چرا فلسفه ؟ «حیرت» نقطه تحول انسان است؛ وقتی خود را میشناسد و به نقص و محدودیت خویش پی می برد، از خود میپرسد « از کجا آمده ام ،و بدنبال چه هستم ؟». چنین پنداری از «هستی » و جهانی که کرانههای آن به سادگی برای انسان پیدا نیست، عطش شناخت «منشا و چیستی وجود» را در او برمیانگیزد. فرونشاندن این میل مفرط که جان انسانهای بیدار را قرنها، تشنه «فهم حقیقت» نموده، به یاری دانشی میسر است که خردمندانه به سیر در هستی و وجود انسان میپردازد. این دانش «فلسفه» است. از این رو کانون علم و دین با برپایی «کارگروه تخصصی فلسفه» بر آن است که بستر لازم برای رشد فکری و مواجهه صحیح با مقوله «وجود و ضرورت اتصال به وجود لایتناهی» را برای اعضا این راه فراهم سازد.
ادامه نوشته »ویدئوی سخنرانی استاد علوی مدظله العالی مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۲۷
قرآن کریم در طی سه مرحله، مسئله وحدت را به زیبایی تبیین نموده است. قرآن بهصورت تدریجی و در سیر نزول خودش، جامعه را از حد زیر صفر و جاهلیت تبدیل میکند به متمدنترینِ جوامع. کاری میکند مردمی که حتی نمیشد نام جامعه را بر آنها گذاشت، تبدیل به امت شوند. امت یعنی جامعهای که شعور، فکر، خرد و هدف متعالی مشترک دارد. هدف، هدف مادی نیست که بهخاطر منافع مادی و اقتصادی دور هم جمع شده باشند، بلکه برای هدف مشترک متعالی و داشتن امام و امت گرد هم آمدهاند؛ امامی که جامعه را بهطرف توحید رهنمود میکند. سیر تکاملی و تربیتی قرآن اینگونه است. همچنین روایات زیادی داریم که نشان میدهد مسلمانان باهم مانند نفس واحدند. مثلا پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در روایت بسیار زیبایی میفرمایند: مؤمنان در دوستی و روابطشان بایکدیگر همانند یک پیکر عمل میکنند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَکَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.» خیلی بیان مهمی است. حضرت میفرمایند مانند یک پیکر واحدند که هرگاه اندامی از آن به درد آید، دیگر اندامها در بیخوابی و تب، با او همنالهاند. آن شعر معروف سعدی که «بنی آدم اعضای یک پیکرند/که در آفرینش ز یک گوهرند» نیز دقیقاً از همین مضمون روایی گرفته شده است.
ادامه نوشته »