معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۲۰ آذر ۹۷- جلسه ۳۲۷

جلسه عمومی ۲۰ آذر ۹۷- جلسه ۳۲۷

جلسه ۳۲۷                                                                      مورخ ۲۰/۹/۱۳۹۷

وجه تسمیه عرفان مقربین بنابر آیات قرآنی

فهرست:

مخاطبین عرفان مقربین

مسئولیت انبیاءالهی

مخاطبین عرفان مقربین چه کسانی هستند؟

مسئله ی جدی این است که اگر انسان بخواهد به درجات بالای معرفت برسد باید سیروسلوک داشته باشد. در سیروسلوکی که تحت تعالیم اولیا و انبیا است انسان حتماً باید این مراتب ازجمله یقین اولیه و علم الیقین را طی کند. لازمه ی این دو دوره این است که شخص مرتباً در جلسات شرکت کند؛ غیبت نداشته باشد؛ دستورات و برنامه ها را انجام دهد تا ان‌شاءالله اگر لطف خداوند شامل حالش شد یک حرکت، برکت، تکامل و رشد در او ایجاد شود؛ در غیر این صورت نمی‌شود.

همان‌طور که گفته شده است بهشت را به بها دهند نه به بهانه. اگر هم به بهانه دهند قطعاً مراتب بالای بهشت و عرش الهی به بهانه داده نمی‌شود بلکه به بها داده می‌شود. باید زحمت کشید، کارکرد و ریاضت کشید.

 این سیستم که نام آن عرفان مقرّبین است، بهترین، ساده ترین و سبک‌ترین سیستم است. فرقه ها و روش‌های مختلف، ریاضت‌ها و کارهای سخت دارند و معمولاً غیر از مدّعیان، کسی پیدا نشده است که با این روش‌ها به جایی برسد اما این سیستم، سیستم اهل بیت علیهم السّلام است که ریاضت‌های سخت ندارد ولی برنامه ریزی دارد و باید مطابق برنامه حرکت کرد.

دلیل نام‌گذاری عرفان مقربین این است که این عرفان، عرفان مقربین و اولیای خداوند بوده است؛ و ادله ی این مطلب کاملاً قرآنی است.

علت این‌که گفته می‌شود این راه سریع‌ترین و کوتاه‌ترین راه است این است که این کلمات ترجمه ی صراط است. صراط مستقیم یعنی این راه. اینکه گفته شده صراط باریک‌تر از مو و تیزتر از شمشیر است درست است اما وقتی‌که انسان در صراط واقع شد و روش درست را انجام داد، صراط مانند اتوبانی است که راه باز می‌شود. گفته اند که بعضی افراد از این راه به سرعت برق رد می‌شوند. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند صراط از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر است. این برای کسانی است که کند حرکت می‌کنند، روش ندارند و ابتدای صراط هستند، اما آن‌هایی که روش راه را یاد می‌گیرند و دستشان را به راهبر می‌دهند، بر صراط مسلط می‌شوند. صراطی که مانند یک اتوبان وسیع انسان را سریع‌تر به مقصد می‌رساند و با استدلال عقلی می‌توان به این نتیجه رسید که چنین راهی باید باشد.

ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر قرار باشد این انسان‌ها که اسیر غرایز و شیاطین هستند و کمبود فکر هم دارند از اوّل تا آخر راهی که از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر است و زیر آن جهنم است قدم بردارند تا به خداوند برسند پس لطف و رحمت الهی چه می‌شود؟ در بحث‌های عقلی استدلال و گفته شده است که اگر در عالم هستی چیزی ممکن باشد خداوند آن را خلق می‌کند و اگر چیزی را خلق نکند یعنی ممکن نیست.

کسی نزد امام رضا علیه السلام یک مورد تخیّلی را سؤال کرد. معنا و مضمون حرف امام رضا علیه‌السلام به او این بود که آن چیزی که تو می‌گویی وجود و امکانش فقط در ذهن توست و در خارج امکان ندارد. ولی در ذهن تو امکان دارد چون تو آن را تصوّر کرده ای و خداوند در ذهن تو آن را خلق کرده است؛ یعنی اگر چیزی در عالم ذهن و خیال هم امکان خلق شدن داشته باشد، خداوند آن را در ذهن خلق می‌کند، هر چیزی به ذهن انسان می‌رسد آن را خداوند خلق کرده است اما اگر در عالم خارج خلق نمی‌شود به این دلیل است که در عالم خارج امکان ندارد. با این استدلال اگر امکان وجود داشتن راهی بی‌خطر و کوتاه باشد خداوند آن را خلق می‌کند و صراط مستقیم این راه است. پس صراط مستقیم راه انبیا و کوتاه‌ترین راه است و لذا عرفان مقربین ساده ترین راه است.

اگر شخصی چلّه‌هایی که در عرفان مقرّبین داده می‌شود را بررسی کند به این نکته پی می‌برد که چقدر حساب شده، مستدل، علمی و عقلی درست شده است ولی در عین حال خیلی ساده است و ریاضت‌هایی که در سایر روش‌ها هست را ندارد. البتّه چلّه‌های دوره ی علم الیقین چلّه های سنگینی است ولی تا آن موقع برای کسی که چلّه های مرحله ی اول را گرفته باشد لذت‌بخش می‌شود چون اگر مدّتی چلّه نگیرد متوجّه خسارت، سقوط و ضعف خودش خواهد شد که چه چیزی را از دست داده است.

در پاسخ به این سؤال که چرا به این روش سیروسلوک عرفان مقربین گفته می‌شود باید گفت به دلیل بحث صراط مستقیم است. پیامبر فرمودند {قولوا لااله الا الله تفلحوا} پیغمبر نگفتند تنها راه سعادت این است[که تنها لااله الا الله بگویید]. صراط مستقیم راه انبیاست و این ترجمه ی فارسی صراط مستقیم است.

این ترجمه ی همان لا اله الا الله است که امام رضا علیه‌السلام در حدیث سلسله الذّهب فرمودند:

کَلِمَهُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها.

کلام «لا إلهَ إلّا اللّهُ یعنی هیچ معبودی بجز الله نیست» دژ و حصار من (خدا) است پس هر کس به دژ و حصار من داخل شود از عذاب من امنیت خواهد یافت و این شروطی دارد و من (علی بن موسی الرّضا) یکی از آن شرط‌ها هستم.

عرفان مقرّبین این است که هر کس می‌خواهد سیروسلوک عرفانی داشته باشد به‌جای اینکه وارد مکاتب و فرقه های مختلف شود بهتر است به دنبال علمای ربّانی برود. بگردد و علمای ربّانی را پیدا کند و زیر نظر آن‌ها کار کند.

در مباحث قبل گفته شد که بسیاری از بزرگان دینی که سقوط می‌کنند به این دلیل است که زیر نظر کار نمی‌کنند و سرخود هستند.

درحالی‌که باید زیر نظر علمایی که در سلسله هستند کار شود و این روش سیروسلوک و رسیدن به درجات عالی است.

اگر کسی دکترای عرفان، فلسفه، اجتهاد و مرجعیّت بگیرد، رساله چاپ کند و هزاران نفر به رساله اش عمل کنند، اگر به این نکته توجه نکند امیدی به نجاتش نیست؛ اما یک انسان ساده، کارگر، رفتگر، بقّال یا یک راننده ی تاکسی اگر در این مسیر باشد، امید نجاتش قطعی و تضمینی است. به همین دلیل این راه، راه بسیار بزرگی است.

آیه ای که عرفان مقربین را معرفی می‌کند در سوره ی شعراء و از قول انبیاء مرتب تکرار شده است. نوح، ابراهیم، صالح، لوط و همه ی پیامبران گفته اند {فاتقوا الله و اطیعون}. پیامبران نمی‌گفتند «اتقوا الله و اطیعوا الله» بلکه می‌گفتند از ما اطاعت کنید؛ یعنی تقوا و عبادت حقیقی این است که از اولوالأمر که اولیای خدا هستند اطاعت کنید؛

و مطلب دیگرشان این بود که {لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا} از شما مزد رسالت نمی‌خواهم.

یکی از شرایط پیر این است که از شاگردش توقع و منافع نداشته باشد. اگر قرار باشد یک شاگرد ثروتمند برای امور دنیایی او مفید باشد این شخص نمی‌تواند پیر باشد. پیر باید مرید خودش را فقط ازنظر الهی نگاه کند. این جزء شرایط عرفان مقربین است. اگر کسی پیدا شد که زاهد به دنیا بود و علامت زهدش این بود که از شاگردانش چیزی مانند پول نمی‌خواست، این نشان دهنده ی عالم ربانی بودن اوست. اگر انسان اراده کند علمای ربانی زیاد هستند. پس علت نام‌گذاری عرفان مقربین این است که حرف پیامبران این بود که از ما اطاعت کنید. باید علمای ربانی را پیدا کرد و زیر نظرشان کارکرد و سرسپرده بود. سرسپرده بودن یعنی تسلیم بودن.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ.(۷۳ انبیاء)

و آنان را پیشوای مردم ساختیم تا (خلق را) به امر ما هدایت کنند و هر کار نیکو را (از انواع عبادات و خیرات) و خصوص اقامه نماز و اداء زکات را به آن‌ها وحی کردیم و آن‌ها هم به عبادت ما پرداختند.

خداوند آن‌ها را کسانی قرار داده است که به امر او هدایت می‌کردند. این هدایت به امر بحث زیبایی است. در آیه آمده است که فعل خیر را به آن‌ها وحی کردیم به این معنی که فعل خیر را در ذات آن‌ها قرار دادیم و شرایط زندگی‌شان را طوری ساختیم که آن‌ها عملاً کار خیر انجام می‌دادند. فعل را به آن‌ها وحی کردیم به این معنی نیست که به آن‌ها گفتیم کار خوب کنید. این خیلی فرق دارد. {وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ} دو کار انبیاء الهی است. انسان‌های عادی هم باید این دو کار را جزء زندگی‌شان قرار دهند. همه ی انبیاء الهی دو مسئولیت داشتند. یک مسئولیت فردی و یک مسئولیت جمعی. مسئولیت فردی یعنی رابطه خودشان با خداوند و مسئولیت جمعی یعنی رابطه آن‌ها با اجتماع. رابطه ی خودشان باخدا نماز و ذکر خدا بود. کوچک‌ترین فرصتی که پیدا می‌کردند به نماز می‌ایستادند. بعضی از اولیاء هر جا می‌رسیدند دو رکعت نماز می‌خواندند و علت کارشان این بود که می‌گفتند این زمین شهادت می‌دهد که من نماز خواندم؛ و اعتقاد داشتند که همه جا باید باخدا رابطه داشته باشند. در عرفان مقربین انسان چله هایی می‌گیرد که رابطه اش با خدا زیاد می‌شود. چله ی اول را باید با دقت، برنامه و طبق شرایط و دستورات انجام داد و چله ی بعدی بر اساس موفقیت شخص در چله ی اول است. اگر شخص در چله ی اول موفق نشود باید بار دیگر همان چله را بگیرد. ارتباط با خدا باید روز به روز بیشتر باشد. شخص در مرحله ی یقین اولیه یک نوع ارتباط دارد و در مرحله ی علم الیقین باید ارتباطش با خدا بیشتر شده باشد، نماز را با حضور قلب بخواند، با خداوند بیشتر صحبت و مناجات داشته باشد و به او نزدیک‌تر شود تا سال به سال بهتر از قبل شود و به جایی برسد که کمال انقطاع گفته می‌شود. کمال انقطاع و ایتاء زکات رابطه شان با جامعه این است که فقر و شکاف طبقاتی را از بین ببرند. ایتاء زکات یعنی هر چه مال دستشان می‌آمد می‌دادند. مهم‌ترین دستور خداوند است که در جامعه ی بشری نباید فقر باشد و پیامبران الهی مأمور بودند آن‌قدر کوشش کنند که رفاه اقتصادی در جامعه زیاد شود تا حدی که حتی اگر خودشان گرسنه شدند دیگران را سیر نگه دارند.

امام حسن علیه السلام سه بار تمام اموالش را صدقه داد و گاهی اوقات نصف اموالش را انفاق می‌کرد.

نفق یعنی شکافی که در بین سنگ‌ها ایجاد می‌شود و انفاق یعنی پر کردن شکاف طبقاتی. پیامبران موظف به ایتاء زکات و از بین بردن شکاف طبقاتی و گسترش عدالت در جامعه بودند. مبارزه و جهادشان برای همین بود که انسان‌ها در جامعه دچار فقر نباشند و هر شخص در عرفان مقربین باید برنامه اش طوری باشد که اگر به دوره ی عین الیقین رسید بتواند اموالش را برای خدا بدهد.

در دوره ی عین الیقین مراتبی هست که از جمله ی آن بخشیدن همه ی اموال برای خداست.

آیه‌الله بهجت تضمین کرده اند که هر کس واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند به بهشت می‌رود؛ این برای انسان‌های عادی است. اما اگر انسان اهل سیروسلوک باشد و بخواهد به درجات بالای بهشت برسد باید بیست و چهار ساعت وقتش و جانش را برای خدا بگذارد. عرفان یعنی رسیدن به قله، عرش و مغز دین.

یکی از اسامی عرفان مقربین، «حکمت عرشی» است. حکمت و عرفانش عرفان عرشی است؛ یعنی انسان را تا عرش می‌برد. اگر انسان این را می‌خواهد باید بداند روزی می‌رسد که از خود هیچ ندارد.

 قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.(۱۶۲ انعام)

بگو: همانا نماز و طاعت و تمام اعمال من و حیات و ممات من همه برای خداست که پروردگار جهانیان است.

 این هدف سیروسلوک است که وقتی انسان آن مسیر را طی کرد دیگر همه ی وجودش برای خداست. این مراتبی است که در دعای عهد با امام زمان علیه السلام عهد بسته می‌شود.

اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَهِ یَوْمِی هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْدا وَ عَقْدا وَ بَیْعَهً لَهُ فِی عُنُقِی لا أَحُولُ عَنْهَا وَ لا أَزُولُ أَبَدا.

خدایا در صبح این روز و تا زندگی کنم از روزهایم، برای آن حضرت بر عهده ام، عهد و پیمان و بیعت تجدید می‌کنم که از آن رو نگردانم و هیچ‌گاه دست برندارم.

«عهد» همان مرحله ی یقین اولیه است. برای مثال عهد می‌بندیم سروقت بیاییم. مرحله ی بعد عقد است. «عقد» یعنی گره زدن محکم‌تر. مرحله ی دوم محکم‌تر است. برای مثال در مرحله ی دوم بیشتر وقت بگذارم، بیشتر پول بدهم و غیره. مرحله ی بعد بیعت است. «بیعت» یعنی فروختن؛ یعنی انسان خودش را می‌فروشد و دیگر مال خودش نیست. بیعت یعنی انسان خودش را به امام علیه السلام می‌فروشد.

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۱۱۱ توبه

در حقیقت ‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است همان کسانى که در راه خدا می‌جنگند و می‌کشند و کشته می‌شوند [این] به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‏ اى که با او کرده‏ اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است (۱۱۱)

خداوند به انسان‌ها فرموده است که قیمت بدن‌های شما بهشت است آن‌ها را ارزان نفروشید. اگر قیمت بدن انسان این است پس قیمت روحش دیگر چیست. بهتر است گفت که روح قیمت ندارد.

بیعت یعنی فروختن جان و مال و همه ی هستی خود. اینکه گفته اند اگر کسی چهل روز دعای عهد بخواند جزء اصحاب امام زمان علیه السلام می‌شود یعنی چهل روز یادش باشد دارد عهد می‌بندد که بعدش عقد و بیعت است. نه اینکه چهل روز بخواند و بعدش هیچ.

پس علت نام‌گذاری عرفان مقربین این شد که راه و روش سیروسلوک انبیاء و ائمه بوده است که آیات قرآنی و روایاتش هم هست.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

 بسم الله الرحمن الرحیم            ۱۰/۲/۹۸            …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *