معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۲۱ اسفند ۹۷- جلسه ۳۴۰

جلسه عمومی ۲۱ اسفند ۹۷- جلسه ۳۴۰

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ۳۴۰                                                                                      مورخ ۹۷/۱۲/۲۱

@ostadalavi

در روایت آمده است:

ما اخلص #عبدالله عزوجل اربعین صباحاً الا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه.

 هیچ بنده‌ای چهل روز اعمال خود را خالصانه به درگاه حضرت حق انجام نمی‌دهد، مگر اینکه خداوند متعال چشمه سارهای حکمت را از قلب او به زبانش جاری می‌سازد.

روزی سالکی پیش #استاد خود رفت و گفت من چهل روز چله را انجام دادم اما حکمت از قلبم بر زبانم جاری نشد. استادش گفت چون تو چله گرفتی برای اینکه حکمت از قلبت به زبانت جاری شود نه برای خدا، در حالی که در روایت آمده است باید با اخلاص برای خداوند باشد. این داستان ها هست اما نباید از اینها برداشت غلط کرد. گاهی شیطان ذهن انسان را منحرف می کند با این فکر که مثلا من نمی توانم با اخلاص کامل چله بگیرم در نتیجه کلا چله نگیرم و وارد این راه نشوم. در روایت دیگری از امیرالمومنین (ع) آمده است:

عبادت کنندگان سه دسته هستند. گروهی به خاطر رغبت به بهشت (و پاداش های اخروی) خدا را عبادت می کنند که این عبادت تاجران است. گروهی از بیم دوزخ (و کیفرهای اخروی) خدا را عبادت می کنند که این عبادت بندگان است. گروهی نیز به خاطر شکر و سپاس از خداوند، او را عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است.

امام علی علیه السلام در یکی از مناجات‌های خود به همین گونه عبادت اشاره فرموده است: خداوندا، من تو را از ترس عذابت و به طمع پاداشت عبادت نکرده ام، بلکه تو را شایسته ی عبادت دیدم و پرستیدم.

این مقام که انسان خداوند را به خاطر ترس از جهنم و شوق بهشت عبادت نکند بلکه چون او را لایق می داند عبادت کند مقام خیلی بالایی است و کسی غیر از امیر المومنین (ع) که دارای چنین مقام بالایی بود این حرف را نزده است. بسیاری از بزرگان، اهل حکمت و اهل عرفان خواسته اند این حرف را بزنند اما نتوانسته اند. گاهی اوقات شیطان از این مطالب چنان استفاده می کند و به انسان نفوذ می کند که چون انسان های معمولی نمی توانند خداوند را آنطور که شایسته ی اوست عبادت کنند و عبادتشان تاجرانه و بردگی است پس بهتر است کلا عبادت نکنند. این حرف شیطان است. آن که امیر المومنین(ع) می فرمایند یعنی اینکه انسان ها باید مقامات و مراحل را طی کنند و تا امتحان و آزمایش نشوند نمی توانند ادعای مقامات بالا را داشته باشند چون اگر ادعا کنند آزمایش خواهند شد؛ بنابراین انسان ها باید از امتحان های کوچک و دستورات دینی مثل نماز، روزه، خمس، زکات شروع کنند تا کم کم و مرحله به مرحله به مقامات بالا برسند و نباید به وسوسه ی شیطان گوش کرد. چون خداوند به انسان ها وعده ی بهشت داده است وقتی انسان ها برای بهشت یا کسب مقامات معنوی عبادت کنند از آنها می پذیرد. همه ی انسان ها غرق منیت هستند حتی وقتی برای قرب خداوند عبادت می کنند باز هم منیت است چون چیزی غیر از نعمت های دنیا نمی دانند و اگر کسی اهل عبادت باشد و لذت عبادت را بچشد باز هم برای خودش است. آن مرحله ای که منیت اصلا در آن نباشد همان جایی است که گفته اند:

این مدعیان در طلبش بی خبرانند     کانرا که خبر شد خبری باز نیامد (سعدی)

کسانی از جمله ابوسعید، بایزید، کرخی و سایر صوفیه که می گویند ما به فلان جا رفتیم و به فلان مقام رسیدیم دروغ می گویند و ادعا می کنند. در تذکره الاولیاء عطار مطالب کذب و خلاف عقل و دین زیاد آمده است. هیج کس به آن مقام نرسیده است چون آن کس که برسد نمی آید بگوید پس آن کس که می گوید دروغ می گوید. مقامات را یکی یکی باید طی کرد تا به مقامات بالا رسید.

این مدعیان در طلبش بی خبرانند     کان را که خبر شد خبری باز نیامد

 ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز     کان سوخته را جان شد و آواز نیامد (سعدی)

وقتی کسی در سیروسلوک زیر نظر استادش چله می گیرد، از استادش به او فیض میرسد بنابراین بهتر است در مباحات و مستحبات از سکنات و حرکات جزئی استادش پیروی کند. برای مثال اگر دید استادش بعد از خواندن نماز عشا استراحت کوچکی کرد و سپس نماز وتیره اش را خواند بهتر است شاگرد هم به پیروی از او بین نماز عشا و وتیره اش فاصله بیندازد.

روایتی از امام صادق (ع) آمده است:

إذا کانَ یَومُ القِیامَهِ جَمَعَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ النّاسَ فی صَعیدٍ واحِدٍ، و وُضِعَتِ المَوازینُ، فیُوزَنُ دِماءُ الشُّهَداءِ مَعَ مِدادِ العُلَماءِ، فیَرجَحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهَداءِ.

چون روز رستاخیز شود، خداوند عزّ و جلّ مردم را در دشتى فراخ گرد مى آورد و ترازوها گذاشته مى شود و خون شهیدان با مرکّب عالمان سنجیده مى شود، اما کفّه مرکّب عالمان بر خون شهیدان سنگینى مى کند.

اینکه می گویند مرکب علما بر خون شهدا رجحان پیدا می کند به این معنی نیست که مقام علما از مقام شهدا بالاتر است؛ و بر مبنای این روایت بعضی ها گفته اند مداد العلما افضل من دماء شهدا، در حالی که حدیث اصلا این معنی را نمی دهد.

مقام شهید از عالم بالاتر است اما مرکب عالم به این دلیل ارجح است که یک شهید ممکن است در گوشه ای گمنام جانش را بدهد ولی مرکب عالم همیشه می ماند و به جهت ماندگاری اثر زیادی دارد. پس مرکب از خون شهید افضل است اما خود عالم از خود شهید افضل نیست. البته افضلیتی هم برای عالم هست ولی نه به این معنا که هر کسی بنشیند در خانه، رفاه داشته باشد، بنویسد و در جایی دیگر جوانی برود جانش را بدهد، آنگاه آن کس که در خانه نشسته است فکر کند مقامش از آن جوان بالاتر است. بلکه مسئله ی اصلی گذشتن از منیت است و این منیت جز از راه اطاعت از اولیائی که از جنس همه ی انسان های معمولی هستند ممکن نیست. اولیائی از جنس انسان های معمولی به این معنی است که فرشته نیستند، گاهی اشتباهاتی دارند و ممکن است از آنها اشکالات علمی سر بزند و ثابت شود شخص دیگری بهتر از آنها تشخیص داده است اما باید به یاد داشت ولایت سر جای خودش است چون احتمال دارد منیت اینجا ظاهر شود.

در مورد این مطلب که علم بدون تزکیه باعث سقوط می شود باید گفت حتما این اتفاق نخواهد افتاد و قطعی نیست اما به صورت کلی علم یک امکان است، اگر انسان تربیت نشده باشد می تواند از آن علم استفاده ی بد کند به همین دلیل گفته اند علم در دست انسان نا اهل مانند شمشیر در دست انسان مست است و خطر دارد؛ بنابراین بستگی به تربیت انسان ها دارد. داشتن اسلحه در خانه حتی برای انسان مسلمان خطرناک است چون این خطر وجود دارد که از آن استفاده ی بد کند. همین که با خود فکر کند اگر کسی من را اذیت کرد اسلحه دارم، این فکر کم کم او را وادار می کند اگر در خیابان با کسی درگیر شد یا یک نفر پولش را خورد و در موقع عصبانیت، اسلحه را بردارد و آدم بکشد. در نتیجه همیشه امکاناتی که در دست انسان هاست می تواند احتمال آلوده شدن آنها را داشته باشد. وقتی یک نفر چاقو دارد ولی از آن استفاده ی بد نمی کند به این دلیل است که عقل دارد و تربیت شده است.

اینکه انسان ها گناهان را ترک کنند برای ورود به بهشت و در حد شریعت واجب است اما سیروسلوک عرفانی مستحب است. در واقع سیروسلوک برای بالا بردن درجات بهشت است. طلب علم هم واجب است اما نه طلب هر علمی بلکه طلب علم نافع واجب است؛ یعنی علمی که منفعت داشته باشد. یکی از علوم نافع علم تهذیب نفس است؛ اما بعضی از علوم حرام است.

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لاَ یَنْفَعُ.

خدایا پناه به تو مى ‏برم از علمى که نفع نبخشد.

 منظور از علمی که منفعت نداشته باشد علمی است که ضرر داشته باشد.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۳۰ بهمن ۹۷- جلسه ۳۳۷

بسم الله الرحمن الرحیم جلسه ۳۳۷                                                                     مورخ ۳۰/۱۱/۹۷ برای اینکه سالک بتواند از مقام شاگردی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *