معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۱۱ دی ۹۷- جلسه ۳۳۰

جلسه عمومی ۱۱ دی ۹۷- جلسه ۳۳۰

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ۲۳۰                                                     مورخ ۱۱/۱۰/۹۷

گاهی مواقع ازدواج می‌تواند مانع بزرگی برای سیروسلوک باشد. البته در این مواقع اشکالی ندارد که شخص ازدواج کند چون ازدواج از سیروسلوک مهم‌تر است. اینکه بعضی‌ها بخاطر سیروسلوک ازدواج نمی‌کنند اشتباه بزرگی است. ازدواج مستحب مؤکد است و در بسیاری از موارد واجب می‌شود؛ اما سیروسلوک مستحب است و انسان را به درجات بالای بهشت می‌برد. ازدواج انسان را از جهنم نجات می‌دهد، سیره و سنت پیامبر است که بر آن تأکید داشتند. ازدواج مسئله ی بسیار مهمی است و کسانی که به دلیل مشکلات مالی ازدواج نمی‌کنند در گمراهی بسیار واضحی هستند. هیچ وقت مشکلات مالی، درآمد و نداشتن خانه و ماشین نباید مانع این شوند که انسان ازدواج کند. کسی که به این دلایل ازدواج نمی‌کند مانند کسی است که لباس تن نمی‌کند و عریان است. وقتی از او بپرسند چرا عریانی خواهد گفت زیرا اگر لباس بپوشم کثیف می‌شود و من دوباره باید آن را بشویم و اتو کنم.

شخص خودش را سالیان سال از نعمت همسر محروم کرده است. برخی منتظرند تا حورالعین و یا شاهزاده ای با اسب بالدار سراغشان بیاید. در واقعیت چنین چیزی ممکن نیست و همیشه اختلاف سلیقه و نقایصی وجود دارد.

به مرحوم کاشف الغطاء گفتند زنت را طلاق بده چون تو را می‌زند. گفت طلاقش نمی‌دهم چون او را امتحان الهی می‌دانم و صبر می‌کنم تا برای این صبرم پاداش بزرگی بگیرم.

 من رشته ی محبت تو پاره می‌کنم     شاید گره خورد به تو نزدیک‌تر شوم. (ذوقی اردستانی)

گاهی مواقع دعواها و مشکلات زناشویی باعث می‌شود زوج‌ها باهم خوب شوند و قدر یکدیگر را بیشتر بدانند. اینکه زن فرشته باشد و مرد شاهزاده، تخیلات شیطانی است و انسان را از نعمت بزرگ همسر داری محروم می‌کند. ازدواج مستحب نزدیک به واجب است.

داشتن همسر خوب در سیروسلوک خیلی مفید است. وقتی زن و مرد ازدواج می‌کنند نباید تصورشان این باشد که مرد نوکر است و باید خرجی بدهد و زن هم کلفت است و باید کارهای خانه را انجام دهد.

نگاه به زندگی و به امور، اینکه چگونه نگاه می‌کنیم بصیرت است که با علم هم به دست نمی‌آید. گاهی با خواندن هزاران کتاب هم به دست نمی‌آید. بصیرت مشکل‌گشا است و می‌تواند بگوید در سیروسلوک، زن و مردی که در یک قایق نشسته اند و قایق بانش ولی خدا است، هر طرف که او دستش را علامت دهد، زن و مرد باید با یکدیگر به آن‌طرف پارو بزنند. اگر قرار باشد هر کس به طرفی که نفعش در آن است پارو بزند، قایق دور خودش خواهد چرخید. به این ترتیب ازدواج در سیروسلوک خیلی مفید است. خصوصاً اگر هر دو نفر اهل سیروسلوک باشند. آقایان یا خانم‌هایی که خودشان اهل سیروسلوک هستند ولی همسرانشان نه، باید آن‌ها را هم به این مسیر دعوت کنند؛ و همچنین خانم‌ها و آقایانی که خودشان اهل سیروسلوک نیستند ولی همسرانشان هستند نباید مانع سیروسلوک آن‌ها شوند. درنتیجه حل مشکلات از طریق صحبت و تربیت یکدیگر مسئله ی بسیار مهمی است که در رشد روحی و معنوی افراد تأثیر می‌گذارد.

علم بدون عمل قساوت قلب می‌آورد. این‌طور نیست که کسی که دانش دارد و عمل نمی‌کند از کسی که نمی‌داند بهتر است. کسی که علم داشته باشد و عمل نکند قساوت قلب می‌آورد. بعدها اگر علوم بالاتر هم به این شخص داده شود عمل نمی‌کند و این قساوت قلب خطرناک است.

غسال‌ها خیلی راحت با مرده ها برخورد می‌کنند و آن‌ها را می‌شویند. درحالی‌که آدم معمولی وقتی مرده می‌بیند تا چند روز حالش بد می‌شود. به این دلیل است که غسال‌ها آن‌قدر مرده می‌بینند برایشان یکنواخت و عادت می‌شود. یا مثالی دیگر روضه خوان‌هایی هستند که انقدر امام حسین(ع) را می‌کشند و زنده می‌کنند دیگر برایشان عادی می‌شود. وقتی چیزی روزمره می‌شود قساوت قلب می‌آورد.

… فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ.(آیه ی ۱۶ حدید)

…که دوره طولانی (زمان فترت) بر آن‌ها گذشت و دل‌هایشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری فاسق و نابکار شدند.

علم بدون عمل قساوت قلب می‌آورد. کسی که سی سال پای منبر شنیده است نزول بد است برای بار اول دست و دلش می‌لرزد ولی بعد از مدتی آیات و روایات نزول برایش عادی می‌شود.

عادی شدن علم هم خطرناک است. کسانی که بدون سیروسلوک، فقط می‌خواهند علمش را کسب کنند خطرناک است. در قیامت فرشته ی عذاب می‌پرسد آیا خبر نداشتی و کسی به تو اطلاع نداد؟

تَکَادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّمَا أُلْقِیَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ.(آیه ی ۸ ملک)

(دوزخ از خشم کافران) نزدیک است شکافته و قطعه قطعه شود، هر فوجی را که به آتش در افکنند خازنان جهنّم از آن‌ها پرسند: آیا پیغمبری برای راهنمایی شما نیامد؟

قَالُوا بَلَى‌ قَدْ جَاءَنَا نَذِیرٌ فَکَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ‌ اللَّهُ‌ مِنْ‌ شَیْ‌ءٍ إِنْ‌ أَنْتُمْ‌ إِلاَّ فِی‌ ضَلاَلٍ‌ کَبِیرٍ.(آیه ۹ ملک)

می‌گویند: «آری، بیم دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده و شما در گمراهی بزرگی هستید!»

وَ قَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ‌ أَوْ نَعْقِلُ‌ مَا کُنَّا فِی‌ أَصْحَابِ‌ السَّعِیرِ.(آیه ۱۰ ملک)

و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!»

این نظیر مطالب حکمت که گفته می‌شود مسئولیت آور است. شنیدن و عمل نکردن دل را سیاه می‌کند و آن‌وقت فقط آتش جهنم انسان را پاک می‌کند. هر چه این لایه ها و رسوب‌ها زیادتر شود برای پاک کردن آن باید محکم‌تر میخ بزنند و سوهان بکشند. چون شیعیان امیرالمؤمنین بالاخره به بهشت می‌روند. گاهی مواقع انسان‌ها را در برزخ پاک می‌کنند، گاهی مواقع هم برای پاک شدن باید در جهنم صدسال یا بیشتر بمانند. هر چه قساوت و ناپاکی بیشتر باشد عذاب هم شدیدتر خواهد بود. اینکه فرموده اند هرکسی حکمت را به نااهلش بدهد به حکمت خیانت کرده است یعنی این اسرار و رازها را به کسی بگوید که اهلش نیست خیانت است چون آثار برکت حکمت از بین می‌رود.

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند      جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد (حافظ)

و البته اگر کسی اهل سیروسلوک هست و استاد رازها و اسرار عرفانی را به او نگوید به او خیانت کرده است.

کسانی که اهل سیروسلوک هستند نباید چله‌ها را به کسی بگویند. این دعاها و ذکرها و معلومات را به هرکسی نباید گفت.

گاهی اوقات دیده می‌شود کسی که استاد دانشگاه است و فلسفه و مسائلی از قبیل زمان، عالم انوار و عالم خلق را تدریس می‌کند برایش سؤال پیش می‌آید خداوند قبل از اینکه عالم را خلق کند چه کار می‌کرد.

درحالی‌که اگر کسی عالم امر را فهمیده باشد این سؤال برایش مسخره است. این مسائل به دلیل آن است که نفس رشد نکرده است. علم رشد کرده، اصطلاحات را یاد گرفته و اسرار را پیش ملاصدرا خوانده است ولی چون نفس رشد نکرده است ذهن هنوز بچه گانه است و به عالم ماده خو گرفته است. نفس با عمل بالا می‌رود اما با علم بالا نمی‌رود. علم زمینه ساز هست چون راه را نشان می‌دهد اما اگر انسان بخواهد راه را برود دیگر با علم نیست بلکه بااراده است. علم بدون عمل غرور علمی و قساوت قلب می‌آورد. آقای مجتهدی می‌گفتند طلبگی سه مرحله دارد در مرحله ی اول طلبه اصطلاحاتی می‌شنود که تعجب می‌کند و می‌بیند هیچ‌کدام را بلد نیست. بعد از مدتی که کم کم اصطلاحات را یاد می‌گیرد دچار غرور علمی می‌شود و فکر می‌کند که دیگر علمش بالا رفته و همه چیز را بلد است؛ اما این مرحله هم می‌گذرد و وارد دنیایی می‌شود که ورای اصطلاحات است. دوباره می‌فهمد بی‌سواد است. بسیاری در مرحله‌ی دوم می‌مانند و سقوط می‌کنند.

هرآن گه که گویی که دانا شدم     به هر دانشی بر توانا شدم

چنان دان که نادان‌تری آن زمان     مشو بر تن خویش بر بدگمان (فردوسی)

چون اگر انسان به علمش عمل کند نفس بالا می‌رود. نفس هرقدر که بالاتر برود تشنه تر می‌شود.

در عالم کسی که از همه بیشتر در پی فهم و علم است امام زمان(ع) است. بااینکه علم امام زمان(ع) از همه بیشتر است. وقتی می‌گویند:

…وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا.(۱۱۴ طاها).

بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا.

چون وقتی علم زیاد شود به همان میزان هم تحیر زیاد می‌شود. برای انسان‌های عادی ستاره ها یا خورشید اجسام نورانی در آسمان هستند؛ اما ستاره شناسان با دیدن هر ستاره صدها مطلب در مورد آن به ذهنشان می‌رسد و آن‌ها را به مقام تحیر و مستی فرو می‌برد. کسی مثل پیامبر اسلام با آن میزان از علم، لحظه به لحظه در حالت لذت عجیب کشف به سر می‌برد؛ زیرا نفس و روح او آن‌قدر بالا آمده است که شناخت و معرفتش زیاد شده است. در بهشت قدرت معرفت به گونه ای می‌شود که وقتی انسان یک پرتقال می‌بیند از رنگ، بو، مزه و شکلش لذت می‌برد؛ بنابراین در سیروسلوک روح باید رشد کند که لازمه اش عمل است. اگر عمل نباشد قساوت قلب می‌آورد. قساوت قلب که بیاورد به یک جایی می‌رسد که دیگر درک نمی‌کند.

عمر گران‌مایه در این صرف شد     تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا (گلستان سعدی)

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

 بسم الله الرحمن الرحیم            ۱۰/۲/۹۸            …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *