بیان شاعرانه ی مضامین قرآنی در شعر کودک (مطالعه موردی خداشناس(۲۰ صفحه)

نویسنده : فروغ صهبا

نویسنده : محمد رضا عمران پور

نویسنده : علی اسکندری

پژوهش های ادبی – قرآنی » زمستان ۱۳۹۵، سال چهارم – شماره ۴ (صفحه ۱۲۵)


‌ ‌‌‌بـیان‌ شاعرانۀ مضامین قرآنی

در شعر کودک (مطالعه موردی خداشناسی)

فروغ صهبا۱

محمد رضا‌ عـمران‌ پور‌۲

عـلی اسـکندری۳

چکیده

خداشناسی یکی از بنیادی‌ترین دغدغه‌های فکری کودکان است که تعلیم آن به‌ کودک با ظرافت‌های خـاصی همراه است. قرآن و مفاهیم دینی از بزرگ‌ترین پشتوانه‌های انواع‌ شعر فارسی از جمله‌ شعر‌ کـودک است. هدف این مـقاله بـررسی چگونگی شاعرانه ساختن خداشناسی در شعر کودک و اشعار شاعران معاصر کودک است. انتخاب اشعار به صورت تصادفی و بر اساس گروه سنی «ج» و «د» بوده و این سوالات در‌ مقاله مطرح شده است که نحوۀ معرفی خـدا در شعر کودک چگونه است؟ چه ابزارهایی برای بیان شاعرانه در این راستا بسامد بالایی دارد؟ روش تحقیق، تحلیل محتوایی است که به شیوۀ کتابخانه‌ ای‌ انجام گرفته است. بحث مقاله در چهار محور اصلی تنظیم شـده اسـت که در هر محور شیوه های مختلف معرفی خدا به کودک همراه با شگردهای شاعرانه بحث شده است‌. تشخیص‌، تشبیه و موسیقی اشعار از عمده ترین ابزارهای شاعرانه ساختن مفهوم خداشناسی در شعر کـودک اسـت.

مقدمه

  1. *تاریخ دریافت:۱۶/۰۹/۱۳۹۵‌ تاریخ‌ پذیرش: ۱۶/۱۲/۱۳۹۵- دانشیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه اراک f-sahba@araku.ac.ir
  2. – دانشیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه اراک m-omranpour@araku.ac.ir
  3. – نویسنده مسئول: دانشجوی دکتری زبان‌ و ادبـیات‌ فـارسی‌ دانشگاه اراک eskandari83@gmail.com‌

به‌ همان‌ اندازه که جنبه محتوایی قرآن کریم متعالی است، به همان اندازه نیز نحوۀ بیان و ویژگی‌های ادبی آن نیز جایگاه والا و ارزشمندی‌ دارد‌. این‌ عامل موجب شده قرآن در علوم مـختلفی مـورد‌ اسـتفاده‌ قرار گیرد تا حدی کـه بـرخی مـعتقدند علوم اسلامی که تعداد آن را متجاوز از سیصد عنوان می دانند‌، مستقیم‌ یا‌ غیرمستقیم از قرآن نشات گرفته است.(ر.ک زیدان،۱۹۸۳، ج۱ :۳۸). بی‌گمان‌ شعر که بـه دنـبال بـرجستگی زبان و اندیشه است، از آن استفاده گسترده‌ای داشته است. مـفاهیم قـرآنی از ابتدای‌ شعر‌ فارسی‌ در اندیشه‌های شاعران و نویسندگان رسوخ یافته و با آن عجین شده است‌. کمتر‌ شاعری است که تلمیحی به آیـات و مـفاهیم و داسـتان‌های قرآن نداشته باشد. علاوه بر جنبه‌های عقیدتی و دینیِ‌ شاعران‌ کـه‌ خود مستلزم آشنایی با حفظ آیات و احادیث بوده است، بلندی اندیشه‌ها و تعالیم‌ مذهبی‌ یا‌ تمایل شاعر به تـهذیب یـا تـبرّک سخن نیز موجب شده از این پشتوانه عظیم‌ بهره‌ ببرد‌. شاعران کـه بـه دنبال دست‌مایه‌هایی برای پرداخت و انتقال اندیشه و عواطف شاعرانه خود به شکلی‌ هنری‌ و آراسته و عمیق هستند از حـوزه‌های مـختلف بـهره گرفته‌اند و در این میان قرآن از‌ گسترده‌ترین‌ عرصه‌هایی‌ بوده که تخیل و اندیشه شاعر در آن وارد شـده اسـت. اگـرچه گاهی زیرساخت برخی‌ اشعار‌ برپایه اصطلاحات و مفاهیم قرآن است،

اما نوع پرداخت شاعر چـنان بـوده کـه انعکاس‌ مستقیم‌ و محسوس‌ قرآن از آن دریافت نمی‌شود. همچنین ادبیات کودک به دلیل سطح درک و دانش مـخاطب، از‌ جـمله‌ عرصه‌هایی است که نیازمند برداشت‌های غیرمستقیم از مفاهیم و گزاره‌های عمیق و متعالی قرآن‌ و انتقال‌ آنـ‌ در فـضایی خـیال‌انگیز و کودکانه است.

بیان مسئله

اگرچه تاثیر قرآن بر شعر فارسی امری کاملا‌ آشکار‌ اسـت‌، امـا شاعران به اقتضای موضوع، لحن کلام، مخاطب‌شناسی و مواردی دیگر، به شیوه‌ها‌ و شگردهای‌ مـختلفی از آن بـهره بـرده‌اند. خداشناسی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که ذهن کودک را به‌ خود‌ مشغول می‌سازد. مسئله این تـحقیق آن اسـت که نشان دهد شاعران ادبیات‌ کودک‌، چگونه با استفاده از قرآن، این اصـل‌ را‌ آمـوزش‌ داده و از چـه شگردهای ادبی و هنری برای‌ شاعرانه‌ ساختن و ایجاد تناسب میان اندیشه و سطح فکری مخاطب استفاده کرده‌اند؟

پیـشینه تـحقیق

در زمـینه‌ تاثیر‌ قرآن بر شعر فارسی تاکنون‌ تحقیقات‌ فراوانی به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ مـقاله، کـتاب و پایان‌نامه انجام گرفته است‌. فروزانفر‌ فهرستی از آیات و احادیث مثنوی را نگاشته؛ راستگو کتابی در


زمینه تاثیر‌ قرآن‌ و حـدیث بـر شعر فارسی نوشته است‌. مقالات زیادی نیز به‌ صورت‌ موردی به خـصوص در مـورد‌ شاعران‌ مطرح همچون حافظ، صائب، ناصرخسرو و غـیره مـنتشر شـده است که عموما در این‌ آثار‌، محقق بـا ذکـر ابیات شاعر‌، نشان‌ داده‌ به کدام آیه‌ و حدیث‌ اشاره داشته و به کدام‌ یـک‌ از صـورت‌های تلمیح، تضمین، اقتباس، حل و غـیره انـجام گرفته اسـت. امـا بـنا به جستجویی‌ که‌ انجام گرفت، تـاکنون تـحقیقی که این‌ موضوع‌ را در‌ ادبیات‌ کودک‌ با تاکید بر شگردهای‌ شاعرانه‌سازی مفاهیم انـجام گـرفته باشد، یافت نشد.

خداشناسی و کودک

انـسان به طور فطری خـداجوست و هـمین‌ میل‌ فطری او را به سمت خـدا‌ مـی‌ کشاند‌. خداوند‌ می‌ فرماید: «فأقِمْ وَجْهَکَ‌ لِلدِّینِ‌ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النـَّاسَ عـَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّیـنُ الْقـَیِّمُ وَلَکـِنَّ أَکْثَرَ‌ النَّاسِ‌ لَا‌ یـَعْلَمُونَ؛ پس روی خـود را با گرایش‌ تمام‌ بـه‌ حـق‌، به‌ سوی‌ این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته اسـت. آفـرینش خدای تغییر پذیر نیست. این اسـت هـمان دین پایـدار، ولی بـیشتر مـردم‌ نمی دانند.» (روم/ آیه ۳۰)

ارزش و اهـمیت خداشناسی منجر به شناخت راه‌های خداشناسی می شود، « به طور کلی دو نوع شناخت قابل تصور اسـت: حـصولی و حضوری. شناخت حصولی یعنی شناخت‌ خـدا‌ بـه واسـطه عـقل، بـرهان و استدلال و شناخت حـضوری بـه این معنی است که ما خدا را بی واسطه و با شهود بشناسیم.» (سیدهاشمی، ۱۳۸۰: ۲۹) قرآن کریم مرجع و منبع آموزه های‌ دینـی‌ و راه هـای خـداشناسی است که در آیات متعدد از مردم می خواهد با تـفکر و تـوجه در پدیده هـای پیرامـون خـود خـدا را بشناسید‌: «سَنُرِیهِمْ‌ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی‌ أَنْفُسِهِمْ‌ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ- به زودی نشانه های خود را در افق ها[ی گوناگون] و در‌ دل‌ هـایشان بدیشان خواهیم نمود‌، تا‌ برایشان روشن گردد که او خود حقّ است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟»(فصلت/۵۳)

بهترین زمان یاددادن مفهوم خدا در دوران کودکی است آشنایی و اعتقاد‌ به‌ خـدا بـرای او هویت بخش است. این آشنایی کودک با خدا نه تنها از بُعد مذهبی ارزشمند است بلکه تربیت دینی نوعی تربیت شخصیتی است؛ زیرا دین انسان ساز است‌. حال‌ آنچه اهمیت‌ دارد شگردهای آموزش خداشناسی بـه کودک اسـت و اینکه به چه شیوه ای این مفاهیم را به او‌ القا کنیم که هم اثر بخش و هم کودک به آن علاقه‌ مند‌ باشد‌. بدیهی است « اندیشیدن درباره خدا امری دسـتوری نـیست؛ بلکه یک فرایند اجتماعی و تـدریجی اسـت که در طول ‌‌دوره‌ رشد برای کودک اتفاق می افتد…و به اندازه زیادی


در یک تعامل اجتماعی‌ صورت‌ می‌ گیرد.»(نوذری، ۱۳۹۰ : ۱۸۱) وآن گونه که خدا را به بزرگسالان آمـوزش مـی دهیم برای‌ کودکان موثر نـیست، چـون ذهن کودک در حال رشد و شکوفایی است و تصورات متفاوتی‌ با ذهن بزرگان دارد‌. باید‌ خدا و خداشناسی متناسب با درک، فهم و مراحل زبانشناسی کودک باشد. باید دانست که در هر مرحله سنی چه مفاهیمی را و به چه شیوه ای بـه کودکان یاد داد.

کودکان بـا محدودیت‌هایی‌ در زمینه شناخت روبه‌رو هستند. آنان به تناسب سن و میزانِ تحولِ عقل و شناخت خود، از مفاهیم برداشت‌هایی دارند. راه خداجویی و شناخت خدا به کودک از درون خانواده شکل می‌گیرد و در آموزه‌ های‌ اسلام آشنا سـاختن بـا مفاهیم دینـی و جنبه های رفتاری آن و نیز راهنمایی او به سوی خدا، از وظایف پدر و مادر شمرده شده است؛« وَأْمُرْ أَهْلَک بِالصَّلاهِ» ( طـه/۱۳۲). در حدود‌ سه‌- چهار سالگی بچه‌ها نام خداوند را یاد می‌گیرند و اگر افـراد خـانواده رفـتار مذهبی داشته باشند، کودک مذهب و رفتار مذهبی را می‌آموزد. مراحل رشد شناختی، در تبیین شکل گیری مفهوم‌ خداوند‌ در کودکان سـهم ‌ ‌ویـژه ای دارد. از دیدگـاه تحول شناختی، ادراک مفهوم خداوند در کودکان از مراحلی می گذرد. مثلاً درباره مفهوم خدا، کودک وی را موجودی مـادی و حـتی‌ بـه‌ صورت‌ یک انسان تصور می‌کند. بنابراین‌، برای‌ خدا‌ دست و پا و سر و صورت قائل است. هم‌چنین برایش خـانه‌ای تصور می‌کند که همان بهشت است و از آن‌جا به کارهای ما نگاه‌ می‌کند‌ و مواظب‌ مـاست یا از بهشت به زمین مـی‌آید تـا‌ کارهای‌ ما را درست کند، یا بهشت را باغ بزرگی می‌داند که انواع وسایل بازی و خوراکی دارد و می‌توان در آنجا‌ بازی‌ کرد‌ و خوش‌حال شد یا درباره جهنم، آن را جایی می داند‌ که آتش بسیاری دارد یا درباره شیطان، او را آدم زشتی تصور می‌کند که روی سرش شـاخ دارد‌. البته‌ باید‌ یادآور شد که کودک این موضوع‌ها را براساس گفته‌ها و شنیده‌ها تصور‌ می‌کند‌.

بر اسـاس نظریه رشدشناختی، خدای کودک، در ابتدا انسانی اسـت کـه در آسـمان زنـدگی می کند‌. این‌ انسان‌، به تدریج به سمبلی تبدیل می شود که شـکل نـدارد، جسمانی نیسـت‌، اما‌ همه‌ چیز را می داند و بر همه چیز توانایی دارد و در نهایت به یـک مفهـوم‌ انتزاعـی‌ تبدیل‌ مـی شـود. (ر.ک. رسول زاده و همکاران، ۱۳۸۶: ۷۲-۷۳) خداشناسی یکی از بنیادی‌ترین دغدغه‌های فکری‌ کودکان‌ است که تعلیم آن بـه کـودک با ظرافت‌های خاصی همراه است. قیصرامین‌پور در‌ شعری‌ این‌ دغدغه را به خوبی نشان می‌دهد:

پیش از این ها فکر می کردم خدا‌ / خانه‌ ای دارد کنار ابرها/ مثل قصر پادشاه قصه ها / خـشتی از المـاس و خشتی‌ از‌ طلا‌/ پایه های برجش از عاج و بلور / بر سر تختی نشسته با غرور/ ماه، برق کوچکی‌ از‌ تاج او / هر ستاره، پولکی از تاج او. (امین پور، ۱۳۹۰: ۴۲‌)


وی‌ معتقد‌ است ذهن جستجوگر کودک را نـباید از پرسـش در مـورد خداوند باز داشت و الا تصوری‌ غـلط‌ خـواهد‌ یـافت و به جای آنکه مهربانی خالق هستی در وجود او شکل بگیرد‌ و عشق‌ بورزد، از خداوند حس وحشت خواهد داشت. از این منظر اگرچه به صـفات خـشم و مـهربانی خداوند‌ در‌ قرآن اشاره شده، اما شاعر معتقد اسـت بـاید برای کودک از مهربانی‌ خداوند‌ سخن گفت نه از خشم، چراکه ذهنیت‌ او‌ هنوز‌ برای این امر پرورده نشده است و البته‌ این‌ مـوضوع نـیز مـطابق است با حدیث قدسی “سَبَقَت رَحمَتی من غَضَبی”(ر.ک. فروزانفر،۱۳۷۶‌ :۱۱۴‌):

هـر چه می پرسیدم، از‌ خود‌، از خدا‌ / از‌ زمین‌، از آسمان، از ابرها/ زود می‌ گفتند‌: این کار خداست / پرس وجو از کار او کاری خطاست/ هـرچه مـی‌ پرسـی‌، جوابش آتش است / آب اگر خوردی‌، عذابش آتش است/ تا‌ خطا‌ کـردی، عـذابت می کند/ در‌ میان‌ آتش، آبت می کند/ نیت من، در نماز و در دعا/ ترس بود و وحشت‌ از‌ خشم خـدا/ هـر چـه می‌ کردم‌، همه‌ از ترس بود‌/ مثل‌ از برکردن یک درس‌ بود‌…/ گفت: آری، خـانه او بـی ریـاست/ فرش هایش از گلیم و بوریاست/ مهربان و ساده و بی‌ کینه‌ است/ مثل نوری در دل آیینه‌ است‌/ عـادت او‌ نـیست‌ خـشم‌ ودشمنی / نام او نور‌ و نشانش روشنی. (امین پور،۱۳۹۰: ۴۴-۴۷) و خداوند خود را در قرآن اینگونه معرفی می‌ کند‌ « اللَّهـُ نـُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ …»(نور/۳۵‌)

چگونگی‌ انتقال‌ خدا‌ و راههای‌ خداشناسی به کودک‌ اهمیت‌ بسیاری دارد. « از آنجایی کـه مـفهوم خـدا، مفهومی تحولی و وابسته به سن و ظرفیت های ذهن کودکان‌ است‌. نخست‌ کودکان خدا را بـا گـرایش هایی نظیرجاندار‌ پنداری‌، ساخته‌ پنداری‌ و انسان‌ پنداری‌ درک می کنندو سپس واجد تفکر واقـع نـگر و انـتزاعی می شوند. » (اسکندری،۱۳۷۳: ۸) اگـر خـدا را آن گونه که ما بزرگترها درک می کنیم، به او نشان‌ دهـیم و از مضـامین و راه هــای کلیشـه ای استفاده کنیم، کودک علاقه ای به یادگیری این مفهوم نشان نخواهد داد. بلکه باید راه های تـازه را سـنجید؛ مــثلأ از بیـان غیـر‌ مسـتقیم‌ کمک گرفت و خود کودک را در جریان یادگیری شرکت داد و از راه عشـق و مهربـانی این مفهوم را به او القا کرد؛ زیرا آنـچه کودک بـیش از هـر چیز دیگر‌ به‌ آن احتیـاج دارد، عشق و مهربانی است (کریمی، ۱۳۸۵: ۱۵۳) از این منظر، ادبیات می تـواند راهــی مناسـب، برای یادگیری این گونه مفاهیم باشد‌. درگونه‌ های ادبی رایج، یعنی شعر‌ و داستان‌، شـعر بـه دلیل ویژگی هـای زیبـایی شناسانه مانند: موسیقی و صور خیال و بار عـاطفی زیـاد مـی توانـد نقش مؤثرتری در آمـوزش مـفهوم خدا به کودک‌ داشته‌ باشد. بنابراین ما نـیازمند‌ تـعامل‌ مـعنوی با کودک از طریق ادبیات و هنرکودکان هستیم.

در این مقاله اشـعار شـاعران برجسته و مشهور شعر کودک را از منظر چگونگی آشناساختن کودکان با خدا و راههای آموزش خداشناسی به کودک‌ بـررسی‌ مـی کنیم. این شاعران با اندیشه و الگـو گـرفتن از


آیات قرآن(ر.ک.ابـراهیمی،۱۳۸۱: ۲۲-۲۶) مـفاهیم خـداشناسی را متناسب با درک و فهم کودک و با شگردِ کودکانـه کردن زبـان و مفاهیم قرآنی‌، آن‌ را به‌ کودکان آموزش می دهند. در این اشعار خدا با رویکردی عاطفی بـه کودک مـعرفی می شود به‌ گونه ای که شاعر بـه جای کودک می نشیند، بـه جـای‌ او‌ و با‌ زبان او شعر می سـراید و این امـر، بار عاطفی شعر را بیشتر می کند. گفتنی است که ‌‌تاثیرگذاری‌ شعر، بسیار مدیون شـیوه بـیان آن است. در ادامه روش های شاعرانه سـاختن‌ مـضامین‌ قـرآنی‌ در چند محور اصـلی بـحث می شود:

۱- خداشناسی از طـریق مـظاهر آشنای طبیعت متناسب با‌ حوزه ذهنی کودک

خداشناسی و تمایل به ماوراء طبیعت، به زمـان یا مـکان خاصی‌ از جهان اختصاص ندارد‌، بلکه‌ بـه گـواهی تاریخ بـاستانی اقـوام مـختلف، اعم از متمدن و ابتدایی، اعـتقاد به خدا و مبدأ جهان، در میان تمام ملل وجود داشته است. بنابراین، یکی از مهمترین مسائلی که بشر بـا آنـ‌ مواجه بوده است، خدا و خداشناسی اسـت؛ یعـنی این که انـسان از کجـا آمـده است و به کجـا مـی رود و به این معناست که انسان به حقیقتی برسد که درک کند خداوند علّت‌ و خالق‌ اوست و او عین نیاز و متعلق به خـداوند اسـت: وَ لَئِنـْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَرْضَ لَیَقوُلُنَّ اللّهـُ (لقـمان/۲۵)، وَ اِذْ اَخـَذَ رَبـُّکَ مـِنْ بـَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ‌ وَ‌ اَشْهَدَهُمْ عَلی اَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا(اعراف/۱۷۲) و همچنین (انعام/۱۴،۷۱،۷۹و۱۶۴). بدین ترتیب، مسئله مهمی که همیشه ذهن انسان جستجوگر را به خود مشغول‌ مـی‌ کند، شناخت خداست که در عین سادگی، ممکن است بسیار هم دشوار باشد. اگر انسان از راه درست خداشناسی در این وادی قدم گذارد، به شناخت یا دریافتی در‌ حد‌ عقل‌ و بینش خود دست خواهد یافت‌ و چنانچه‌ از‌ مسیر طـبیعی آن مـنحرف شود، با مسئله ای بس پیچیده و مشکلی بزرگ مواجه خواهد شد.

در رویکردی عرفانی، یکی از راههای‌ اساسی‌ شـناخت‌ خـدا را درک تجلی خداوند در همه پدیده‌ ها‌ بیان می کند؛ به این معنا که خلق عین حق اسـت و خـالق و مخلوق از هم جدا نیسـتند. عالم وجود‌، پرتو‌ تجلی‌ حق است و خدا در صورت عالم جلوه گر می باشد‌:

چون نور که از مهر جدا هـست و جـدا نیست عالم همه آیات خـدا هـست و خدا نیست

… هرجا نگری‌ جلوه‌ گر‌ شاهد غیبی است او را نتوان گفت کجا هست و کجا نیست‌

(عبرت‌ نائینی،۱۳۷۶ : ۲۴۹)

شاعر کودک برای رسیدن به هدف غـایی کـه خداشناسی است از آیه « َمـِنْ‌ آیَاتـِهِ‌ یُرِیکُمُ‌ الْبَرْقَ خَوْفًا وَ طَمَعًا وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ‌ بَعْدَ‌ مَوْتِهَا‌ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (روم۱۲۴)» استفاده می‌کند و با زبانی کودکانه این‌ مفاهیم‌ را‌ این گونه می سراید:


در غـرش رعـد/ در ناله باد/ در گریه ابر/ بر‌ دشت‌ آباد// در قامت کوه/ در چهره خاک/ در غنچه گل/ در چشمه پاک‌// در‌ هر‌ ستاره/ در نور خورشید/ در روی مهتاب/ وقتی که خندید// در بیشه سبز/ در‌ کوچ‌ مرغان/ در پیچش رود/ در شعر بـاران// هـر گوشه دیـدم/ لطف خدا را‌/ من‌ دوست‌ دارم / این آیه ها را.(علاء: ۱۳۹۰: ۲)

جهان آفرینش ،کتاب آیات الهی و هر کدام از‌ پدیده‌ هـا حروفی و کلمه ای از آن و مجموعه ای از شگفتی هاست که‌ راز‌ آفرینش‌ انسان، آسمان و زمین، شـب و روز ، مـاه و خـورشید ، آب و باد و باران، کوهها و … ( الرحمن/۱۴ – انعام/۲ – حجر‌/۳۳‌ – مریم‌/۶۷ – روم/۲۲ و…) را در خود دارد. اندکی تامل و تفکر در زیبایی‌ ها‌ و پدیده‌های طبیعت ابزاری کـارآمد ‌ ‌اسـت که می تواند ذهن هر پرسش‌گر حقیقت جو را به تفکر‌ واداشته‌ و به سـر مـنشا هـستی رهنمون کند. آیه : «… إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ‌ یَتَفَکَّرُونَ‌ (روم/۲۱) »و « وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَهٍ فِی‌ السَّماواتِ‌ وَ‌ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عـَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ‌» (یوسف‌/۱۰۵) و آیات متعدد دیگر از قرآن (آل عمران/۱۹۱- رعد/ ۳و۴ – نحل ۱۱و ۱۲‌ – مومنون‌/۸۰ – جـاثیه/ ۱۳ – روم/ ۲۴‌، ۲۸‌ و… ) انسان را‌ به‌ تدبر‌ و تـفکر در نـشانه های هستی دعوت‌ کرده‌ و هدف اصلی آن، رساندن انسان به حقیقتی بزرگ یعنی شناخت خداوند متعال‌ است‌.

بهتـرین زمـان آموزش، دوران کودکی است‌؛ زیرا اعتقاد به خدا‌، به‌ زندگی او جهت می دهـد‌ و در‌ درک معنـای زندگی، بـسیار کمـک کننـده اسـت. شاعران کودک نیز بر همین مبنای‌ قرآنی‌ خداشناسی را تعلیم داده‌اند. شاعران‌ کودک‌ برای‌ شاعرانه ساختن و ایجاد‌ تناسب‌ موضوع و مخاطب، به اقتضای‌ فهم‌ و درک مخاطب از مظاهر آشنای طبیعت که در حـوزه ذهـنی کودک وجود دارد استفاده‌ می‌کرده‌اند‌ و از این طریق لحنی کودکانه به‌ شعر‌ بخشیده‌اند. ان‌ چنان‌ که‌ در این ابیات دیده‌ می‌شود که شاعر از گل‌ها و درختان، کودک را متوجه خالق می‌سازد و با اشاره به نـقاشی‌ کـه‌ یکی از علایق کودک است، خداوند‌ را‌ نقاش‌ گل‌ها‌ و گیاهان‌ می‌داند:

دیروز می‌ گشتم‌/ در باغ زیبایی// آنجا پر از گل بود / به به چه گل هایی// برگ درختان را‌ / باران‌ صفا‌ می داد// دلتنگی گـل را/ بـلبل شفا‌ می‌ داد‌// گفتم‌ به‌ گوش‌ باغ، / این نقش ها از کیست؟// پیداست استاد است/ نقاشی اش عالی است! //آن باغ زیبا گفت:/ نقاش این دنیا، // تنها خداوند است/ آن خالق یکتا.(صمصامی، ۱۳۹۵‌: ۸۴-۸۵)

شعر بـالا ارتـباط مـفهومی نزدیک با آیات قرآن دارد:

وَ هـُوَ الَّذِی أَنـشَأَ جـَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ‌ مُتَشَابِهًا‌ وَ غَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَ َلاَ تُسْرِفُواْ إِنـَّهُ لاَ یُحـِبُّ الْمـُسْرِفِینَ (انعام/۱۴۱)

همچنین: (فرقان/۴۸)، ( حج/۶۴)و (توبه/۸۹‌).


تخیل‌ در کودکان بـه مـراتب قوی تر از بزرگسالان است ،اما به دلیل محدویت دایره واژگان نمی توانند مفاهیم پیچیده انتزاعی و ذهنی را به‌ طور‌ دقـیق در قـالب واژگـان به‌ تصویر‌ بکشند. شاعر علیرغم آگاهی به روابط علّی و عـلمی اشیای جهان اطراف خود، در لحظه سرودن این آگاهی را کنار می گذارد ( نجفی، ۱۳۹۰: ۳۰‌) و بیشتر‌ جذب دنیای عینی می‌ شـود‌، بـنابراین شـاعر در شعر زیر برای بیان منظور خود از مظاهر آشنای طبیعت که مـطابق تـخیل و علاقه و میل کودک است، همچون سنجاقک، رنگین‌کمان، درخت، گل، پروانه و … بهره گرفته است:

به‌ نام‌ خـداوند رنـگین کـمان/ خداوند بخشنده ی مهربان// خداوند سنجاقک رنگ رنگ/ خداوند پروانه‌های قشنگ // خدایی کـه آب و هـوا آفـرید / درخت و گل و سبزه را آفرید // خدایی که از بوی گل، بهتر است‌/ صمیمی‌ تر از‌ خنده مـادر اسـت // خـدایا به ما مهربانی بده/ دلی ساده و آسمانی بده // دلی صاف و بی کینه، مانند‌ آب / دلی روشن وگرم ، چـون آفـتاب. (پور وهاب، ۱۳۹۵: ۱۰)

یکی‌ از‌ شیوه‌های‌ مهم شاعران ادبیات کودک، برگزیدن لحن مناسب مخاطب است، بـه گـونه ای کـه وقتی حتی شعری در ‌‌در‌ زمینه خداشناسی تضمین می‌کنند ،سعی دارند لحن را تغییر دهند. کریمی در تـربیت‌ دینـی‌ کودکان‌ به مساله توجه به زیبایی شناسی به عنوان یک عنصـر اساسی، توجه وافـری نـموده اسـت‌. وی معتقد است«هدف از عنصـر زیبـایی شناسـی در تربیت این است که‌ هرگونه اثر تربیتی در‌ قالب‌ رفتـار، کـلام، الگــو، نـصـیحت، تجربـه، آموزش و … به پرده ای زیبا با تصاویری دلنشین همراه با لحظات جذبه از درون مـتربّی بـدل شـود. در غیر این صورت مهم ترین، حقیقی ترین و درست‌ ترین رفتارها و پیام ها و نصیحت ها نـه تـنها مـوثر نخواهد بود بلکه زمینه کار تربیتی را در مراحل بعد نامساعد می سازد.» (کـریمی، ۱۳۸۵: ۹۷)

شـاعر کودک برای بیان خداشناسی که‌ از‌ دو راه خود شناسی و هستی شناسی قابل حصول است، هستی شناسی و تدبر در شـگفتی هـای طبیعت، آسمان، زمین، آب، گیاه، آفتاب، باران و… را بهترین شگرد برای آشنایی کودک بـا خــدا‌ مـی‌ داند.( ر.ک. اپلت: ۱۳۹۰) در قرآن هم در آیاتی به این امـر اشـاره شـده است:

وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنین(ذاریات/۲۰)َ، سـَنُریهِمْ آیاتـِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّی‌ یَتَبَیَّنَ‌ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنـَّهُ عـَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ (فصلت۵۳).

گـفتنی اسـت شاعران ادبـیات کـودک از ظـرفیت های زبانی موسیقی و تخیل در تصویر زیـبایی‌ هـای‌ طبیعت‌ برای برانگیختن عواطف و همسوسازی کودک‌ باطبیعت‌ استفاده‌ می کند تا بـا بـیانی زیبا توجه کودک را به جهان پیـرامون و زیبایی های اطراف جـلب نـماید. در شعر زیر، شاعر‌ برای‌ آشـنا‌ سـازی


کودکان با خدا به طریق هستی شناسی‌ ، بیت‌ معروف سعدی را در شعر خود حـل کـرده و برای آنکه فهم آن برای کـودک دشـوار نـباشد ،به تفسیر آنـ‌ پرداخـته‌ است‌:

سعدی شیرین سـخن/ گـفت به فصل بهار: / « برگ درختان سبز‌» / با خط رخشان سبز،/ « هر ورقش دفتری اسـت،/ مـعرفت کردگار.»// « معرفت کردگار»/ دیدن این عـالم اسـت،/ زنده بـیدار‌ بـاش‌،/ چـشم‌ خریدار باش،/ خوب جـهان را ببین،/ هر چه ببینی کم است‌.// بر‌ ورق سبز برگ/ خطّ خدا را بخوان،/ زمزمه آفتاب،/ نـغمه شـیرین آب،/ نثر دل انگیز خاک‌/ شعر‌ هوا‌ را بـخوان.// « بـرگ درخـتان سـبز/ در نـظر هوشیار»/ آینه رازهـاست،/ جـلوه روی‌ خداست‌/ « هر‌ ورقش دفتری است/ معرفت کردگار.» (کیانوش، ۱۳۵۸ : ۵۹-۶۰)

شاعر با تصرف ذهنی در‌ مفهوم‌ طبیعت‌ ،در صـدد بـرقراری ارتـباط بین انسان و طبیعت است که به ایـن تـصرف ذهـنی خـیال‌ اطـلاق‌ مـی شود (ر.ک شفیعی، ۱۳۷۵: ۲) بی شک شعر، حاصل تموّج روح است که از‌ ضمیر‌ ناخودآگاه‌ شاعر و تصرف ذهنی او در قالب خیال بروز می کند ۀبنابراین شعر در دنیای‌ خیال‌ انگیز کودک دارای جایگاه خـاص و ابزاری برای برانگیختن و به هیجان درآوردن احساسات و عواطف‌ درون‌ اوست‌. شاعر کودک با توصیف پدیده های طبیعت و زیبایی های آن، رنگارنگی فصول و زیبایی های محسوس‌ دنیای‌ پیرامون او علاوه بر ایفای رسالت شـاعری در انـتقال مفاهیم اخلاقی و آموزشی‌، با‌ جان‌ بخشی و احساس دادن به پدیده ها و عناصر طبیعت کودک را از لذت های طبیعی بهره‌ مند‌ می‌ کند.

تو شروع حرفهایی/ تو صدای آبشاری/ تو رسیدن پرستو/ تـو خـود‌ خود‌ بهاری/… تو همان ترانه ی شاد/ به نوک پرنده هایی/ همه جا حضور داری/ تـو خـدای خـوب‌ مـایی‌.(لطف الله، ۱۳۸۷: ۶۰)

۲- خداشناسی از طریق اشاره به نـعمت‌های آشـنای خداوند‌

خداوند‌ نعمت های پنـهان و آشـکار بی شماری را‌ در‌ جهان‌ هستی برای انسان موهبت نموده است و قرآن‌ کریم‌ صراحتا به این موضوع اشاره دارد « أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا‌ فِی‌ السـَّمَاوَاتِ وَ مـَا فِی الْأَرْضِ‌ وَ‌ أَسْبَغَ عـَلَیْکُمْ‌ نـِعَمَهُ‌ ظَاهِرَهً‌ وَ بَاطِنَهً » ( لقمان/۲۰)، تا نعمت‌ های‌ خداوند را متذکر شود و انسان گرفتار غفلت و بی خبری به خود آید‌ و در‌ این نشانه ها به تفکر و تدبر‌ بپردازد. بنابراین یادآوری، تذکر‌ و تکرار‌ نعمت هـای الهـی یکی از‌ شیوه‌ های موثر تربیتی قرآن است. این تکرار و تاکید برای به یاد داشتن نعمت‌ ها‌ جهت تدبر و انتباه انسان و اینکه‌ آفرینش‌ او‌ بیهوده نیست بلکه‌ برای‌ هدفی والاست که آغـاز‌ آنـ‌، شناخت طـبیعت، خود و انجام آن شناخت خداوند همراه با طمأنینه و ایمان قلبی است:


«… وَ‌ یَتَفَکَّرُونَ‌ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا‌ مـَا‌ خَلَقْتَ هَذَا‌ بَاطِلًا‌- و در‌ آفرینش آسمانها و زمین مى‏‌ اندیشند [که] پروردگارا اینـها را بـیهوده نـیافریده اى»( آل عمران/۱۹۱)

و درآیه «فَاذْکُرُواْ آلاء اللّهِ‌ لَعَلَّکُمْ‌ تُفْلِحُونَ» (اعراف/ ۶۹) و آیاتی دیگر( بقره‌/۲۳۱‌- آل‌ عمران‌/۱۰۳‌- فاطر/۳ – اعراف/۷۴‌ ) با‌ لفظ « َاذْکُرُواْ » و « فَاذْکُرُواْ » نـعمت ‌ ‌هـا و موهبت های الهی به انسان یادآوری می شود. شیوه یادآوری نعمت‌ های‌ بـی‌ شـمار الهـی یکی از موثرترین شیوه های‌ تربیتی‌ و غیر‌ مستقیم‌ برای‌ آگاهی‌ بخشی و رشد معنوی انسان ها و ایـجاد حس شکر گزاری، خضوع و پرستش برای ادای حق الهی است. « فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکَ تَتَماری‏ – پس بـه کدام یک از نعمتهای پروردگـارت‌ تـردید روا می داری؟» (نجم/۵۵)« أَوَلَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ- آیا در ملکوت آسمان ها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده است‌ ننگریسته‌ اند.» (الأعراف/ ۱۸۵)

قرآن کریم نیز کـه « بی شمار» بودن نعمت های الهی را یادآور می شود و این که از توان احصا و شمارش بشر خارج است، در سراسر قرآن‌، نعمت‌ های خدا را بازگو می کند، تا بشر یکی از هزاران و قطره ای از اقـیانوس نـعمت ها را بشناسد و از یاد نبرد و در‌ سایه‌ این معرفت، به ادای حق‌ الهی‌ بپردازد. « وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ ﭐللَّهِ لَا تُحْصُوهَا » (نحل/ ۱۸) هر چند، ادای شکر این همه نعمت، میسّر نیست. سعدی گوید: از دست و زبان که‌ بـر‌ آیـد/ کز عهده شکرش‌ به‌ در آید (سعدی، ۱۳۷۰: ۱۰۷)

امیرمؤمنان علی (ع) در ناتوانی انسان از حمد خدا و شمارش نعمت هایش می فرماید: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ‌: سپاس‌ خدایی را که سـخنوران در سـتودن او بمانند و شمارگران شمردن نعمت های او ندانند.» (نهج البلاغه،۱۳۷۸، خطبه۱ :۲ )

ادبیات کودک نیز با الهام از این شیوه تربیتی دینی، انواع نعمت‌ های‌ الهی را‌ با زبان و تصاویری متناسب با ذهن کـودکان مـتذکر مـی شود تا مخاطبان آنها ضـمن شـناخت خـداوند، ستایش‌ کننده و سپاسگزار خالق خود باشند و ضمن شکرگزاری، عشق و محبت عمیق الهی‌ را‌ در‌ دل خود جای دهند تا از این طریق در مسیر تربیت دیـنی صـحیح و پرورش و رشـد شخصیت خود ‌‌پویا‌ باشند. شاعر کودک با تـجلی مـفاهیم دینی و بازآفرینی آموزه های قرآنی علاوه بر‌ بروز‌ احساسات‌، بیان اندیشه و اعتلای شعر خود، کودک را غیر مستقیم به خـداشناسی رهـنمون و بـا رستگاری آشنا‌ می کند.

در این راستا عناصر زیبایی شناسانه از مـهمترین مؤلفه های اعتباربخشی‌ شعر کودک و جذب آنان‌ به‌ سوی خود است « علاوه بر وزن و قافیه و ردیف که به عـنوان ابـزارهای تـغییر دهنده نثر به نظم در سطح زبان، دخل و تصرف می کنند، عـناصر دیـگری نیز در این زمینه دارای‌ اهمیندکه با کارکرد متنوع خود، بر بار موسیقیایی زبان می افزایند»(سـلاجقه، ۱۳۸۷: ۳۴۳)


در شـعر زیـر شاعر به کمک صورخیال، موسیقی درونی و بیرونی، تکرار و صنعت سیاقه الاعداد در صـدد افـزایش‌ آهـنگ‌ و موسیقی بیشتر برای برقراری ارتباط موثر و جذب کودک است:

شبنم از اوست، آفتاب از اوست/ آتـش و بـاد و خـاک و آب از اوست/ در دل باغ و کهکشان هر شب/ شاخه روشن شهاب‌ از‌ اوست/ گریه ابر و خنده خورشید/ نـور بـاران ماهتاب از اوست/ سبزی و زردی و بهار و خزان/ رنگ و بوی گل و گلاب از اوست/ غم و شادی و مـهر و بـیم و امـید/ هرچه خواندیم در کتاب‌ از‌ اوست/ روی دفتر اگرچه نام من است/ همه شعر های ناب از اوسـت.(نـیک طلب:۱۳۹۴: ۶)

از شگردهای شاعر برای ارتباط با کودک استفاده از موسیقی است. موسیقی شعر‌ کـودک‌ مـقدمه‌ و پیـش‌درآمد اصلی و راه ارتباط کودک‌ با‌ شعر‌ است. کیانوش موسیقی شعر را پیش درآمدی بر ایراد پیام و مـفاهیم در شـعر می داند او معتقد است که « کودک زیبایی‌ کلام‌ را‌ در موسیقی باز می یـابد و مـعانی را بـا‌ موسیقی‌ می آموزد …زیرا هوش او هنوز دریچه ای است گشوده بر گوش او، و اگر گوش او را خوش آیـد‌، هـوش‌ او‌ را نـیز خوش آید».(کیانوش.۱۳۵۲: ۱۵) در شعر زیر‌ شاعر به کمک موسیقی کودک را با نـعمت هـای الهی آشنا می سازد و این باعث می شود که‌ نسبت‌ به‌ این نعمت های خداوند شـکرگزار بـاشد:

می شمارم سبزه های دشت‌ را‌/ «می شمارم برگ های باغ را»

می شـمارم سـیب ها را بر درخت/ «می شمارم بانگ‌ کـبک‌ و زاغـ‌ را»

…مـی شمارم نام هایت را خدا/ تا بدانم مـهربانی چـندتاست!

مهربانی‌، بی‌ نهایت‌، بی شمار / از شمارش خارج و بی انتهاست( ابراهیمی،۱۳۸۱: ۴)

نیروی تخیل، جـوهر اصـلی شعر‌ و از‌ موثرترین‌ ابزارهای تاثیرگذار بـر عـواطف و احساسات اسـت « بـی گـمان کمال ارزش تخیل در بار عاطفی‌ آن‌ اسـت. تـخیلی که مجرد باشد تا از بار عاطفی برخوردار نشود ابد یت‌ نمی‌ یـابد‌.»( شـفیعی کدکنی، ۱۳۸۰: ۹۰). بنابراین آفرینش تصاویر خیالی تـوسط شاعر باید با فـضای فـکری‌ و ذهنی‌ کودک و متناسب با انـدیشه او بـاشد تا بتواند با او ارتباط برقرار کند‌ و عواطف‌ او‌ را برانگیزد. محمود کیانوش در شعر زیر بـا عـنوان «از تندرستی چه بهتر؟» یکی از نعمت‌ هـا‌ – نـعمت تـندرستی – که خداوند بـه انـسان ها داده هرچند گاهی از آنـ‌ غـافل‌ هستند‌ را با فضاسازی و تصویرپردازی زیبا و قابل درک برای کودکان، به خوبی ترسیم می کند:

تـب‌ داشـتم‌ دیروز‌ و دیشب/ در رختخواب افتاده بودم؛/ وقـتی کـه خیلی تـند شـد تـب / در‌ پیج‌ و تاب افتاده بـودم// می خواستم برخیزم از جا،/ می کرد چشمانم سیاهی؛/ در جای خود ماندم‌ ، خدایا‌،/ با


حال بـد، خـواهی نخواهی// از آفتاب پاک و روشن/ خیلی بدم مـی‌ آمـد‌ آن وقـت؛/ انـگار دعـوا داشت با مـن‌،/ در‌ چـشمم‌ آتش می زد آن وقت// از پنجره‌، شب‌، ماه از دور/ انگار شکلک در می آورد./ تب را که قدری بود‌ پرزور‌،/ با خنده بـالاتر مـی آورد‌// از‌ هـرچه خوب‌ و دیدنی‌ بود‌/ در حال تب بیزار بـودم؛/ بـا‌ تـن‌ پر آتـش ، سـر پر از دود،/ نـه خواب ، نه بیدار بودم// حالا‌ که‌ صبح است و هوا خوش،/ حالا که‌ دیگر تب ندارم؛/ حالم‌ شده‌، شکر خدا، خوش،/ جز یادی‌ از‌ دیشب ندارم// دنیا دوباره خـوب و دلخواه،/ خورشید خوب و مهربان است؛/ از پنجره، بی‌ ناله‌، بی آه،/ چشمم به سوی‌ آسمان‌ است‌// گویم: خدایا، در‌ جهانت‌/ از تندرستی چیست بهتر؟ / از‌ داده‌ های بیکرانت/ چیزی از این یک نیست بهتر! (کیانوش، ۱۳۷۰: ۸۲-۸۴)

۳- خداشناسی از‌ طـریق‌ مـعرفی صفات خداوند

ادراک کامل ذات‌ و صفات‌ خداوند متعال‌ برای‌ انسان‌ میسر و ممکن نیست، ولی‌ انسان می تواند از راه های مختلف روزنه ای به ساحت ربوبی بیابد و به آن‌ ساحت‌ متعالی در حد توان مـحدود خـود‌ شناخت‌ پیدا‌ کند‌. منبع‌ همیشه جوشان قرآن‌ و سنت‌، حقایق بسیار ژرف و معارف گسترده‌ای را در زمینه خداشناسی و شناخت اوصاف الهی در اختیار بشر قرار‌ می‌دهد‌. معارفی‌ که عـقل آدمـی به تنهایی از شناخت‌ آن‌ نـاتوان‌ اسـت‌ و یا‌ آن‌که‌ با دشواری فراوان به درک آن نایل می‌شود. آشنا ساختن کودکان با این اوصاف، شگردها و مهارت های خاص خود را می طلبد و باید به گـونه ای بـرای‌ آنها بیان شود کـه در کـنار فهم و درک این اوصاف، موثر هم واقع شود. بسیاری از صفات خداوند در ادبیات کودک برای کودکان آورده شده است که با زبان و تصویری‌ متناسب‌ کودکان به آنها آموزش داده شود. در ذیل چند نمونه ذکـر مـی شود.

۳-۱- مهربانی خدا

خداوند متعال خود رادر قرآن کریم با صفات زیادی به بندگان معرفی نموده است‌؛ صفاتی‌ که هرکدام جلوه‎ای از جمال و جلال الهی را به نمایش می گذارد. صفت رحمت یـکی از ایـن صفات اسـت که در بیش از‌ ۵۰۰‌ آیه از آن سخن به‌ میان‌ آمده است. برای تبیین این صفت خداوند، یکی از شیوه‌های شاعران کـودک، اشاره کردن به افراد مهربانی چون پدر و مادر است و از این طریق‌، در‌ کـنار آنـها از مـهربانی‌ خداوند‌ نیز یاد می‌کند تا به واسطه آشنایی کودک با محبت والدین، مهربانی خداوند نیز به گـونه‌ای ‌ ‌غـیرمستقیم برای کودک محسوس گردد:

” خدای خوب” مادر، بیاکه خواب/ چشم مرا گرفت؛/ در‌ زیـر‌ پلک مـن/ آهـسته جا گرفت.// با دست مهربان / دست مرا بگیر؛/ یک بوسه ام بده ،/ از من دو تا بگیر.// در گـوش من بگو/ با آن صدای


خوش،/ آرام قصه‌ ای‌ / از قصه‌ های خوش:// « یک مادر و پدر/ بـا بچه های خوب/ در یـک جـهان پاک/ با یک خدای خوب‌.» (کیانوش، ۱۳۷۰ الف : ۴-۵)

تخیل فصل ممیز زبان عادی از ادبیات است‌ لیکن‌ شیوه‌ خیال پردازی در شعر بزرگسال و کودک به نسبت آگاهی فکری و تلقی آنان از حقیقت، طبیعت و دنیای پیرامون ‌‌آنان‌ متفاوت اسـت. تصاویر خیالی در شعر بزرگسال دارای پیچیدگی و اغلب ذهنی است اما‌ در‌ شعر‌ کودک بخاطر احساسات رقیق و قدرت خیال پردازی و شناخت آنان از زندگی و طبیعت بیشتر تصاویر خیالی‌ سطحی و همانند سازی- تشبیه – از نوع حسی به حـسی اسـت و مفاهیمی ذهنی برای‌ انطباق با زندگی عادی‌ کودکانه‌ به عینی و حسی مانند و غالب تشبهات محسوس به محسوس است در شعر زیر شاعر با توصیفات ساده و تشبیهات ساده مهربانی خداوند و نعمت هـای او را بـرای کودک برمی شمارد:

به نام‌ خداوند رنگین کمان/ خداوند بخشنده مهربان/ خداوند زیبایی و عطر و رنگ/ خداوند پروانه های قشنگ/ خداوند باران و نقل تگرگ/ نفس های باد و تپش های بـرگ/ خـدایی که لبریز آرامش است/ طرفدار سرسبزی‌ و دانش‌ است/ خدایی که از بوی گل بهتر است/ و از نور و باران صمیمی تر است/ خدای صمیمی، خدای سلام/ خدای غزل، قصه ناتمام/ خدایا بـه مـا مـهربانی بده/ دلی ساده و آسمانی‌ بده‌/ دلی چـون دل کـوچک بـاغچه/ پر از بال سنجاقک باغچه/ دلی مثل گلخانه ی دوستی/ پر از عطر و پروانه دوستی/ دلی که به عشق تو وا می شود/ پر از‌ رنگ‌ و بوی دعا می شود. (پوروهـاب،۱۳۸۶ : ۱۶-۱۷)

خـداوند در قـرآن کریم خود را با صفت « … فَاللهُ خیر حافظاً وَ هـُوَ اَرحـَمُ الرّاحمین». (یوسف/۶۴) معرفی و شعبان نژاد در‌ شعری‌ با‌ عنوان «مهربان تر از همه‌» خداوند‌ را‌ این گونه برای کودکان توصیف می کـند:

مـهربان تـر از مادر/ مهربان تر از بابا/ مهربان تر از آبی/ با تمام‌ مـاهی‌ ها‌/ مهربان تر ازگلها/ با دو بال پروانه/ مهربان‌ تر‌ از باران/ با درخت و با دانه/ مهربان تر از خورشید/ بـا گـل و زمـینی تو/ تو خدا،خدا هستی/ مهربان‌ ترینی‌ تو‌ (شعبان نژاد، ۱۳۸۶ : ۲۳ )

تـخیل اسـاس تصویرسازی های شاعرانه است‌ و در شعر کودک عنصر خیال، موجب تقویت ذهن و اندیشه و باعث ایجاد خلاقیت و نـوآوری در کـودک مـی شود و روح‌ و روان‌ او‌ را تلطیف می کند علاوه بر آن ذهن کودک را از‌ ورطه‌ عـادت زدگـی مـی رهاند و به او نگاهی برتر و هنری می بخشد که باعث می شود شناخت‌ عمیق‌ و کـافی‌ پیـدا کـند تا همه چیز را بهتر ببیند.


۳-۲- خالق بودن

خالقیت جزو‌ صفات‌ ذاتی‌ خداوند سبحان اسـت، خـداوند از ازل خالق بوده و تا ابد نیز خالق خواهد بود‌ آیات‌ زیادی‌ در قرآن به ایـن صـفت خـدا اشاره دارد: هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی‌ اْلأَرْضِ‌ جَمیعًا ثُمَّ اسْتَوی‏ إِلَی السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سـَماواتٍ وَ هـُوَ بِکُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ ‌( بقره‌/۲۹‌ )و خَلَقَ ﭐلْإِنسَانَ (الرحمن/۳)

از آنجا که «دنیاى کودکان، دنیاى خـیال اسـت، بـه کمک تشبیه‌ در‌ اشعار کودکان مى‏توان آنان را به عالم مخصوصشان هدایت کرد. البتّه هر تشبیهى‌ نـمى‏تواند‌ بـراى‌ کودک مناسب باشد؛ اینجاست که یک شاعر آشنا، با به‏گزینىِ تشبیهى مـناسب بـا روحـیات کودکان‌، مى‏تواند‌ متبحّرانه اندیشه خود را در شعر کودک منسجم کند.»( نیک خواه، مظاهر‌ و نیک‌ خواه‌، نـفیسه، ۱۳۹۱: ۱۴۱) در شـعر زیـر شاعر صفات خداوند را با تشبیهات محسوس به مخاطب‌ یادآوری‌ می‌ کند:

درآسـمان بـیکران/ ستارگان نشسته اند/ چه خوشه خوشه خوشه اند/ چه‌ دسته‌ دسته دسته اند/ کدام دست بـاهنر/ کـشیده این ستارگان/ کشیده است و می کشد/ ستارگان بر آسمان‌/ چو‌ باغ آسـمان مـا/ پر از جوانه میشود/ دلم ز نغمه های شب/ پر‌ از‌ ترانه مـی شـود/ نـشسته ام به یاد‌ تو‌/ تو‌ ای خدای مهربان/ چـه خـوب آفریده ای‌/ بر‌ آسمان ستارگان ( شعبانی،۱۳۸۶ :۲۴ )

دیروز می گشتم/ در باغ زیبایی// آنجا پر‌ از‌ گـل بـود / به به چه‌ گل‌ هـایی / بـرگ‌ درختان‌ را‌ / بـاران صـفا مـی داد// دلتنگی گل‌ را‌/ بلبل شفا می داد/ گـفتم بـه گوش باغ، / این نقش ها از‌ کیست؟// پیداست‌ استاد است/ نقاشی اش عالی است‌!/آن بـاغ زیـبا گفت‌:/ نقاش‌ این دنیا، // تنها خـداوند است‌/ آن‌ خالق یـکتا (صـمصامی،۱۳۹۵: ۸۴-۸۵ ) و

و ابراهیمی در شعری دیگر با بـیانی هـنری‌ و شاعرانه‌ هر کدام از پدیده های‌ هستی‌ را‌ با آرایه تقسیم‌ نشانی‌ از آیات الهی مـی‌ دانـد‌:

هر باد و هر نسیمی/ پیـغامی از تـو دارد/ ایـن،حرفی از تو در دل‌/ آنـ‌، نـامی از تو دارد.

یک نقش‌ سـاده‌ از تـوست‌/ هر‌ جویبار‌ جاری/ تکرار نامی از‌ توست/ آواز هر قناری

…آواز پوپک از توست/ پرواز لک لک از توست/ آن آسمان‌ و این‌ خاک/ یـک شـعر کوچک از توست‌. (ابراهیمی‌، ۱۳۸۱‌: ۱۲‌)

۳-۳- هدایتگر‌ و راهنما بـودن خـداوند‌

رهنمون‌ کـردن انـسان و دیـگر موجودات به راه راست، از صـفات خداوند است و با توجّه به برخی از‌ آیات‌ قرآن‌ هدایت شامل همه انسان‌ها، و قرآن نیز کـتاب‌ هـدایتگر‌ برای‌ همه‌ مردم‌ است‌. خداوند در آیـه ۱۸۵ سـوره بـقره قـرآن را کـتاب هدایت برای هـمه مـردم می داند و می گوید: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ


فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاس» امّا برخی‌ از آیات دیـگر، هـدایت را مـختصّ مومنین، متّقین، محسنین و … می دانند و قرآن نـیز تـنها هـدایتگر ایـن افـراد اسـت. به عنوان مثال در آیاتی گفته شده: «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ‌ هُدًى‌ لِّلْمُتَّقِینَ» (بقره/۱)، «هَـذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ» (آل عمران/۱۳۸)، تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ * هُدًى وَرَحْمَهً لِّلْمُحْسِنِینَ» ( لقـمان/۲و۳)، «وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدًى‌ وَ‌ رَحْمَهً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ» (نحل/۸۹)

«هدایت» در قرآن به دو معنی می باشد: ۱- هدایت تکوینى که مربوط به تمام موجودات جهان می‌ شود‌. ۲- هدایت تشریعى که بـا ارسـال‌ پیامبران‌ و کتب آسمانی از سوی خداوند برای هدایت انسان انجام می‌گیرد.

ای خدای مهربان سلام!/ من / راه را دوباره اشتباه رفته ام/ مِثل این که‌ توی‌ چاله ی گناه رفته ام‌/ لطف‌ کن دوباره ای خـدا / راه را بـه من نشان بده/ توی چاله گیر کرده ام/ باز هم به بال های من/ قدر یک پریدن آسمان بده. (هاشمی،۱۳۹۱: ۱۲ )

و شاعری‌ دیگر‌ درخواست تـغییر و هـدایت برای بهتر شدن دارد:

خدایا،خـدایا،تـو مارا کمک کن/ که جانهای ما روشنایی بگیرد/ گزارد فرو خوی اهریمنی را/ شود پاک و خوی خدایی بگیرد//خدایا، خدایا‌، تو‌ مارا کمک‌ کن/ که از کـینه در مـا نماند نشانی/ بگیر از هـمه فـتنه و دشمنی را/ به هر کس‌ عطا کن دل مهربانی// خدایا زمین تو دیگر نیازی/ به یک‌ حال‌ و روز‌ خوش و تازه دارد/ مدد کن که خوبی نگردد فراموش/ بدی بس، خدایا، بد اندازه دارد. (کیانوش، ۱۳۵۸ ‌‌الفـ‌: ۱۹)

۳-۴- بـزرگ بودن خدا

درک عظمت و بزرگی خداوند، برای کودک دشواری خاصی دارد‌. تنها‌ استفاده‌ از صفت بزرگ برای خداوند موجب تبیین این ویژگی در ذهن کودک نمی‌شود از همین‌ روی برخی شاعران با وصف مظاهر پرشکوه و بـزرگ هـستی مقدمه‌ای فـراهم می‌آورند و با‌ این زمینه‌چینی اشاره به‌ بزرگی‌ خداوند می‌کنند. آن‌چنان‌که در شعر زیر، شاعر با اشاره به عـظمت خورشید و آسمان و مهابت پدر، اشاره می‌کند که خداوند از همه بزرگ‌تر است. تـمهیدی دیـگر کـه شاعر در این زمینه به‌ کار گرفته ،استفاده از روایت اول شخص است که قدرت زیادی در باورداشت کودک دارد زیرا مـخاطب، ‌ ‌شـعر را زبان حال خود می‌داند:

گفتم پدر را دوست دارم،/ چشمم به سوی‌ آسمان‌ بود،/ خورشید مـی خـندید و گـوشش/ بر گفت و گوی آسمان بود.// شاید صدایم را شنیدند،/ چون هر دوشان ماندند خاموش؛/ شد گـفت و گوی شاد


آنها/ با حرف من گویی فراموش.// کرد‌ آسمان‌، با چشم خـورشید/ در چشم های من نـگاهی./ گـفتم،/ مگر، آی آسمان، من / با حرف خود کردم گناهی؟//او گفت: نه، اما نگاهت/ انگار حرف دیگری داشت./ ما را چرا‌ می‌ دید کوچک؟/ از ما مگر بالاتری داشت؟// گفتم: بله. در سینه من/ مهر پدر صد آسمان است./ در چـشم من بالاتر از او/ تنها خداوند جهان است! (کیانوش، ۱۳۵۸ ب: ۵۸-۵۹‌)

نیز‌ در‌ شعر زیر، شاعر برای نشان‌ عظمت‌ خداوند‌، به آفریده‌های او اشاره می‌کند:

شبنم از اوست،آفتاب از اوست/ آتش و باد و خاک و آب از اوست// در دل باغ و کهکشان‌ هر‌ شـب‌/ شـاخه روشن شهاب از اوست// گریه ابر و خنده‌ خورشید‌/ نور باران ماهتاب از اوست// سبزی و زردی و بهار و خزان/ رنگ و بوی گل و گلاب از اوست// غم و شادی و مهر و بیم‌ و امید‌/ هرچه‌ خواندیم در کتاب از اوست// روی دفتر اگـرچه نـام من‌ است/ همه شعر های ناب از اوست. (نیک طلب:۱۳۹۴: ۶)

۴- ستایش و تحمید خداوند

راز و نیاز و گفتگو با خداوند‌ از‌ کهن‌ترین‌ موضوعات شعری است که از یک‌سو دربردارنده مضامین و اندیشه‌های متعالی و پشتوانه‌ عمیق‌ از طـریق بـه‌کارگیری تلمیح به آیات و احادیث است و از سویی دیگر از حیث ادبی جزو هنری‌ترین‌ و تاثیرگذارترین‌ اشعار‌ محسوب می شود که در آن هنرمند با زبان و لحنی خاضعانه به‌ ستایش‌ پروردگار‌ و راز و نیاز و گفتگو با او مـی‌پردازد. قـرارگیری شـاعر در برابرعظمت و توانایی خداوند موجب مـی‌شود‌ مـوضوعات‌ مـختلفی‌ را با او در میان نهد از همین منظر محتوای گفتگو و راز و نیاز با‌ خداوند‌ بسیار گسترده و متنوع است و این نوع اشعاری بستری است که شـاعر از احـساس‌ و عـواطف‌ خود‌ نسبت به او، آرزوها و تمایلات و گاه گلایه‌ها و شـکایات خـود از مردم زمانه با وی‌ مطرح‌ کند. در قرآن، انسان بارها به عبادت و راز و نیاز با خداوند فرا خوانده‌ شده‌ است‌… . شـاعران ادب کـودک نـیز در راستای این آموزه، تحمیدیه و راز و نیازهای متنوعی سروده و صفات مختلفی‌ از‌ خـداوند را که بنیادی قرآنی دارد در آن ذکر کرده‌اند:

پروردگارا،/ بخشنده‌ پاک‌،/ سازنده‌ جان/ از گوهر خاک،// ما را نیرومند/ در جان و تن کن./ دلهـای مـا را / شـاد‌ و روشن‌ کن‌.// از راز خوبی / داناییمان بخش؛/ در تاریکی ها/ بیناییمان بخش.// نامت مـی‌ رانـد‌/ هر بدبختی را؛/ آسان می دارد/ برما سختی را.// دور از یاد تو/ سرگردان هستیم؛/ با‌ درد‌ بسیار/ بی درمان هستیم.// در انـسان بـودن/ یـاری کن ما را/ از‌ مهر‌ و پاکی / پر کن دنیا را.(کیانوش، ۱۳۵۸‌ ب : ۴۲‌-۴۳‌)

یکی از مهمترین کارکردهای تحمیدیه در شـعر‌ بـخصوص‌ شـعر کودک، ایجاد حس خضوع و فروتنی نسبت به خداوند در کودک است. سوز‌ و گداز‌ و حس تـضرع و فـروتنی و صـمیمیت لحن‌ در‌ آن به‌ حدی‌


است‌ که مجالی برای اظهار فضل و خودنمایی‌ نمی‌گذارد‌. زبان و بیان هـنرمند بـه آن درجه از شفافیت و روانی می‌رسد که گاه‌ در‌ ذهن مخاطبان نقش می‌بندد و مانند ذکری‌ مـقدس گـاه در شـروع‌ کار‌ یا نیایش‌های خود آن را‌ بر‌ زبان جاری می‌سازند:

دعا که می کنی، خدا/ تـو را نـگاه می کند‌/ شب‌ سیاه را پر از / بلور‌ ماه‌ می‌ کند// دعا که‌ می‌ کنی، دلت/ پر از‌ سـپیده‌ مـی شـود/ میان هر قنوت تو/ بهشت، دیده می شود// پر از فرشته می‌ شود‌/ اتاق بی ریای تـو/ دوبـاره خیس‌ می‌ شود/ ز عطر‌ گل‌، عبای‌ تو // صدای تو سکوت‌ را/ هزار تـکه مـی کـند/ به روی جانماز تو/ ستاره چکه می کند// …شکفته بر‌ لبان‌ تو/ شکوفه های ربنّا/ چـه بـاصفاست‌، لحـظه‌ ای‌/ که‌ می‌ کنی خدا خدا‌… .(هنرجو‌،۱۳۹۱ : ۷۸-۷۹)

در شعر بالا شاعر با بـیان مـوزون و مخیّل، عاطفه و احساس کودکانه را در‌ قالب‌ کلمات‌ ریخته است و به همراه موسیقی جلوه و جذابیت‌ به‌ شعر‌ بـخشیده‌ اسـت‌.

یکی‌ دیگر از عناصر زیبایی شناسی شعر کودک، تشخیص است که شاعر بـا کـمک نیروی تخیل و تشخّص بخشیدن به پدیده هـا ی بـی جـان و با خلق تصاویر پویا، به‌ هر چـیز بـی جان زندگی و حیات می بخشد. به مدد این نیرو همه چیز در برابر چـشمان شـاعر، زنده است.این آرایه بـا حـالات روانی کـودک تـناسب دارد. در نـگاه‌ کودک‌ اشیاء جانداراند. به گونه ای کـه مـی توان گفت جاندار پنداری و تشخیص یکی از شاخصه های شعر کودک است و در هـمۀ شـعرهای کودک به وفور دیده می شـود:

درخت‌ ها‌ و سنگ هـا/ نـشسته اند در سکوت/ یکی به سـجده رفـته است/ گرفته آن یکی، قنوت

به سوی آسمان، بغل/ گشوده رود مهربان/ و بوسه‌ می‌ زنـد بـه آب / نگاه گرم‌ آسمان‌

علف و بـوته، پیـش هـم/ نشسته، فکر مـی کـنند/ و ریگ ها کنارشان/ دعـا و ذکـر می کنند

به روی شاخه ای بلند/ پرنده ای نشسته است‌/ مسافری‌ ست در نماز/ نماز‌ او‌ شکسته اسـت

پرنـده و درخت ها/ و رود و سنگ و بوته ها/ هـمه بـه سجده رفـته انـد/ بـه سوی خانه خدا. (ابـراهیمی، ۱۳۸۱: ۸)

گفتنی است عنصر خیال، تصرف ذهنی شاعر در طبیعت و محیط‌ پیرامون‌ خود است. در پناه این نـیرو روابـط پنهان و آشکار، تضاد ها و تشابهات و تـناسبات خـیالی کـشف و دنـیای اطـراف خود را مطابق سـلیقه، جـهان بینی و اندیشه خود بازآفرینی می کند:

گاهی دعای‌ ما‌/ مثل پرستویی‌ ست/ که با هوای سـرد،/ مـی کـوچد از اینجا/ تا دشت های دور،خیلی دور.// گاهی دعـای‌ مـا/ گـنجشک هـای شـکل هـم هستند/ که صبح ها پر می‌ دهند‌ از‌ شوق،/ آوازشان را تا خدا،/ تا قله های نور.//من دوست دارم هر چه باشد، هر کجا ‌‌باشد‌،/رنگ دعای ما،/ رنگ خـدا باشد.(ملا محمدی، ۱۳۹۲: ۵۹)


عنصر خیال در‌ شعر‌ کودک‌ امری لازم برای شناخت کودک از خود و کشف محیط پیرامون اوست. همچنین بهترین ابزار برای‌ تقویت خیال پردازی، در خلق دنیای آرمانی و آرزویی کودک است و بستر مـناسبی را‌ بـرای کشف ارتباط تصاویر‌ عینی‌ و ذهنی ایجاد می کند تا به درک ژرف و متفاوتی از دنیای پیرامون خود نائل آید.

شاعر در شعر فوق با نیروی خیالی و همانند سازی دعا – امری ذهنی – را به پرسـتو و گـنجشک‌- امری حسی تشبیه می کند و این نوع تشبیه- ذهنی به حسی – و حسی به حسی در شعر کودک به تناسب درک او از محیط اطراف نسبت به تـصاویر خـیالی دیگر شیوع بیشتری‌ دارد‌

همچنین نـکته قـوت شعر ، فراخوانی کودک – به طور غیر مستقیم – به دعا و نیایش است و آرزوی او این است که کودک معاصر، انسانی خدایی باشد.

نتیجه

معرفی خدا در شعر بـه‌ اقـتضای‌ درک و فهم مخاطب آن، ظرافت خـاصی مـی‌طلبد و نیازمند برداشت‌های غیرمستقیم از مفاهیم و گزاره‌های عمیق و متعالی قرآن و انتقال آن در فضایی خیال‌انگیز و کودکانه است. شاعران ادبیات کودک شگردهای مختلفی به‌ کار‌ گرفته‌اند. تقریبا در همه این اشعار، خدا با رویکردی عاطفی و لحنی کـودکانه و دوری از فـاضل‌نمایی و دشوار گویی به کودک معرفی می شود به گونه ای که شاعر به جای‌ کودک‌ می‌ نشیند، به جای او و با‌ زبان‌ او‌ شعر می سراید که این امر، بار عاطفی شعر را بیشتر می کند. یکی از راهـهای شـناخت خداوند تـوجه به مظاهر‌ آفرینش‌ است‌؛ معرفی این مظاهر با تشبیه و جان بخشی برای‌ کودک‌ جذاب تر و گیراتر اسـت. از دیگر شیوه‌های خداشناسی اشاره به نعمت‌های خداوند است تا از این طـریق انـسان شـکرگزار‌ باشد‌. در‌ این مرحله نیز شاعر با لحنی کودکانه و با استفاده از‌ صورخیال و موسیقی گوش نواز، به نعمت‌های آشـنای ‌ ‌خـداوند چون تندرستی اشاره می‌کند و از این طریق یکی از وجوه‌ خداشناسی‌ را‌ به وی می‌آموزد. معرفی صـفات خـداوند از طـریق تشبیه و جاندارانگاری یکی‌ دیگر‌ از روش های شناخت بیشتر خداوند است. در این شیوه نیز شاعران ادبیات کـودک با مصداق‌گرایی‌ ابتدا‌ به‌ شخصیتی که کودک این صفت را در آنها دیده معرفی و بـعد این‌ صفت‌ را‌ در خداوند بـیشتر مـی‌داند.


منابع:

کتابها

قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند.

نهج البلاغه‌ (۱۳۷۸‌)، ترجمه‌ سید جعفر شهیدی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

ابراهیمی، جعفر (۱۳۸۱)، می شمارم برگ های‌ باغ‌ را، مشهد: به نشر( انتشارات آستان قـدس رضوی).

امین پور، قیصر (۱۳۹۰)، به‌ قول‌ پرستو‌، تهران: نشر افق.

پور وهاب، محمود (۱۳۹۵)، فارسی سوم دبستان(خوانداری)،تهران: اداره کل‌ نظارت‌ بر نشر وتوزیع موادآموزشی.

رسول زاده طباطبایی، کاظم، نصیرزاده، راضیه ، خوشبخت، فریبا (۱۳۸۶‌)، « بررسی‌ قـدرت‌ پیـش بینی کنندگی خصوصیات دموگرافیک و ادارک کودکان دبستانی از ویژگی های والدین بر ادراک آنان‌ از‌ مفهوم خدا»، شماره۶۹، صص۳-۸۵.

زیدان، جرجی.(۱۹۸۳) تاریخ آداب‌اللغه. بی‌ جا‌: دارالمکتبه‌الحیاه‌.

سعدی، مصلح الدین (۱۳۷۰)،کلیات سعدی(تصحیح عباس آقـبال آشـتیانی)، تهران:نشر علم.

سید هاشمی‌، محمد‌ اسماعیل‌( ۱۳۸۰)، خداگرایی و خداشناسی فطری: از دیدگاه قرآن حدیث کلام،تهران: دانشگاه شهید‌ بهشتی‌ مرکز چاپ و نشر.

سیف، علی اکبر ( ۱۳۸۰)، روانشناسی پرورشی، تهران: مؤسسه انـتشارات آگـاه.

ـــــــــــــــ (۱۳۸۸)، روانشناســی‌ پرورشــی‌ نــوین: روان شناســی یــادگیری و آمــوزش ،ویرایش ششم،تهران: دوران.

سلاجقه، پروین( ۱۳۸۷‌ )، از‌ این باغ شرقی ( نظریه های نقد شعر‌ کودک‌ و نوجوان‌)، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

شفیعی‌ کدکنی‌، محمد رضا ( ۱۳۷۵ )، صـور در شـعر فـارسی، تهران: آگاه.

ـــــــــــــــ ( ۱۳۸۰ )،ادوار شعر‌ فارسی‌،تـهران: انـتشارات سـخن.

شعبان نژاد‌، افسانه‌ (۱۳۸۶)، خدایا‌ تو‌ خوبی‌(آثار شاعران معاصر برای نوجوانان)، تهران‌: کتاب‌ نیستان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

شعبانی، اسدالله (۱۳۸۶)، خـدایا تـو خـوبی‌(آثار‌ شاعران معاصر برای نوجوانان)، تهران: کتاب‌ نـیستان و کـانون پرورش فکری‌ کودکان‌ و نوجوانان.

شعبانی، اسدالله (۱۳۹۵)، تکه‌ ای‌ از دریا: گزیده شعر برای نوجوانان، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

دولت‌ آبـادی‌، پرویـن (۱۳۶۸)، گـل بادام، تهران‌: کانون‌ پرورش‌ فکری کودکان و نوجوانان‌.

صمصامی‌، نسرین (۱۳۹۵)، فـارسی سوم‌ دبستان‌(خوانداری)،تهران: اداره کل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی.

عبرت نائینی(مصاحبتی نائینی‌)، محمد‌ علی ( ۱۳۷۶ )، دیـوان کـامل عـبرت نائینی‌، به‌ تصحیح و اهتمام‌ مجتبی‌ برزآبادی‌ فراهانی، تهران: انتشارات سنائی‌.

عـلاء، افـشین (۱۳۹۰)، نسیم دختر باد، تهران: قدیانی، کتاب های بنفشه.


فروزانفر، بدیع الزمان (۱۳۷۶‌)،احادیث‌ و قصص مثنوی، تهران: انـتشارات امـیرکبیر.

کـیانوش‌، محمود‌(۱۳۵۲‌)، شعر‌ کودک‌ در ایران، تهران‌: آگاه‌.

ـــــــــــــــ (۱۳۵۸ الف)، آفتاب خانه ما(دفتر ششم)، تـهران: انـتشارات تـوکا.

ـــــــــــــــ (۱۳۵۸ ب )، طاق هفت رنگ‌، تهران‌: انتشارات‌ توکا.

ــــــــــــــــ (۱۳۷۰)، باغ ستاره ها، تهران‌: کانون‌ پرورش‌ فکری‌ کـودکان‌ و نـوجوانان‌.

کـریمی، عبدالعظیم (۱۳۸۵)، رویکردی نمادین به تربیت دینی با تاکید بر روش های اکتشافی، تهران: قدیانی.

لطـف الله، داوود ( ۱۳۸۷)، پنـجره های آسمان(۷۲ شعر درباره خداوند‌)،به همت بابک نیک طلب، تهران: نشر افـق.

مـجلسی، مـحمد باقر ( ۱۴۰۳ )، بحار الانوار، جلد ۷۸، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

ملامحمدی، مجید (۱۳۹۲)، کتاب شعر۱ ( در کوچه هـای شـعر‌): به‌ کوشش افسانه شعبان نژاد، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

نجفی، عبدالمجید (۱۳۹۰)، زیـر گـنبد کـبود( صور خیال در شعر کودک)،تهران: انتشارات سوره مهر.

نیک طلب، بابک ( ۱۳۹۴‌)، نردبانی‌ از ستاره، تهران: کـانون پرورش فـکری کودکان و نوجوانان.

هاشمی، سید سعید (۱۳۸۶)، خدایا تو خوبی(آثار شاعران معاصر بـرای نـوجوانان)، تـهران: کتاب نیستان‌ و کانون‌ پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

هاشمی‌، منیژه‌ ( ۱۳۹۱ )، خوش به حال رودخانه، تهران: کانون پرورش فـکری کـودکان و نـوجوانان.

هنرجو، حمید (۱۳۸۷)، پنجره های آسمان (۷۲ شعر درباره خداوند)، به همت بابک‌ نـیک‌ طـلب، تهران: تجلی مهر‌

ـــــــــــــ‌ (۱۳۹۱)،کاشکی مال من بود بالت، تهران: تجلی مهر.

مقالات

اسکندری، حسین (۱۳۷۳)، «بررسی مـفهوم خـدا در کودکان ۴تا ۱۲ ساله»، در نشریه تربیت، شماره۹۲، آبان، صص ۶-۹ .

نوذری، محمود‌ (۱۳۹۰‌)، « آموزش دیـنی در دوره کـودکی: ارزیابی انتقادی رویکرد روان شناختی »، در دو فصلنامه علمی – پژوهـشی تـربیت اسـلامی، سال ششم، شماره۱۳ ، پاییز و زمستان ، ص ۱۷۳-۱۹۲ .

نیک خـواه، مـظاهر و نیک خواه‌، نفیسه‌(۱۳۹۱)، «بازتاب‌ تشبیه در شعر کودک- مطالعه موردی سی کتاب شعر کـودک»، در پژوهـش های نقد ادبی و سبک شـناسی‌ ( عـلمی – پزوهشی)،سـال دوم، شـماره ۳، بـهار، صص ۱۵۷-۱۴۱.

فصلنامه علمی‌ ـ پژوهشی‌ «پژوهش‏های‌ ادبـی ـ قـرآنی»

سال چهارم، شماره چهارم (زمستان ۱۳۹۵)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *