معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۲۰ فروردین ۹۸ – جلسه۳۴۱

جلسه عمومی ۲۰ فروردین ۹۸ – جلسه۳۴۱

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه   ۳۴۱                                                                    مورخ ۹۸/۰۱/۲۰

گاهی برخی اتفاقات ظاهرا عذاب الهی است اما در باطن نعمت و دستاورد است. نعمت های دنیایی وقتی ارزشمند هستند که تحت پرچم خداوند و امام زمان(ع) حاصل شوند. این نعمت ها واقعی هستند و برکتی که تحت نظر ولی خداوند حاصل شود هم کیفیتش بیشتر است و هم کمیتش.

در سیروسلوک و برنامه ی عرفان عملی مباحثی مطرح است که محور و اصول به حساب می آید. یعنی کسی که می خواهد سیروسلوک معنوی داشته باشد حتما باید این مطالب را بداند چون اگر این اطلاعات اولیه را نداند یا خوب نفهمد در سیر وسلوک با مشکلات مواجه می شود. شعار اصلی در سیروسلوک این است که تنها راه رسیدن به سعادت ابدی، وصل شدن به سلسله ی اولیاء است.

سعادت ابدی چیست؟

سعادت ابدی آن چیزی است که تمام موجودات عالم مخصوصا انسان ها به دنبالش هستند. یعنی اگر عقلشان بر اعمالشان حاکم باشد در پی سعادت ابدی هستند مگر اینکه عقلشان حاکم نباشد و خودشان هم ندانند. رسیدن به سعادت ابدی مسیری دارد و باید مراحلی را طی کرد تا به این هدف رسید. طبیعتا هر راهی که انسان می خواهد برود چند رکن دارد. مبدا، مقصد، موانع، توشه ی راه و امکانات. راه سعادت ابدی هم این ارکان را دارد و سالک باید به آنها واقف باشد

موضوع دیگری که مطرح است این است که ولایت چه چیزی است و بعد از آن اولیا چه کسانی هستند.

چون در شعار اصلی گفته می شود این تنها راه است و راه دیگری نیست در نتیجه باید اثبات شود و وقتی اثبات شد انسان طبیعتا دنبال راه دیگر نمی رود و خودش را مجبور می کند این راه را طی کند. در واقع به یقین می رسد. یقین آن بستری است که انسان در طول آن خودش را رشد می دهد و آن علمی است که پشت بند آن، عمل است.

برای مثال دیده می شود که خیلی از افراد عالم بی عمل هستند. در مذمت عالم بی عمل بسیار سخن گفته شده است که بوی بد او از هفتاد سال به اهل جهنم و اهل عذاب می رسد.

در پاسخ به این سوال که چه چیزی باعث می شود عالمی به علمش عمل نکند باید گفت علتش این است که آن علم به یقین نرسیده است زیرا یقین علمی است که اگر بیاید عمل هم پشت بندش می آید. وقتی کسی می داند یک ظرف آب جوش در مقابلش قرار دارد هرگز دستش را درون آن نمی کند زیرا یقین دارد که دستش خواهد سوخت. همین یقین است که می تواند باعث شود انسان گناه را ترک کند. بنابراین یقین علمی است که انسان را به عمل وادار می کند. چون شهدای کربلا به یقین رسیده بودند آن شبی که قرار بود فردا صبح کشته شوند، از شوق رسیدن به آن هدف خوابشان نمی برد و صبح به هم التماس می کردند که اول و زودتر از همه بروند. امام حسین(ع) آن شب پرده را برداشت و یارانش دیدند و یقین پیدا کردند که قرار است به کجا بروند برای همین از یکدیگر سبقت می گرفتند و از شوق خوابشان نمی برد.

وقتی انسان در این یقین رشد می کند به جایی می رسد که تمام عالم در اختیارش قرار می گیرد. یعنی آن قدر یقینش بالاست که به هر چیز فکر کند آن فکر اتفاق می افتد، در اختیارش قرار می گیرد و جلوه ای از علم و اراده ی الهی می شود.

مراحل یقین عبارتند از علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین که در قرآن گفته شده است و مراتب علمی رشد انسان در سیر وسلوک است.

هدف این است که انسان در چهار مرحله به یقین برسد و در عمل به سلسله ی اولیاء وصل شود.

در ابتدا یقین اولیه است که باعث می شود انسان این راه را ترک نکند. در مراحل بعد قوی تر می شود که به علم الیقین و عین الیقین می رسد و خود آنها آثاری دارد. در مرحله ی حق الیقین آن یقینی اتفاق می افتد که خود انسان منشا وجود خارجی می شود یعنی وقتی اراده می کند یک سیب خلق شود آن قدر قدرت روحی و یقینش بالاست که آن سیب خلق و موجود می شود. حق الیقین جایی است که انسان به مرحله ای میرسد که آیت عظمای الهی یعنی بزرگترین آیه ی خداوند و خلیفه ی او می شود، تمام عالم در اختیار او قرار می گیرد، خداوند اراده اش را از طریق او انجام می دهد و در واقع دست، پا و چشم خداوند می شود. معنای حقیقی خلیفه الله، مراه الله و آیت الله این است. آیت الله یعنی نشانه ی خداوند اما یک مگس هم می تواند نشانه ی خداوند باشد بنابراین آن انسان آیت الله العظما می شود یعنی بزرگترین آیه ی خداوند. گاهی برای احترام به علما از لفظ آیت الله العظما استفاده می شود اما در حقیقت آیت الله العظما که به معنی بزرگترین نشانه است در عالم یک عدد بیشتر نیست. خیلی ها بزرگ هستند اما او از همه بزرگتر است. پس آیت الله العظما در واقع صفت مخصوص امام زمان(ع) و سایر ائمه است که به حق الیقین رسیده اند.

چهار مرحله برای رسیدن به یقین در سیرو سلوک قرار داده شده است. در مرحله ی اول انسان باید از نظر علمی به یقین اولیه برسد. در بسیاری از مناجات ائمه از خداوند یقین طلب می شود و خداوند به پیامبر می فرمایند پروردگارت را عبادت کن تا به یقین برسی. این یقین فقط با بحث ایجاد نمی شود بلکه نفس انسان هم باید رشد کند و بالا بیاید تا یقین اتفاق بیفتد. در نتیجه در کنار بحث های علمی، تهذیب و تربیت نفس هم لازم است.

بحث تربیت نفس تحت دو عنوان مطرح می شود: چله و خدمت.

اگر کسی می خواهد رشد روحی داشته باشد فقط کسب علم کافی نیست. مباحث و معارف علمی تنها ۳۰ درصد قضیه است و ۷۰ درصد قضیه رشد روحانی انسان است. رشد معنوی و تربیت نفس با چله و خدمت محقق می شود.

انسان های عادی اگر راه را درست بروند معمولا بین نه الی بیست سال، وارد عین الیقین می شوند. مرحله ی عالی عین الیقین همان حق الیقین است که خلیفه الله و انسان کامل شدن است. در قله ی این مرحله ائمه (ع) هستند و در حاشیه ی ایشان بسیاری از شیعیان خاص که به یقین کامل رسیده اند اگرچه به مقام انسان کامل هنوز نرسیده اند چون مسیر برایشان ادامه دارد. مسیر برای پیامبران و ائمه(ع) هم ادامه دارد و آنها هم همینطور در حال رشد هستند.  

مرحله ی عین الیقین را می توان اینگونه تعریف کرد که اگر شخص به این اعتقاد برسد که در تمام عمر راه دیگری غیر از این راه برای رسیدن به سعادت ابدی پیدا نخواهد کرد و هرگز حاضر نباشد این راه را رها کند به یقین اولیه رسیده است.

من پیش نهاده‌ام که در خون     برگردم و برنگردم از یار

 

گر دنیی و آخرت بیاری     کاین هر دو بگیر و دوست بگذار

 

ما یوسف خود نمی‌فروشیم     تو سیم سیاه خود نگه دار

 

(سعدی)

بنابراین شخص به جایی میرسد که حاضر نیست این راه را با هیچ ثروت دنیوی و اخروی عوض کند به گونه ای که حتی به طبقات اول بهشت هم راضی نمی شود چون می خواهد به بالاترین درجات برسد. مرحله ی بالاتر از این، مرحله ی علم الیقین است که از نظر علمی به این معناست که نه تنها خود انسان به یقین رسیده است بلکه می تواند این یقین را به دیگران هم منتقل کند. یعنی در بحث با دیگران، می تواند اشکالات، شبهات و سوالات را برطرف کند. و اما نشانه ی مرحله ی عین الیقین از نظر علمی این است که شخص شروع به دیدن می کند. ادراک های بالا به دست می آورد، پرده ها کنار میرود، چشم و گوش برزخی پیدا می کند و با عوالم بالا ارتباط برقرار می کند. مانند یاران امام حسین(ع) در شب عاشورا. شروع این مرحله با الهامات است به گونه ای که شخص مطالبی به ذهنش می رسد و بعد از مطالعه و تحقیق می فهمد که عین این مطلب در آیه و روایت آمده است. این گونه ادراک، درک معصوم و الهی است. برای انسان هایی که اهل تقوا هستند این تجربیات اتفاق می افتد و گاهی به علت کار خیری که انجام داده اند خداوند ذهنشان را روشن می کند. این گونه گشایش های ذهنی آثار تقوا و اعمال خوب است و انسان های غرق در دنیا چنین اتفاقاتی را هرگز تجربه نمی کنند. بعد از باز شدن ذهن الهامات، حدس های قوی و رویاهای صادقه اتفاق می افتد، چشم باطن شخص باز می شود و هرچند به شکل مخدوش اما ادراکات باطنی و دیدن عالم برزخ ممکن می شود که بعدا در مسیر سیروسلوک به مرور اصلاح می شود و تبدیل به مکاشفات و مشاهدات حقانی می شود. این ها در اواسط مرحله ی عین الیقین است و همین که شخص رشد می کند و بالاتر می رود به آن مرحله می رسد که هر خواسته ای داشته باشد اتفاق می افتد و  هیچ چیز نمی تواند او را ناراحت کند چون هر اتفاقی را در تاییدات خودش می بیند و گویی دنیا او را تایید می کند.

اولیا الله در طی این راه هرچه بلا می کشند خوشحال تر می شوند لذا امام حسین(ع) هر چه به ظهر عاشورا نزدیک تر می شد شاداب تر میشد چون همه چیز همانطور که به او گفته بودند اتفاق افتاد و هرچه پیش می رفت مطمئن تر می شد که همانطور که گفته شده است در آخرین لحظه پیامبر، امیر المومنین و فاطمه ی زهرا می آیند و امام حسین(ع) را می برند به جایی که هیچ نبی مرسل و هیچ ملک مقربی به آنجا نرسیده است.

امام خمینی گفت جنگ نعمت است. کسانی که فقط ظاهر قضیه را می دیدند همگی با این حرف مخالف بودند چون می گفتند برای چه جنگ نعمت است وقتی جز کشته شدن و خرابی چیزی ندارد. اما امام خمینی چون پشت پرده را می دید گفت جنگ نعمت است که حالا بعد از سالها معلوم می شود حرف ایشان درست بود. از آثار معنوی جنگ که بگذریم می بینیم چقدر آثار مادی داشته است مثل قدرت ایران در منطقه که باعث شده است آمریکا به هیچ یک از اهدافش نمی رسد. آمریکا می خواست بشار اسد برود اما رهبر انقلاب گفت بشار اسد می ماند و ماند. ارتش قوی آمریکا در مقابل همین بچه های جنگ به زانو درآمدند. ایران در حال حاضر ابر قدرت است زیرا چهار تنگه ی بزرگ دنیا در تیر راس ایران است. تنگه ی هرمز، باب المندب، کانال سوئز، جبل الطارق . اگر این چهار تنگه بسته شود دنیا فلج می شود. پس اگر ایران بخواهد می تواند آمریکا را تحت فشار قرار دهد. همه ی این ها از آثار جنگ و آن سختی هایی است که در ۸ سال به ایران تحمیل شد. امام خمینی چون وصل بودند این آثار را مشاهده می کردند.

بنابراین در مرحله ی عین الیقین مشاهدات و مکاشفات الهی اانسان زیادتر می شود و پشت پرده را می بیند. اگر کسی بخواهد به این مراحل برسد باید به دستورات راه عمل کند. دستورات و چله ها بسیار ساده هستند بر خلاف بعضی عرفان ها که ریاضت های سخت، مدیتیشن های طولانی و دستورات غذایی دارند.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۱۰ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۴

 بسم الله الرحمن الرحیم            ۱۰/۲/۹۸            …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *