معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۱۳ آذر ۹۷- جلسه ۳۲۶

جلسه عمومی ۱۳ آذر ۹۷- جلسه ۳۲۶

جلسه ۳۲۶                                                                                             مورخ ۱۳/۰۹/۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

فهرست:

  • شرایط اولیه برای پیوستن به برنامه های سیروسلوک در عرفان مقربین؛
  • مراحل چهارگانه یقین؛
  • ویژگی های اولیاء الله و چگونگی خدمت به اولیاء الهی.

شرایط اولیه برای پیوستن به برنامه های سیروسلوک در عرفان مقربین

مباحثی که مطرح می‌شود آموزش روش سیروسلوک و تربیت عرفانی است. روش و سیستم تربیتی برای کسانی که علاقه مند به سیروسلوک معنوی هستند و می‌خواهند زندگی‌شان را از سبک عادی به سبک و مرحله ی بهتری ترقی دهند. سبک خاصی از زندگی در جهت تکامل روحی انسان؛ بنابراین هدف این است که انسان سبک خوبی از زندگی را انتخاب کند تا آینده اش بهتر از حال، حالش بهتر از گذشته و در رشد و تکامل باشد.

هدف و روش این سبک زندگی تحت عنوان «عرفان مقربین» گفته می‌شود و سبک زندگی انسان‌هایی است که به درجات بالا رسیده اند و به خداوند نزدیک بوده اند.

هدف، رسیدن به سعادت ابدی است و راه، وصل شدن به سلسله ی اولیاء است.

هر کس طالب سعادت ابدی و حداکثری در دنیا، برزخ و آخرت است این روش، بهترین روش است. در مورد اینکه سلسله ی اولیاء چه کسانی هستند و چگونگی وصل شدن به آن‌ها بحث‌هایی هست. رشد و کمال انسان در این است که یقینش روز به روز بیشتر شود. به نبی مکرم اسلام(ص) عرض کردند حضرت مسیح(علیه‏ السلام) روی آب راه می‌رفته است! پیامبر فرمودند اگر یقینش بیشتر می‌شد در هوا هم پرواز می‌کرد. این نشان دهنده ی این است که حضرت مسیح اکمل انسان‌ها نبوده و باز هم جای رشد داشته و یقینی برتر از یقین حضرت مسیح هم هست. حضرت مسیح «کلمه الله» بود، معجزات داشت، وقتی متولد شد به امر خداوند سخن گفت و مقام سلام بسیار بزرگی داشت که فرموده است:

{وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا} (۱۵ مریم)

«و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد.»

پیامبر(ص) می‌فرماید که او هم در مقام یقین می‌توانست بیشتر رشد کند و به این معنی است که کسانی بوده اند که به این مقام‌ها رسیده اند و امکانش هست.

مراحل چهارگانه یقین

این سیر یقین چهار مرحله دارد. از آیات قرآن این‌گونه برمی‌آید که خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید تو باید عبادت کنی تا یقین بر تو بیاید.

{و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین} (۹۹ حجر)

«و پروردگارت را عبادت کن تا لحظه یقین فرارسد.»

وقتی یقین بیاید تمام نمی‌شود بلکه بازهم یقین جدیدی می‌آید؛ یعنی هر روز اضافه می‌شود.

نتیجه ی عبادت، ایجاد یقین است؛ و هر چیزی که یقین را زیاد کند عبادت می‌شود.

برای مثال اگر کسی به جلسه ای برود و در آن جلسه یقین پیدا کند، آن جلسه برای او عبادت است؛ و هر چیزی که یقین را زیاد نکند عبادت نیست. بنابراین اگر کسی عبادت کرد و یقینش زیاد نشد معلوم است عبادتش درست نیست.

یقین مراحلی دارد. آنچه از آیات قرآن برمی‌آید «یقین اولیه» است. بعد از آن «علم الیقین»، «عین الیقین» و «حق الیقین» است. چهار مرحله ی مهم یقین که در هر کدام نفس انسان به یک درجه ی بسیار بالایی از رشد می‌رسد. در مراحل تربیتی گفته می‌شود:

کسی که در این راه قدم می‌گذارد باید به تدریج از منیت انسانی و طبیعی خود کم کند و منیت الهی را در وجود خود، به وسیله ی خدمت به خداوند، دین و اولیاء خدا در جهت تحقق اراده ی الهی گسترش دهد.

مرحله ی عین الیقین مرحله ای است که انسان تمام زندگی اش را وقف خداوند کرده است. مال، جان، آبرو و وقتش را فدای خداوند می‌کند.

وقتی‌ مرحله ی علم الیقین تمام شود شخص به مرور وارد عین الیقین می‌شود. چشم و گوشش باز می‌شود و حقایق عالم آفرینش و حقیقت معارف را می‌بیند و درک می‌کند. با چشم، گوش و عقل باطن، دنیای الهامات و کشف و شهود به رویش باز می‌شود مانند رؤیای صادقه. این مرحله ی عین الیقین است.

عالم عقل، فؤاد، روح، حقایق عالم بالا و معارف اصلی عالم عرفان همه در مراحل عین الیقین است. در مرحله ی عین الیقین شخص باید تمام زندگی اش را وقف خداوند کرده باشد. دیگر پاره وقت نیست.

اگر انسان دستورات را انجام دهد معمولاً بین یک الی نه سال به عین الیقین می‌رسد؛ اما اگر دستوارت را آن‌طور که باید انجام ندهد بین یک الی بیست سال طول می‌کشد. حداقل نه و حداکثر بیست است. بعضی‌ها استعدادشان خوب است و نه سالگی می‌رسند بعضی‌ها استعدادشان کم است و بیست سالگی می‌رسند. بستگی به استعداد و عمل کردن به دستورات دارد. ولی برای کسی که کمترین استعداد و شرایط را داشته باشد اگر دستورات را خوب انجام دهد بیست ساله می‌رسد. این راه های معمولی است. راه های میانبر هم هست. برای مثال شهدا میانبر می‌زنند. کسی که هیچ درسی نخوانده و اصلاً این‌ها را نمی‌داند ولی خودش را به درگاه خدا وقف می‌کند و شهید می‌شود میانبر زده است. مثال دیگر کسی است که پدر یا مادرش برایش دعا کرده است یا خودش در یک لحظه با خدا ارتباط خالصانه ای پیدا کرده است و عمل صالحی انجام داده است. خداوند عنایت می‌کند و او یک شبه راه صدساله می‌رود. این استثناها وجود دارد.

یکی در بیابان سگی تشنه یافت     بــــــرون از رمق در حیاتش نیافت

کله دلو کرد آن پسندیده کیـــــش      چو حبل اندر آن بست دستار خویش

به خدمت میان بست و بازو گشاد     سگ نـاتـــــوان را دمــــــــــی آب داد

خبر داد پیغمبـــر از حال مرد     که داور گناهان از او عفو کرد

خبر داد پیغمبر از حال مرد    که داور گناهان او عفــــو کرد

 (بوستان سعدی)

فردی در بیابان سگی را از تشنگی نجات داد. وقتی نزد پیامبر(ص) آمد پیامبر فرمود تو چه کرده ای که خداوند تمام گناهان تو را بخشید و پاک شدی. گاهی یک عمل مخلصانه انسان را به درجات بالایی می‌رساند.

در مرحله ی عین الیقین کشف و شهود زیاد می‌شود. گاهی انسان به جایی می‌رسد که هرروز دری از معارف بر رویش باز می‌شود؛ و در مرحله ی حق الیقین که اولیاء خداوند هستند هرلحظه دنیایی از معارف بر رویشان باز می‌شود؛ مانند نبی مکرم که دائماً فیوضات را می‌گیرند.

در ابتدای راه امکان انحراف و سقوط هست چون شیطان گفت:

{قال فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم} (۱۶ اعراف)

«گفت: حال که مرا نومید ساخته ای، من هم ایشان را از راه راست تو منحرف می‌کنم.»

شیطان بر اساس شخصیت هر کس او را گمراه می‌کند. یک نفر را آزار می‌دهد تا از راه برگردد. به کس دیگری پول و ثروت می‌دهد؛ اما وقتی شخص وارد می‌شود در مراحل بعد به جایی می‌رسد که سقوط و انحراف وجود ندارد.

ویژگی های اولیاء الله و چگونگی خدمت به اولیاء الهی

{الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون} (۲۵۷ بقره)

«خدا یاور مؤمنان است ایشان را از تاریکی‌ها به روشنی می‌برد ولی آنان، که کافر شده اند بت یاور آن‌هاست، که آن‌ها را از روشنی به تاریکی‌ها می‌کشد اینان جهنمیانند و همواره در آن خواهند بود.»

در رأس سلسله ی اولیاء، ولایت خداوند است. بعد از آن کسی است که از همه ی عالم به خداوند نزدیک‌تر است که به آن ولی‌الله اعظم گفته می‌شود. او بزرگ‌ترین ولی الهی است. همین‌طور پایین می‌آید تا می‌رسد به سلسله ی رجال الغیب که ارکان، نقبا و نجبا هستند؛ یعنی کسانی که با امام زمان(ع) ارتباط دارند. پایین‌تر از این‌ها علمای ظاهری و ربانی هستند که به خداوند وصل شده اند. زهد دارند، دنیا را نمی‌خواهند و هدفشان خداوند است. پایین‌ترین درجه علمای ظاهری هستند.

در ابتدا هر شخص موظف است در جامعه بگردد و اولیاء خدا را پیدا کند. اولین کسی را که باید پیدا کند استاد است. «استاد» کسی است که شخص را به علم الیقین می‌رساند. وقتی به علم الیقین رسید و وارد عین الیقین شد پیر را پیدا می‌کند. در عرفان «پیر» کسی است که شخص را به عین الیقین می‌رساند و بعد از پیر آن‌کسی است که شخص را به حق الیقین می‌رساند. او همان ولی الله اعظم هست؛ بنابراین در مراحل عین الیقین خود ولی خدا و رجال الغیب با شخص ارتباط برقرار می‌کنند و در آن مرحله سقوط نیست. علم الیقین آن مرحله ایست که شخص یقین دارد و می‌تواند اثبات کند که این بهترین راه است.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

 بسم الله الرحمن الرحیم            ۱۰/۲/۹۸            …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *