معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۱۵ آبان ۹۷- شماره ۳۲۲

جلسه عمومی ۱۵ آبان ۹۷- شماره ۳۲۲

جلسه ۳۲۲                                                                      تاریخ ۱۵/۰۸/۹۷

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّه ‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

الحمدلله رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیهالله فی السموات و الارضین.

چیستی بهترین خدمت به خداوند

فهرست:

  1. معنای«حق»؛

۲٫ نحوهخدمت به امام زمان(عجل الله فرجه) در زمان ظهور و قبل از آن؛

۳٫ حلتناقض ظاهری بین آیات در مورد کسب میزان تقوای؛

چکیده: بهترین خدمت، خدمتی است که در «مجموعه»ای صورت بگیرد که زیر نظر یکی از «اولیاء متصل» است.

معنای «حق»:

آیه ای در قرآن شریف می فرماید:

{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ …} (۱۰۲ آل عمران)

«ای کسانی که ایمان آورده اید تقوا داشته باشید آن طور که حق تقوا هست.»

حق به معنای کامل است. وقتی گفته می­شود حق جهاد، حق تقوا، حق تلاوت، حق معرفت یعنی کامل‌ترین درجه اش. {اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ} یعنی آن تقوایی که کامل ترین و سزاوارترین نوع تقواست.

وقتی گفته می­شود: {جاهدوافی الله حق جهاد} یعنی در راه خدا جهادی کنید که کامل ترین نوع جهادباشد. حق تلاوت یعنی کامل‌ترین تلاوت.

نحوه خدمت به امام زمان(عجل الله فرجه) در زمان ظهور و قبل از آن:

سؤالی مطرح می­شود مبنی بر اینکه شخصی که زیر نظر مجموعه­ی ولی خدا کار نکند اما تقوا داشته باشد و خداوند راه را به او نشان می­دهد؛ چرا امکان انحراف دارد؟

اگر کسی می خواهد به معنای کامل خدمت کند حتماً باید زیر نظر یکی از اولیاء خداوند که وصل است خدمت کند نه به صورت مستقل. برای مثال اکثر انسان هایی که یک رشته ی هنری و یا یک فن را می­آموزند اما تصمیم می­گیرند زیر نظر استادشان نباشند و به صورت مستقل کار کنند به موفقیت نمی­رسند و معمولاً تا درجه های اندکی رشد می­کنند؛ اما بعضی ها تا آخرین درجه، زیر نظر بزرگان آن رشته، هنر و فن کار می کنند. این افراد معمولاً کارهای عالی و فاخر به جامعه عرضه می کنند. تجربه ای است که در همه­ی زمینه ها می توان مشاهده کرد.

این درست نیست که وقتی امام زمان(عجل الله فرجه) ظهور کنند علما به صورت مستقل عمل کنند و بر اساس نظر خودشان خدمتی را انتخاب کنند و انجام دهند. به طور مثال در شهرستان خود حوزه ی علمیه بسازند و امام جماعت شوند. همانطور که در زمان ظهور این رفتار درست نیست در زمان غیبت امام زمان(عجل الله فرجه) هم درست نیست. اگر امام زمان ظهور کنند همه ی افراد موظف هستند خودشان را به ایشان برسانند و از ایشان بخواهند که به آنها وظیفه ای محول کنند و بگویند که کجا خدمت کنند. از مراجع تقلید تا مردم عادی. این معنای «ولایت» است. تمام عالم در زمان ظهور باید مستقیم یا غیر مستقیم، با واسطه یا بدون واسطه در خدمت ایشان باشند. کما اینکه الآن تمام فرشته های عالم زیر نظر ایشان هستند.

برای مثال شخصی که تخصص فلسفه دارد معنایی ندارد که تصمیم بگیرد به طور مستقل مرکز آموزش فلسفه بسازد بلکه باید به خدمت امام زمان(عجل الله فرجه) برود و بگوید که تخصص من این است و من این توانایی را دارم دستور دهید من چه کاری انجام دهم.

این فرهنگ باید جا بیفتد تا شیعیانزمینه را برای ظهور امام زمان(عجل الله فرجه) فراهم کنند.

حل تناقض ظاهری بین آیات در مورد کسب میزان تقوای:

در قرآن آیه ای هست که می فرماید:

{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ…} (۱۰۲ آل عمران)

و آیه ای دیگر می فرماید:

{فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ…} (۱۶ تغابن)

 «تقوا داشته باشید هر چه که می توانید.»

 این دو آیه مفسرین را به دردسر اندخته است.

یک آیه امر کرده است که تقوای کامل داشته باشید. تقوای کامل یعنی اینکه هیچ کار شخص اشکال نداشته باشد. این امکان پذیر نیست. در حالی که خداوند از انسان ها غیر ممکن را نمی خواهد.

{لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا…} (۲۸۶ بقره)

خداوند هیچ کس را تکلیف نمی کند، مگر به قدر توانایی او.

مرتبه ی وسع از طاقت کمتر است. نه اینکه خداوند در حد طاقت تکلیف نمی­کند. طاقت خیلی سخت است. «وسع» یعنی اینکه در حد معمولی بتواند انجام بدهد. لذا وقتی برای مثال انگشت پای انسان زخم است برای وضو حکم جبیره وجود دارد؛ یعنی خداوند راه های گوناگون را نشان می دهد.

اما وقتی قرآن می فرماید: {اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ…} معقول نیست.

 اشکال دیگری که وجود دارد این است که {فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ…} به چه معناست؟ اینکه هر قدر می توانید تقوا داشته باشید یعنی چه؟ برای مثال اگر شخصی در شرایطی نتوانست راست بگوید پس دروغ بگوید و گناهی ندارد. چون {مَا اسْتَطَعْتُمْ} یعنی تا می توانید. اگر نتوانستید عیبی ندارد. چون نتوانستید گناه نکنید، غیبت نکنید، به نامحرم نگاه نکنید، دروغ نگویید پس اشکال ندارد.

در نتیجه این دو آیه بین مفسرین مشکل شده است. بعضی ها گفته اند آیه ی دوم آمده است اولی را نسخ کرده است؛ اما نسخ مورد قبول نیست. این مسئله را روایات حل کرده است. همان طور که خیلی از معضلات قرآن را ائمه حل کرده اند. ائمه فرموده اند در آیه ی {اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ…} منظور ما «ائمه(علیهم السلام)» هستیم که می توانیم {حَقَّ تُقَاتِهِ} را انجام دهیم. ائمه(علیهم السلام) توانایی این را دارند که تقوا را در حد کامل خودش رعایت کنند. انسان های دیگر، انسان های غیرمعصوم، انسان هایی که علم لدنی ندارند؛ انسان هایی که به آن مقام بالای انسان کامل نرسیده اند؛ این توانایی را ندارند که حق تقوا را رعایت کنند. اگر انسان ها بخواهند این آیه را رعایت کنند تنها راهش وصل شدن در حرکت اجتماعی به همچین انسانی است. تنها راهش این است که افراد در حرکات اجتماعی خودشان به یک همچین انسانی وصل شوند. به کسی که او می تواند حق تقوا را انجام بدهد وصل شوند. این است که همه موظف هستند کوشش کنند در مجموعه هایی قرار بگیرند که این مجموعه ها وصل به اولیاء خداست.

اگر مجموعه ها به اولیاء خدا وصل نباشد همان اکل میت می­شود؛ یعنی چاره ای نیست. در زمانی که چاره ای نیست عیب ندارد. انسان وقتی می تواند به امام زمان(عجل الله فرجه) وصل شود و زیر نظر ایشان خدمت کند حق ندارد برود پیش یک آیت الله دیگر کار کند؛ اما زمانی که به امام زمان(عجل الله فرجه) دسترسی ندارد باید زیر نظر علمای دیگر باشد چون چاره ای نیست که همان اکل میت می­شود؛ یعنی وقتی انسان در حال مردن از گرسنگی است چاره ای ندارد که به مرده رجوع کند و خودش را از مرگ نجات بدهد. منشاء حکم ثانویه اضطرار است. حکم اولیه خوردن غذای حلال است اما اگر انسان در حال اضطرار باشد و غذای حلال نبود می­تواند گوشت حیوان مرده را بخورد و به این اکل میت اضطرار می­گویند.

در زمانی که امام زمان(عجل الله فرجه) نیستند رجوع به دیگران از باب ناچاری است. البته این ناچاری هم درجاتی دارد. برای مثال بهترین غذا، حکومت امام زمان(عجل الله فرجه) است. درجه ی پایین تر از آن غذایی است که خوردنش حرام نیست اما بهترین غذا هم نیست. بهترین غذا شیشلیک است اما نان خالی هم چیز بدی نیست و بلاخره غذاست. نان خالی حرام نیست و حلال است. درجه ی پایین تر می­شود غذایی که خوردنش حرام است. برای مثال حکومت امام زمان(عجل الله فرجه) آن شیشلیک محسوب می­شود. حکومت غیر امام زمان(عجل الله فرجه)، حکومت مومنین و اولیاء خدا همان نان و پنیر محسوب می­شود. حکومت غاصبین خلافت گوشت خوک مرده محسوب می­شود. گوشت خوک مرده حکومت کسانی است که در مقابل اهل بیت(علیهم السلام) ایستادند. در زمانی که انسان به بالاترین دسترسی ندارد می­تواند درجات پایین تر را به ترتیب تحمل کند. درهر صورت امیرالمؤمنین در زمان خلافت همان غاصبین، خلافت اولی و دومی و سومی را تحمل می کردند. صبر می کردند و حکومت را تأیید می کردند؛ از راه همان اضطرار. در هر صورت باید یک حکومتی باشد. اگر حکومتی نباشد کشور ناامن می شود. بالاخره باید یک نفر آن بالا باشد. او اگر از غاصبین باشد می­شود اکل گوشت خوک. اگر از مومنین عادی باشد می شود گوشت گوسفند مرده. اگر مؤمنین باشند مثل الآن که مؤمنین و اولیاء خدا حاکم هستند می­شود همان نان و پنیر وخرما. انسان ها باید کوشش کنند خودشان را به امام زمان(عجل الله فرجه) برسانند. وقتی امام زمان(عجل الله فرجه) تشریف آوردند معنا ندارد که کسی بخواهد برای خودش مستقل کار کند. الآن هم همین طور است. تا آنجایی که می شود انسان ها باید زیر نظر اولیاء خدا کار کنند. وقتی که از زیر نظر اولیاء جدا­ می­شوند امکان انحراف وامکان سقوط انسان وجود دارد.

والسلام ����۱�p�

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

 بسم الله الرحمن الرحیم            ۱۰/۲/۹۸            …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *