معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / صراط، راه رسیدن به سعادت ابدی

صراط، راه رسیدن به سعادت ابدی

بسم‏ الله‏ الرّحمن‏ الرّحیم

همانطور که در مبحث مبادی عرفان مقربین گفته شد ایده ‏آل، آرمان و هدف بزرگ زندگی، لقاالله، تقرب به خدا، رسیدن به سعادت و لذت ابدی است؛ که در واقع همه ی اینها تعابیر و مفاهیم مختلفی برای یک مصداق است. گاهی یک چیز در مفهوم متعدد است ولی در مصداق یکی است. برای مثال یک نفر می تواند در لباس سرهنگ، پزشک، خلبان و غیره ظاهر شود. در لباس سرهنگی به او جناب سرهنگ، در لباس پزشکی به او پزشک و در لباس خلبانی به او خلبان می گویند. این یک شخص و مصداق است ولی چند مفهوم مختلف به او تعلق می گیرد.

خداوند هم چندین صفت دارد از قبیل عالم، عادل، رحیم، قدیر و غیره ‏اما اینها همگی از نظر مفهوم متعدد هستند یعنی رحمانیت و قادر بودن در مفهوم دو چیز متفاوت هستند اما در مصداق یکی هستند. البته خداوند صفات متعدد ندارد بلکه همه ی این صفت ها یکی است. به تعبیر عرفا خداوند با همان چیزی که می‏ شنود می‏ بیند یا همانطور که می‏ شنود همانطور هم می‏ بیند و نفس انسان هم اینطور است. پس صفات متعدد است اما مصداق یکی است.

لقاالله، قرب به خدا، فنا فی ‏الله یا سعادت ابدی همگی یک حقیقت است که ایده‏ آل و هدف بزرگ زندگی انسان می‏شود. انسان در عمر بسیار کوتاه خود امتحان پس می دهد تا خودش را لایق آنجا کند و راهی را برود که به آنجا ختم شود.

حال بحث بر سر این است که برای رسیدن به آنجا باید چه مسیری طی شود. این مسیر همان چیزی است که به آن می‏گویند زندگی ایده ‏آل یعنی انسان چگونه زندگی کند تا به آن هدف و مقصد برسد. این چگونه زندگی کردن در واقع زندگی ایده ‏آل است. امروزه اصطلاح سبک زندگی در میان مردم رایج شده است. البته کسانی که از سبک زندگی استفاده می‏کنند منظورشان از آن، بیشتر عوارض، سطح و لایه ی بیرونی زندگی است. مثل اینکه انسان چگونه لباس بپوشد، چگونه رفتار کند، چه فرهنگ و هنری داشته باشد یا مصرف و تولیدش چگونه باشد. اینها مباحث سطحی زندگی است که به آن سبک زندگی می‏گویند؛ اما سبک زندگی اساس و اصولی دارد. اصول سبک زندگی همین زندگی ایده‏آل است؛ یعنی بهترین نوع و روش زندگی راهی است که انسان را به آنجا برساند. اگر انسان از این اصول غافل شود و آنها را به کار نگیرد در واقع عمرش تلف شده است.

عمر گرانمایه در این صرف شد     تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا (سعدی)

این بیت اشاره به همان سبک زندگی دارد که امروزه از آن صحبت می‏کنند. اینکه انسان چگونه مصرف کند، غذا بخورد، لباس بپوشد و غیره. سبک زندگی به این معنا، مسائل سطحی زندگی محسوب می شود. برای مثال متاسفانه در حال حاضر در جامعه نوع خاصی از لباس هایی که از فرهنگ غربی آمده است را مد می گویند و استفاده می کنند؛ که باعث ننگ و شرمندگی است. این یک نوع سبک زندگی محسوب می شود که از غرب آمده است. بعضی‏ها می‏گویند چادر برای ما سخت است؛ چون گرممان می شود. ولی برای شلوار های گشاد که دیگر نمی توان گفت سخت است. پس چرا به جای شلوار گشاد شلوار های تنگ می پوشند؟

سبک زندگی ظاهری که در زمینه های مختلف جامعه از جمله هنر، سینما و موسیقی خودنمایی می‏کند آنقدر مهم نیست. بلکه آن اصول و مباحث اساسی سبک زندگی است که بسیار اهمیت دارد و باید درست شود. برای اینکه انسان بداند چگونه زندگی کند؛ باید اصول را پیدا کند؛ و طبق آن اصول عمل کند؛ تا به ایده‏ آل برسد. در غیر این صورت سقوط می کند.

اگر انسان در کانال قرار نگیرد و به مقصد نهایی که لقاالله از جنبه ی رحمانی الهی یعنی رسیدن به سعادت و بهشت ابدی است نرسد؛ به هر جای دیگر که برسد بی فایده‏ و سقوط است. عمر کم انسان و امتحان سنگین او بسیار امر جدی و خطرناکی است. پس باید زندگی را جدی گرفت و مراقب بود که عوارض و سبک زندگی، انسان را از اصل غافل نکند.

انسان باید به اصولی که تحت عنوان زندگی ایده‏ آل قرار می گیرد توجه کند، روی آنها بحث کند و به دنبالشان باشد. در قرآن شریف از آن با عنوان صراط نام برده شده است همان که یک مسلمان در طول روز حداقل ده مرتبه آن را می‏خواند. اهدنا‏ الصراط‎ المستقیم. صراط همان زندگی ایده آل و راه زندگی است. همان ریل، اتوبان یا کانالی است که انسان باید روی آن حرکت کند و اگر از روی آن منحرف شود متاسفانه به هدف بزرگش نمی‏رسد.

صراط به قدری اهمیت دارد که خداوند فرموده بر مسلمانان واجب است در طول روز ده مرتبه آن را تکرار کنند؛ تا یادشان نرود که به دنبال آن هستند. می توان از زندگی ایده آل، بهترین و آرمانی ترین سبک زندگی یا عالی ترین دستاورد زندگی برای تفسیر کلمه ی صراط استفاده کرد. در این روش حتی اهدافی که غیر ممکن به نظر می آیند مثل خدا گونه شدن که هدف بسیار بالایی است؛ هم به دست می ‏آید.

در قرآن که صراط مستقیم را نام می‏ برد و مرتب و مکرر در مورد آن و ویژگی‏هایش صحبت می‏کند به راه ترجمه شده است. به غیر از صراط به معنای راه، کلمات و واژه ‏های دیگری هم به این معنا هست؛ از جمله سبیل و طریق؛ اما در قرآن بیشتر از همین سه واژه ی سبیل، صراط و طریق استفاده شده است که مهم هستند؛ و با هم فرق می‏کنند.

صراط آن اتوبان و بزر‏گ ‏راهی است؛ که از هر دو طرف یعنی راست و چپ بسته است. انسان نمی‏تواند از آن بیرون برود، انحرافی ندارد، یک‏ طرفه است و برگشت هم ندارد. بنابراین در تفسیر صراط گفته ‏اند تخلف و انحراف ندارد و اگر انسان در آن قرار بگیرد برگردانده نمی شود و مستقیم به مقصد می ‏رسد. این تعریف صراط است.

راه‏ های دیگر زیاد است. ولی چون ممکن است این راه‏ ها انحرافی باشد و به بن‏ بست برسد انسان مجبور می‏شود برگردد. به راه های فرعی طریق یا سبیل گفته می شود و خداوند در قرآن می‏ فرماید راه‏ های منحرف را نروید بلکه آن راهی را انتخاب کنید که مستقیم است و انسان را به خدا و هدف می‏ رساند. سبیل‏الله هم ذکر می‏شود؛ ولی سبیل راه‏ های فرعی است؛ یعنی اگر انسان برای رسیدن به صراط از یک جا حرکت کند تا وارد صراط شود، ممکن است راهی که او را به صراط می‏رساند سبیل‏ الله یعنی راه خدا باشد. چون انسان را به صراط می ‏رساند؛ اما خود صراط نیست. صراط حتما راه خدا است. سبیل راه های انحرافی نیست اما راه های فرعی هستند که انسان را به صراط می رسانند.

اولین خصوصیت صراط مستقیم بودن است. در علم ریاضی کوتاه ترین فاصله ی بین دو نقطه را خط مستقیم می گویند. بین دو نقطه ی مبدا و مقصد بیش از یک خط مستقیم نمی توان کشید. اگر دو خط کشیده شود قطعا یکی از آنها مستقیم نیست. پس همانطور که در ریاضی ثابت شده است بین دو نقطه فقط یک خط مستقیم می توان کشید. اگر مبدا انسان و مقصد خداوند باشد بین انسان و خداوند یک راه مستقیم بیشتر وجود ندارد و راه های دیگر مستقیم نیستند.

گفته می شود الطرق إلى الله بعدد أنفاس الخلائق یعنی راه به طرف خدا بی نهایت است؛ و به اندازه ی هر انسانی به طرف خدا یک راه هست. از طرفی هم همانطور که ثابت شد صراط مستقیم یک راه است و صراط در قرآن به صورت جمع نیامده؛ بلکه همیشه به صورت مفرد آمده است. جمله ی الطرق إلى الله بعدد أنفاس الخلائق آیه و روایت نیست. بلکه جمله ی معروفی است که عرفا و حکما گفته اند و منظورشان این بوده است که به اندازه ی انسان ها به طرف خدا راه هست و هر کس به یک طریق به طرف خداوند هدایت می شود. راه های فرعی که انسان را به شاهراه صراط می رسانند همان راه هایی هستند که انسان را به خدا می رسانند. چون صراط راه خدا است راهی که انحراف و تخلف ندارد و به بن بست نمی رسد.

وَإِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاکِبُون (آیه ۷۴ سوره مؤمنون)
و لیکن آنان که به آخرت ایمان نمی‌آورند از آن راه راست برمی‌گردند.

ریشه ی صراط در کتاب های لغت خصوصا کتاب المقارب که بهترین کتاب لغت است و از کتاب های دیگر دقیق تر ترجمه کرده است بلعیدن است. اگر کسی در این راه قرار بگیرد دیگر به انحراف کشیده نمی شود و در واقع این راه او را می بلعد و در خود هضم می کند. وقتی انسان در راه هضم شود مثل این است که دیگر از خودش اختیاری ندارد و در یک سراشیبی تند قرار می گیرد تا به هدف برسد اگر کسی واقعا در صراط قرار بگیرد گرچه آگاه است و اختیار دارد ولی به قدری آسان به سمت هدف و به طرف خدا می رود که هیچ نگرانی ندارد.

صراط راه تضمین شده است مثل یک هواپیمای امن که هیچ خطری ندارد و شخص می تواند چشمانش را ببندد و بخوابد تا وقتی بیدار شد به مقصد رسیده باشد. در صراط مستقیم انسان هر تکانی که می خورد رشد می کند. در شیشه های دما سنجی که در آنها جیوه است جیوه به چپ و راست نمی رود. فقط اگر بخواهد حرکت کند به سمت بالا و پایین حرکت می کند. به محض اینکه کوچکترین درجه ی حرارتی به آن برسد بالا می رود.

در صراط کوچکترین اثری در زندگی فرد او را بالا می برد، هر لحظه در حال رشد است و کوچکترین عنایت خدا برای انسان منشا حرکت های بزرگ می شود.

انسان ها باید از خدا بخواهند هر چه زودتر در این راه قرار بگیرند و زندگی ایده آل که بهترین سبک زندگی است همین است که انسان در هر لحظه در حال رشد و کمال باشد. در روایت آمده است هرکس که دو روزش با هم مساوی باشد مغبون، ضرر کرده وخسارت دیده است. چون عمر گرانبها را از دست داده است. هرکس روز بعدش از روز قبلش کمتر باشد و کمتر رشد کرده باشد؛ ملعون است و انسانی که مورد لعن قرار گرفته روز به روز بدتر می شود و در سراشیبی فساد و تباهی قرار می گیرد. کسانی که مورد لعن خداوند قرار گرفته اند در سوره ی حمد همان مغضوب علیهم هستند که روز به روز گناهانشان بیشتر و ایمانشان ضعیف تر می شود تا به قعر جهنم می روند.

اینکه می گویند وقت طلاست حرف غلطی است چون وقت از طلا هم گران تر است. انسان همیشه می تواند طلایی را که از دست داده دوباره به دست بیاورد و جبران کند اما وقت هدر داده را هرگز نمی تواند جبران کند. عمر گوهری گرانبها و بی نظیر است. کسی که روز بعدش بهتر از روز قبلش باشد مرحوم و مورد رحمت خداوند است یعنی همین قرار گرفتن در صراط که زندگی انسان را روز به روز بهتر و کامل تر می کند و انسان روز به روز در همه ی ابعاد مهم کمالی رشد می کند که ممکن است علم، قدرت، اراده یا هر چیز دیگری باشد.

انسانی که در صراط مستقیم است دو روزش مساوی نیست بلکه امروزش از روز قبل کاملتر است و این ملاکی است برای انسان تا زندگی خودش را بررسی کند و ببیند کمالاتش خصوصا بعد از مرگ به درد او می خورد یا کمالاتی است که فقط در دنیا به دردش می خورد مثل پول و ثروت. حتی دوست یا همسر خوب هم بعد از دنیا با انسان نیستند و چیزهایی که آنجا به درد انسان می خورد و باعث سعادت، لذت و شادی روحانی او می شوند چیز های دیگری است. انسان می تواند امسال خود را با سال قبل مقایسه کند تا بفهمد چقدر در زمینه های مختلف مثل علم، حکمت، بصیرت یا ایمان رشد داشته است.

یکی از مهم ترین صفات کسانی که در صراط مستقیم قرار می گیرند این است که ایمانشان روز به روز بیشتر می شود. لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ

بنابراین برای کسانی که فکر می کنند وقتی جوان بوده اند ایمانشان بیشتر بوده است یک ملاک وجود دارد. اگر این افراد درست فکر کنند و ایمانشان کم شده باشد بسیار خطرناک است. چون این صفت منافقین است که ایمانشان روز به روز کمتر می شود. خداوند در قرآن شدیدا آنها را مورد مواخذه قرار می دهد.

إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى ۙ الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَىٰ لَهُمْ (آیه ۲۵ سوره محمد)
آنان که پس از بیان شدن راه هدایت بر آنها باز به دین پشت کرده و مرتد شدند شیطان کفر را در نظرشان جلوه‌گر ساخت و به آمال و آرزوهای دراز فریبشان داد.

ثمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ (آیه ۱۰ سوره روم)
آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند (زیرا معصیت، دل را تاریک کند و چون بسیار شود به ظلمت کفر انجامد).

عاقبت کسانی که اعمال بدی را مرتکب می شوند این است که آیات الهی را تکذیب می کنند. اینکه قبلا تکذیب نمی کردند بعدا تکذیب می کنند یعنی سقوط.

یکی از نشانه های مومن و ایمان حقیقی این است که ایمانش روز به روز زیادتر می شود و این ملاکی است که انسان می تواند خودش را بررسی کند تا متوجه شود در حال رشد یا سقوط است. نشانه ی اینکه انسان در صراط است همین ایمان روز افزون او خواهد بود.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (آیه ۲ سوره انفال)
مؤمنان حقیقی آنانند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا را بر آنها تلاوت کنند بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل می‌کنند.

همچنین ببینید

حقیقت عالم ذر، روز الست، حقیقت علم نجوم، ارتباط روحی – جلسه ۳۵۳

بسم‌الله الرحمن الرحیم جلسه ۳۵۳                                                                                      مورخ ۹۸/۰۴/۱۱ حقیقت عالم ذر و روز الست گاهی پرسیده …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *