معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۲۲ آبان ۹۷- شماره ۳۲۳

جلسه عمومی ۲۲ آبان ۹۷- شماره ۳۲۳

جلسه ۳۲۳                                                            مورخ ۲۲/۰۸/۹۷

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّه ‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

الحمدلله رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه الله فی السموات و الارضین.

بررسی نظرات شهادت دادن بر حجت و ولی خدا بودن امیرالمؤمنین علیه السلام در اذان و اقامه

این مسئله که شهادت بر امیرالمؤمنین علی(ع) جزء اذان و اقامه هست یا خیر، جنبه ی علمی دارد و دانستن آن خیلی مهم است. برخی میگویند شهادت بر امامت امیرالمؤمنین که ولی الله است جزء اذان نیست. فتوا داده اند که: «اگر کسی به نیت واجب بگوید حرام است و باید به نیت استحباب گفته شود ولی مستحب مؤکد است یعنی خیلی خوب وپسندیده است که انسان این را بگوید.» برخی هم گفته اند: «واجب است که گفته شود.» ولی فقها و علمای مشهور گفته اند: «به نیت واجب نباید گفته شود.»

«عرفان مقربین»، سبک زندگی خوب و ایدئال زندگی

همه ی انسان‌ها در پی زندگی خوب هستند. زندگی خوب و به اصطلاح سبک زندگی خوب را انسان زمانی می‌تواند بفهمد که هدف از زندگی را بداند. تا زمانیکه زندگی انسان هدف خوبی نداشته باشد نمی‌تواند به زندگی خوبی برسد. انتخاب سبک زندگی به این بستگی دارد که انسان چه هدفی در زندگی اش انتخاب کند. سیروسلوک عرفان مقربین در واقع یک نوع سبک زندگی است.

پس انسان‌ها برای داشتن زندگی خوب باید هدفی را مشخص کنند. ازنظر قرآن کریم انسان‌ها سه گروه هستند. گروه اول انسان‌های «غاوی یا انسان‌های بیهدف» هستند؛ البته چون هیچ انسانی بدون هدف نیست در اصل این‌ها کسانی هستند که هدف‌هایشان پست است و هدف‌های ارزشمندی در زندگی ندارند. گروه دوم «ضالین» هستند؛ انسان‌هایی که هدف‌های والا دارند ولی راه را گم می‌کنند. گروه سوم «مهتدین» هستند؛ انسان‌هایی که هم هدفشان بزرگ است و هم راه را پیدا کرده اند.

سبک زندگی خوب همین سیروسلوک عرفان مقربین است که انسان بزرگ‌ترین هدف را انتخاب کند. هدفی که هم «خداوند» انسان را برای آن خلق کرده است و هم به لحاظ «عقلی» بهتر از آن هدف پیدا نمی­شود که آن سعادت ابدی و سعادت حداکثری است.

مسئول و امام شدن رسالت همه انسان‏ها

انسان در انتخاب این راه و این هدف مسئول است. این‌طور نیست که اگر این راه را انتخاب نکرد اشکالی نداشته باشد بلکه انسان مسئول است و باید پاسخگوباشد. در قبال این پاسخ‌گویی یکی این است که انسان امام باشد. انسان مسئول یعنی انسانیکه امام است. همه باید از خداوند بخواهند که امام باشند؛ و این مسئله با جاه طلبی فرق می­کند. انسان نباید دنبال مقام‌های دنیایی باشد. خداوند در قرآن فرموده است که مؤمن کسی است که از خداوند بخواهد من را امام متقین قرار ده.

{وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا} (۷۴ فرقان)

«و آنان که می‌گویند: ای پروردگار ما، از همسران و فرزندانمان دل‌های ما را شاد دار و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان

«امام متقین» یعنی اینکه چهار الی پنج نفر از انسان‌های باتقواما را در زندگی خودشان الگو قرار دهند. این هدف زندگی است و برای آن است که انسان یکزندگی ایدئال، یک سبک زندگی خوب، یک سیروسلوک داشته باشد. این سبک زندگی باعث می‌شودکه انسان همیشه در آسایش و لذت باشد و احساس کند که مفید است و بهتر از این نمی‌توانست باشد. در غیر این صورت انسان‌ها دچار خسارت، حسرت و پشیمانی خواهند بود.

چگونگی امام متقین شدن

برای اینکه انسان بتواند «امام متقین» باشد باید بتواند حداقل بر چهار الی پنج نفر تأثیرگذار باشد و آن‌ها را دور خود جمع کند. حداقل، این تعدادتا بتواند یک مجموعه درست کند؛ و وقتی مجموعه ی کوچکی تشکیل داد آن را به مجموعه یبزرگ‌تری وصل کند که خود آن هم به مجموعه ی بزرگ‌تر دیگری وصل است.

به این ترتیب تنها راه رسیدن به سعادت ابدی، وصل شدن به سلسله ی اولیاء است.

این یک مسئله ی شخصی نیست که شخص خودش به تنهایی به واسطه ی یک ولی به سلسله ی اولیاء وصل شود بلکه هر کس باید یک مجموعه ای را هم باخود وصل کند.

تنها با «خدمت زیرنظر ولی بالاتر» یک کار کوچک زیر مجموعه کار جهانی و بزرگ امام زمان(ع) قرار می‏گیرد

علاقه به امام زمان(ع) کافی نیست بلکه باید به آن حضرت خدمت کرد. خدمت به امام زمان(ع) این است که یک قسمتی از کاری که آن حضرت در دنیا انجام می‌دهند را به عهده گرفت و به ایشان کمک کرد. اینکه گفته می­شود برای سلامتی امام زمان(ع) صلوات بفرستید معنی­اش این است که وقتی امام زمان(ع) شیعیانی که فقط ادعا دارند و هیچ نقش و کوششی در عالم ندارند را می­بینند؛ ناراحت می‌شوند و گاهی از دیدن نامه ­یاعمال انسان‌ها آن‌قدر ناراحتی‌ها زیاد می‌شود که مریض می‌شوند؛ زیرا ایشان چیزهایی را می­بینند که انسان‌های معمولی نمی­بینند.

امام زمان(ع) می‌بینند که یک گناه کوچک چه اثری روی انسان‌ها می‌گذارد و بر روی او که روحش، روح لطیفی است اثر بدی می‌گذارد؛ و این بیماری و ناراحتیایشان می­شود.

افراد باید این سبک زندگی سیروسلوک در عرفان مقربین را خوببفهمند و بعد از فهمیدن به آن عمل کنند و متوجه شبهات و پاسخ آن‌ها بشوند تا اینتفکر را در عالم گسترش دهند و زمینه ی ظهور امام زمان(ع) را فراهم کنند.

فوائد زیرنظر ولی بالاتر کارکردن

  1. جلوگیری از انحراف، حتی در شخصیت‏های بزرگ؛
  2. شیعه و مشمول دعای خاصه امام زمان(عج) شدن؛
  3. ایجاد و به کمال رسیدن فضایل انسانی؛
  4. ابدی و همیشگی شدن فضایل انسانی؛
  5. سالم شدن سیستم جهانی.

قبلاً گفته شد اینکه بعضی از شخصیت‌های بزرگ به انحراف می‌روند یا مشکل ساز می‌شوند به این دلیل است که آن‌ها زیر نظر نیستند. مثال‌هایی هم در تاریخ اسلام موجود است؛ مثل حسان بن ثابت و عبیدالله حر جوفی.

زیر نظر بودن که همان وصل شدن به امام زمان(عج) بوسیله خدمت کردن است خیلی مهم است و ادله ی زیادی هم برای این موضوع وجود دارد.

یکی این است که دعای امام شامل حال شخص زیر نظر می­شود. این‌طور نیست که امام زمان(ع) همه را یک جور دعا کنند. اول برای شیعیان خاصشان دعا می­کنند.برای کسانی که بیشتر خدمت می­کنند. آن‌هایی که در زندگی‌شان موفق نیستند به ایندلیل است که دعای امام زمان(ع) شامل حال آن‌ها نیست. چون دعای ایشان خیلی مؤثر است. این یک چیز طبیعی است که وقتی ایشان به قنوت می ایستند و دعا می­کنند به کسانی که خادم ترند توجه بیشتری می­کنند. همان‌طوری که به ‌صورت طبیعی کارمندانی که بیشترکار و خدمت کنند بیشتر حقوق می‌گیرند. البته گاهی هم ممکن است به دلایلی آن عقب مانده ها را هم یک نظری بکنند.

وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (۳۹ نجم)

و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست. در دستگاه خداوند و دستگاه امام زمان(ع) ملاک، خدمت‌ها و کوشش‌هاست. ملاک، روابط فامیلی یاظاهر افراد مثل قیافه، تملق و غیره نیست. در دستگاه الهی به خدمت، کار، صداقت، نیت و اخلاص نمره می‌دهند. کسانی که می­خواهند دعای امام زمان (ع) در شب قدر و در شب‌های خاص شامل حالشان شود باید زیر نظر باشند.

امام زمان (عج)فرموده اند:

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»

«ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.»

یعنی به شیعیان توجه دارند و کسانی که زیر نظر باشند مشمول دعای آن حضرت هستند و کسانی که زیر نظرنیستند دچار سقوط و انحراف می­شوند.

مسئله دیگر این است که کمالات انسانی بدون زیر نظر ولی خدا بودن ایجاد نمی‌شود.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (۱۰۲ آل عمران)

ای اهل ایمان، از خدا بترسید چنانچه شایسته خدا ترس بودن است و نمیرید جز به دین اسلام.

اتَّقُوا اللَّهَحَقَّ تُقَاتِهِ یعنی انسان کمال تقوا را داشته باشد. در کتاب‌ها نوشته شده است حق آن چیزی است که به لحاظ فعلی و به لحاظ قولی ثابت و کامل است.

حق عبارت است از حی و قیوم. «حاء» حی و «قاف» قیوم است؛ یعنی چیزی که زنده، پایدار و ابدی است. حق یعنی کامل‌ترین چیز؛ یعنی آن چیزی که در کمال خودش هست و همیشگی است.

خداوند حق و باطل را مثال می‏زند. حق آن رودخانه ای است که جریان دارد و باطل آن حباب‌های روی آب است.

امام علی(علیه‌السلام) می‏فرمایند: «لِلْحَقِّ دَوْلَهٌ، لِلْباطِلِ جَوْلَهٌ.»

«حق، جریان پیوسته دارد و باطل، جولان مقطعى»

آن چیز که می­آید و می­رود باطل است. آن چیز که می­ماند حق است؛ نشانه­ی حق همین است.

کمالِ تقوا چیست؟ کمال تقوا این است که انسان یک ذره هم از خدا دور نشود؛ اما انسان‌ها نمی­توانند این‌گونه باشند و حق تقوا را داشته باشند. در نتیجه سؤال پیش می­آید که خداوند انسان‌ها را مأمور به چیزی کرده است که نمی‌توانند داشته باشند. درحالی‌که خداوند هر کسی را به اندازه ی وسعش تکلیف می­کند. درجه ی وسع از طاقت هم کمتر است.

لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ… (۲۸۶ بقره)

خدا هیچ‌کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او، نیکی‌های هر کس به سود او و بدی‌هایش نیز به زیان خود اوست… .

پاسخ این است که انسان‌های معمولی مأمور به این امر نیستند بلکه امام معصوم(علیه‏السلام) است که می­تواند این دستور را انجام دهد. لذا در روایت است که این برای مؤمنین گفته نشده است و به «ائمه» گفته شده است.

انسان‌های معمولی مخاطب به تبع هستند؛ یعنی وقتی انسان در مجموعه ای قرار بگیرد که این مجموعه کامل است، او هم کامل می‌شود. وقتی در مجموعه ای قرار بگیرد که آن مجموعه حق تقوا را دارد، او هم حق تقوا را خواهد داشت. غیر از این راه دیگری وجود ندارد. اگر انسان ریاضت‌های سخت بکشد، شب تا صبح نماز بخواند، صبح تا شب روزه بگیرد، مسجد بسازد، بیمارستان بسازد، در جبهه کشته شود، به بالاترین روش به شهادت برسد، همه ی این‌ها اجر دارد اما حق تقوا و حق جهاد نیست. حق جهاد وقتی است که جهاد انسان زیر نظر کسی باشد که او جهاد بزرگ را انجام می‌دهد. این مجموعه حق جهاد می­شود.

بنابراین تمام صفات کمالیه ­ی انسان مثل جهاد، تقوا، صداقت، وفای به عهد، شجاعت، سخاوت، کرامت و غیره، زمانی ارزش پیدا می‌کند که زیر نظر ولی خدا باشد.

مرحوم دکتر شریعتی جملات زیبایی گفته است که امیدواریم برای همین سخنان زیبا خداوند رحمتش کند و ازگناهانش بگذرد. گفته است دو نوع تقوا وجود دارد. تقوای پرهیز و تقوای ستیز. «تقوایپرهیز» آن است که انسان گناه نمی‌کند و گوشه ای می‌نشیند. این تقوا فایده ندارد. «تقوایستیز» آن است که انسان در جامعه با ظلم مبارزه کند، به مردم خدمت کند، وسط جامعه باشدو تقوایش را هم حفظ کند و به گناه آلوده نشود. تقوای ستیز یعنی تقوای در میدان جهاد و کوشش ارزش دارد؛ و گفته بود اگر انسان در صحنه­ ی مبارزه­ی حق و باطل نباشد، چه به نماز ایستاده باشد، چه به شراب نشسته باشد، فرقی نمی‌کند.

 این‌ها جملات ارزشمندی است که ولایت در آن‌ها موج می‌زند. می‌فرماید که اگر انسان با حسین نباشد و با یزید باشد، به دور خانه­ی خدا چرخیدنبا به دور خانه‌ی بت چرخیدن فرقی ندارد. می‌گوید حسین(علیه‏السلام) با نیمه تمام گذاشتنحجش درسی بزرگ‌تر از شهادتش به ما داد. البته این تعبیری است که غلط هم دارد زیرا امامحسین(ع) حج را نیمه تمام نگذاشت بلکه حج مستحبی انجام داد؛ اما اصل پیام زیباست. اینکهامام حسین(ع) با نیمه تمام گذاشتن حجش درسی بزرگ‌تر از شهادتش به ما داد. اینکه وقتیحسین نباشد و یزید باشد، امامت نباشد و خلافت باشد، عدالت نباشد و ظلم باشد، گرد خانه­یخدا چرخیدن با گرد خانه­ی بت چرخیدن فرقی ندارد. وقتی در صحنه­ی مبارزه­ی حق و باطلنیستی، چه به شراب نشسته باشی، چه به نماز ایستاده باشی، فرقی نمی‌کند. حال کامل‌تراین سخن این است که:

اگر انسان در صحنه ­ی مبارزه­ ی حق و باطل هم باشد و با باطل مبارزه هم بکند تا زمانی که وصل به ولی خدا نباشد،ارزش ندارد.

خیلی‌ها با استکبار مبارزه می­کنند ولی جدای از ولایت. این خطر سقوط و انحراف دارد. فعالیت‌ها و تشکیلات باید همه در خدمت و وصل به ولی خدا باشند. هر کس باید برود پیش ولی خدا و بپرسد من چکار کنم. استعدادها و امکاناتش را بیان کند و بپرسد که آن‌ها را چگونه خرج کند؟ این ارزش دارد. زمانی که امام زمان(ع) ظهور کند تمام تشکیلات دنیا این‌طور می‌شود. الآن هر کشوری ساز خودش را می‌زند. برای همین همیشه در بین کشورها جنگ است و مظلومین کشته می‌شوند و بسیاری از انسان‌ها تلف می‌شوند.

در هشتاد، نود سال پیش یک آلمانی نوشت غروب غرب، فروپاشی تمدن غرب. این بلایای طبیعی که نازل می­شود از جمله همین آتش سوزی در کالیفرنیا، همه از عملکرد بد انسان‌ها است که این‌طور ظاهر می­شود. ولی خداوند فقط یک اشاره می‌کند و انسان‌هایی که غرق در مادیات هستند و فقط ظواهر را می‌بینند نمی‌توانند عاملش را تفسیر کنند و بفهمند اما اولیاء خدا می‌فهمند چرا این عذاب خداست.

برای مثال در یک کشور اگر قرار باشد هر شهری ساز خودش را بزند برای مثال خوزستان بگوید ثروت ملت ایران نفت است و ما نفت را تأمین می‌کنیم پس ما باید نورچشمی باشیم، یا مثلاً فلان استان بگوید ما طلای کشور را تأمین می­کنیم پس ما باید عزیز باشیم، در این صورت کشور به تفرقه و فروپاشی کشیده می­شود. باید یک نظامی باشد که نفت، گندم، برنج، طلا، زعفران را بگیرد و عادلانه بین کل کشور تقسیم کند.

هشام بن حکم شاگرد امام صادق(ع) وقتی می‌خواهد امامت را به آن انسانی که منکر امامت بود ثابت کند گفت: بدن انسان کبد، قلب، مغز، دستگاه گوارش، دستگاه بینایی و غیره دارد. همه­ی این سیستم‌ها در بدن نیاز به روحی دارد که بر آن‌ها حاکم شود و تنظیمشان کند. آن قلب است و منظورش از قلب همان روح است. آن روحی که بر بدن حاکم است تنظیم می‌کند غده تیروئید یا سایر اعضا چه مقدار کار کنند. اگر آن روح نباشد کلیه و همه ی اعضای بدن برای خودشان کار می­کنند. نتیجه ی این زیاد و کم شدن فعالیت‌ها به کل سیستم آسیب میزند و تبدیل به مریضی‌هایی می‏شود که انسان‌ها به آن دچار می­شوند.

یک سیستمی باید آن بالا باشد. در حال حاضر در دنیا کشورهای آمریکا، اروپا، آسیا، آفریقا و غیره هر کدام ساز خودشان را می‌زنند؛ مانند بدنی که کلیه، کبد، غدد برای خودشان کار می‌کنند. این بدن ناسالم است. در حال حاضر بشریت مثل یک بدن ناسالم است. امام زمان(ع) که بیایند مانند روحی است که در این دنیا همه را تنظیم می‌کنند. در کشورهای مرفه جوان‌ها خودکشی می­کنند. در کشورهای دیگر مردم از فقر و گرسنگی می­میرند. دنیا بدون روح است. یک حاکم کنترل کننده نیست.

 همه ی سیستم‌ها باید به امام زمان(ع) وصل شوند. همه ی وزارتخانه‌ها، نهادها، ارگان‌ها باید زیر نظر آن امام حاکم باشند. الآن در کشور ایران هنوز این سیستم حاکم نشده است؛ یعنی این کشور به یک معنا ولایی است ولی به یک معنا هم ولایی نیست؛ اما مردم خودشان باید این تفکر و فرهنگ را رایج کنند. به این معنی که هر کس یک سیستمی درست کند و این سیستم خودش را زیر نظر آن روح قرار دهد و کار کند که این می­شود سبک زندگی سیروسلوک در عرفان مقربین. اینکه هر کس جداگانه برای خود کار و خدمت کند نمی­شود و باید به اولیاء وصل شوند. فقط مسئله­ی شخص نیست بلکه باید کل سیستم زندگی هر انسان این‌طور بشود.

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا … (۶ تحریم)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاه دارید … .

هر کس باید این سیستمرا در خانواده خودش درست کند. اختلافات خانوادگی به این دلیل است که زن فکر می­کند شوهرش نوکر اوست و مرد فکر می­کند زنش کلفت اوست. دو نفر که در قایق بنشینند و هریک به دو جهت متفاوت پارو بزنند قایق دور خودش می­چرخد. اگر در یک خانواده، زن و شوهرهدف مشترکی داشته باشند و هر دو باهم پارو بزنند این قایق به هدف می‌رسد. اختلافات خانوادگی بیشتر به این دلیل است که زن و شوهر به چشم وسیله به یکدیگر نگاه می­کنند؛اما اگر خانواده زیر نظر کار کند، همه در جهت یک هدف کار می­کنند و فداکاری ایجاد می­شود.مسئله ی زیر نظر بودن مسئله ی مهمی است. وصل شدن به سلسله­ ی اولیاء و خدمت کردن که به اصطلاح سبک زندگی سیروسلوک است و در عرفان مقربین پیشنهاد می­شود ابعاد مختلفیدارد که به بعضی از آن‌ها اشاره شد.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۷ اسفند ۹۷- جلسه ۳۳۶

بسم الله الرحمن الرحیم جلسه ۳۳۸                                                                                        مورخ ۷/۱۲/۹۷ گفته شده است فاطمه ی زهرا سلام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *