَامَنُوَّاْ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ(آیه ۱۶ حدید)

آیا نوبت آن نرسید که گرویدگان (ظاهری از باطن به خدا بگروند و) دلهاشان به یاد خدا خاشع گردد و به آنچه از حق نازل شد بذل توجه کنند و مانند کسانی که پیش از این برایشان کتاب آسمانی آمد (یعنی یهود و نصاری) نباشند که دوره طولانی (زمان فترت) بر آنها گذشت و دلهاشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری فاسق و نابکار شدند؟

ناگهان بدنش لرزید و از دیوار پایین آمد و بعد ها عارف بزرگی شد.

عرفان عملی و نظری در ظاهر از هم جدا هستند. مثلا ممکن است در دانشگاه کسی عرفان نظری درس بدهد و همین حرف ها را بزند، انواع حضرات خمس و اصطلاحات عرفانی را هم توضیح دهد ولی نماز نخواند. چون اگر کسی یک کتاب اصطلاحات عرفانی آقای سجادی را هم بخواند می تواند همه را یاد بگیرد و تدریس کند در نتیجه کسانی هستند که اصلا به خدا اعتقاد ندارند ولی عرفان نظری درس می دهند و از طرف دیگر هم کسانی هستند که ریاضت می کشند ولی عرفان نظری نمی دانند و هیچ کدام از عوالم یا حضرات خمس را نمی شناسند. امام خمینی در یکی از کتاب هایشان نقل می کنند از قول آن عالم بزرگ و فاضل مرحوم نراقی که “یک بچه ای داشتیم مریض شد و همه ی دکتر ها جوابش کردند و رو به مرگ شد. من از خانه به طرف مسجد بیرون رفتم دیدم درویشی کشکول در دستش گرفته است و گدایی می کند. به من گفت حاج آقا کمکی به من کن. من هم همینطور که به او پولی دادم گفتم بچه ی مریضی داریم برایش دعا کن. درویش حمدی خواند و عصایش را به زمین زد و گفت برو خانه که بچه ات سالم است. من رفتم مسجد نمازم را خواندم و وقتی به خانه برگشتم دیدم بچه بازی می کند و کاملا خوب شده است. چند روزی گذشت که دوباره آن درویش را دیدم. از او تشکر کردم که برای بچه دعا کردی و خوب شد اما خواستم به شما چیزی بگویم. آن حمدی که خواندی را غلط خواندی. درویش گفت اگر غلط خواندم و حمد من را قبول نداری به من پس بده. من به خانه برگشتم و دیدم بچه مرده است.”

سوالی که مطرح می شود این است که آیا به چنین درویشی علی رغم قدرت و توانایی عجیبش می توان عارف گفت؟. کسی که چون به او تذکر دادند حمد را اشتباه خواندی جان یک بچه را گرفت.

این داستان و امثال آن که زیاد نقل شده اند نشان می دهند کسانی هستند که در سیروسلوک به قدرت هایی جادویی دست می یابند ولی اخلاق ندارند. بنابراین افرادی ریاضت می کشند یا کتاب می خوانند و به جاهایی می رسند در حالی که هیچ کدامشان عارف عملی یا نظری نیستند. امکان ندارد کسی عارف باشد ولی عملش درست نباشد یا عارف باشد ولی حقایق عالم را نداند. فقط در ظاهر عرفان عملی و نظری یا حکمت علمی و نظری ممکن است از هم جدا باشند.

مقام معظم رهبری خاطره ای تعریف کردند که بعد از انقلاب وقتی قرار بود امام بیاید عده ای از انقلابیون جمع شده بودند در دانشگاه تهران و بحث می کردند اگر امام بیاید چه کار کنند و تقسیم کار می کردند. حضرت آقا فرمودند من گفتم که چای می آورم چون هم چای دوست دارم و هم چای خوب درست می کنم. بعضی ها فکر کردند دارم شوخی یا تواضع قلابی می کنم. چون بعضی مواقع اگر انسان در ذات خودش را نگاه کند می فهمد تواضعش قلابی است و هدف دیگری دارد.

بعضی از انقلابیون که بسیار مبارزه کردند و شکنجه شدند به دلایل مختلف همان اول انقلاب بریدند و رفتند. مثلا بعضی ها توقع مقام داشتند و می گفتند جایگاه من باید بغل دست فلان آقا باشد. انسان نباید دنبال مقام باشد بلکه باید زندگی اش را به خدا بسپارد و هر جا که پیش آمد غنیمت بداند و برای خدمت به خداوند قرار دهد. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که وقتی مومن وارد مجلسی شد هر جایی که پیدا کرد بنشیند و دنبال این نباشد که حتما باید بالا یا روی صندلی بنشیند.

اگر کسی این روایت از امام صادق (ع) را بخواند و اینطور عمل کند یک بحث است و اگر کسی این روایت را ندیده باشد اما همینطور رفتار کند بحث دیگری است. کسی که این روایت را ندیده اما در اخلاق و منش او این رفتار وجود دارد ارزشمند است چون نشان دهنده ی بینش عمیق و تفکر حاکم بر اوست که باعث می شود اینگونه عمل کند. البته اینکه کسی هم این روایت را ببیند و بعد از آن عمل کند هم خوب است ولی اگر آن عمل را به پشتوانه ی اعتقاد عمیق انجام دهد ارزش بیشتری دارد یعنی اینکه فرد به این نتیجه برسد که لزومی ندارد انسان حتما بالا بنشیند تا مقامش بالا رود و جایگاه و مقام مهم نیست. امام صادق(ع) هم که به شیعیانشان می فرمایند وقتی وارد یک مجلس شدید آنگونه رفتار کنید منظورشان این است که باید این تفکر را داشته باشید نه اینکه فکر کنید من فلان شخصیت هستم باید بالا بنشینم.  بعضی ها چون امام صادق (ع) این را فرموده اند به آن عمل می کنند اما تفکرشان خطرناک است. عرفان روی تفکر و بینش کار می کند چون اگر بینش ها درست شود رفتار ها هم درست می شود و شخص بدون اینکه روایت را دیده باشد اینگونه عمل می کند و وقتی روایت را می بیند می فهمد همین اخلاقی را که امام فرموده است او دارد.

فرقی بین عرفان نظری و عملی نیست و این ها با هم هستند. هر کس که عرفان نظری دارد، اگر عرفان نظری اش او را وادار به عمل نکند عرفان نظری نیست. و هر کس عرفان عملی دارد ولی عرفان عملی اش او را به کشف و شهود و علم نرساند، عرفان عملی نیست. اینها دو روی یک سکه هستند. بنابراین زمانی که امام زمان (ع) ظهور کنند حکومت و حکمت یکی می شود. الان در کشور ما حکومت و حکمت یکی نیست. حکمت پشتوانه ی حکومت نیست. حکمت ما عین حکومت ما نیست. حکمتی که در دانشگاه ها تدریس می شود یک چیز است و حکومت چیز دیگر. زمان امام زمان(ع) حکمت حقیقی حاکم می شود و حکومت می کند. حاکمین حکمای حقیقی خواهند بود. همان آرزویی که افلاطون ۲۵۰۰ سال پیش داشت. افلاطون می گفت مدینه ی فاضله مدینه ای است که در آن حکیمان حکومت کنند. در حال حاضر به غیر از اصل نظام که الحمد الله ولایت الهی است، حکیمان حکومت نمی کنند و مدیریت جامعه به دست حقه باز ها است. البته در کشور ما به این دلیل که ولایت الهی است روز به روز بهتر می شود و در مسیر رشد قرار خواهد داشت اما در تمام دنیا شیاطین حکومت می کنند. مانند رئیس جمهور خبیث و ملعون آمریکا ترامپ که با تمام ثروتی که از راه قمار قبل از ریاست جمهوری اش بدست آورده بود می توانست از زندگی دنیایی تمام لذت ها را ببرد اما رئیس جمهور می شود و از عربستان که کودکان بی گناه یمن را می کشد حمایت می کند فقط به این علت که ذات خبیث و شیطانی اش را ارضا کند. مردم هم وقتی می خواهند رای دهند و رئیس جمهور را انتخاب کنند به کسی رای می دهند که بیشتر دروغ می گوید و حقه بازی می کند. وقتی آن ریئس جمهور می خواست بیاید گفتند اگر بیاید خیابان ها را جوری می کند که از یک طرف زن ها بروند و از یک طرف مردها. هر کسی بدون چادر بیاید رویش رنگ می پاشند. وقتی او انتخاب شد از یک نظر هایی اشکال داشت ولی هیچ کدام از این اتفاق ها نیفتاد. همین آقای رئیسی که می خواست بیاید چه دروغ ها و تهمت هایی زدند مثلا گفتند اگر بیاید اعدام می کند و غیره. همه ی این ها را گفتند فقط برای اینکه رای بگیرند. دیده می شود بعضی از نماینده های مجلس در شهرستان ها آبگوشت، کله پاچه، برنج یا پول می دهند تا مردم به آنها رای دهند..          

منظور از اینکه حکمت و حکومت در جامعه ی امام زمان(ع) یکی است یعنی عرفان نظری عین عرفان عملی است. اگر کسی حقایق را بداند امکان ندارد عمل نکند و اگر یک اصطلاحاتی می داند و تدریس هم می کند اما عمل نمی کند به این علت است که علم او اصلا حکمت نیست بلکه یک مطالبی را حفظ کرده است و بلغور می کند. اگر کسی حکمت را بفهمد حکمت و عرفان نظری او را وادار به عمل می کنند و وقتی انسان وادار به عمل شد و عمل کرد کشف و شهودش بیشتر می شود و از طرفی عرفان نظری اش هم بیشتر رشد می کند. پس عارف بعد عملی و نظری اش یکی است.

سوالی مطرح شده است که چرا در دعاهایتان می گویید یا من یجیب المضطر.

امن یجیب المضطر یک آیه ی قران است. اگر انسان یک آیه ی قرآن را بخواند در واقع چیزی از خدا نخواسته است.

چون به این معناست که آیا کسی هست که …؟

در دعاهایی که ائمه دارند گفته اند یا من یجیب المضطر.  ما نداریم که امیر المومنین یا یکی از ائمه پنج مرتبه آیه ی قرآن را بخوانند. در کتاب های ادعیه ائمه می گویند یا من یجیب المضطر. یا اینکه گفته اند الهی به حق امن یجیب المضطر.
ویدیوهای این جلسه را در اینجا ببینید

تعریف عرفان

عرفان نظری و عملی

 

همچنین ببینید

نجات از قوانین دنیا در سایه ارتباط با اولیا

«تنها راه سعادت ابدی اتصال به سلسله اولیاء است و بس» وقتی کسی با اختیار چیزی را بپذیرد دیگر در آن زجر نیست. در محضر اولیا الله بلاهای راه، لذت‌بخش است چون خودشان انتخاب کرده‌اند؛ خصوصاً اگر شخص مطمئن باشد که نتیجه می‏گیرد یعنی کسی به او وعده‌ی قطعی پیروزی داده باشد اصلاً سختی حس نمی‌کند و همه‌چیز برایش لذت است. بنابراین بهترین راه درمان و نجات از همه‌ی سختی‌ها این است که انسان اولیا الله را پیدا کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *