معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / تقسیم بندی انسان ها براساس سوره حمد (۱)

تقسیم بندی انسان ها براساس سوره حمد (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه عمومی استاد علوی مورخ ۹۸/۹/۵

آیا ذات هر چیزی را می توان شناخت؟ ما هر موجودی رو از چه طریقی می توانیم بشناسیم؟

ذات خداوند را نمی­توان شناخت تنها جلوه و تجلی خداوند در دنیا را می­توان دید و شناخت. همچنین ذات و روح انسان­ها را نیز نمی­توان شناخت. بلکه تنها جلوه انسان­ها را می توان شناخت. و از روی این  نشانه­ ها می­توان شخصیت آنان را شناخت. عالم ظهور خدا و وجه الله باقی خدا است. انسان­ها در ورای نمودها اگر بتوانند حقیقت خدا را ببینند، آن چیز وجه الله است که ابدی است.

هدف انسان­ها شناخت جلوه حقیقی خدا و وجه الله است. وقتی انسان به معرفت الله رسید و درک کرد که نسبت انسان به خداوند، نسبت یک موجود نیازمند به حقیقت بی­ نیاز است و فهمید اول عقد بوده و بعد عقیده و به ایمان و بعد از آن اقدام به عمل آمده، محبت و رضوان الهی مطلوب سالک می ­شود. سالک در مرحله اول که معرفت است به بیداری و در مرحله ایمان به حرکت می­رسد و به مراحل یقین که سیروسلوک عارفانه است، می­رسد. عارف در مراحل یقین شروع به حرکت کرده تا مراتب یقین را طی کرده و بالاتر رود.

خداوند در این مرحله به بنده می­فرماید: « فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ ﴿الحجر: ٩٨﴾ » و همچنین می­فرماید: «وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ ﴿الحجر: ٩٩﴾ » و پروردگارت را عبادت کن تا یقین تو فرا رسد.

این یقین، حقیقت نامتناهی تکامل روح انسان است. که در صراط مستقیم و در مسیر حقیقت، ذات خود را شکوفا می­ کند.؛ در عرفان مقربین به آن فؤاد گفته می ­شود. فؤاد که ظهور پیدا کند و نورانی شود، مراحل وجودی انسان را تحت ­الشعاع خود قرار می ­دهد. تا جایی که بدن انسان تحت تأثیر فؤاد قرار گرفته و تبدیل به جسم روحانی می­شود. در نتیجه بدن انسان بر تمام عالم احاطه پیدا کرده و بر آن مسلط می ­شود. اما اگر انسان این راه را نرود و معرفت را انکار کند، نور فؤاد بتدریج ضعیف شده و بدن بر آن احاطه پیدا می­کند که نتیجه آن آتش است.

در این مسیر مهم­ترین عمل عبادت است و عبادت نیز خدمت است. امیرالمؤمنین در دعای شریف کمیل می­فرماید: «قَوِّ عَلى خِدمَتِکَ جَوارِحی وَاشدُد عَلَى العَزیمَهِ جَوانِحی» یعنی عمر من در راه خدمت تو باشد که این همان عبادت است و حقیقت عبادت، خدمت به خداوند است که آثار آن در خلق الله ظاهر می­شود.

رکن مهم عبادت، حقیقت قرآن است و آن حقیقت در سوره حمد خلاصه می­شود. درک و فهم این سوره به‌قدری مهم است که گفته شده کل قرآن در این سوره است که فصلی مهم برای حرکت سالک است. سالک باید سوره حمد را خوب درک کند تا جهان­بینی او کامل شود.

خداوند در بعثت به پیامبر می­فرماید:«  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ* یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿١﴾ قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿٢﴾ نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا ﴿٣﴾ أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا ﴿۴﴾ » یعنی قرآن بخوان و در اینجا یعنی سوره حمد را بخوان. اگر کسی سوره حمد را درک کند، کل قرآن را درک کرده است. تا جایی که نماز انسان مربوط به سوره حمد می­شود. ﴿لا صلاهَ لِمَن لم یقرَأْ بفاتحهِ الکتابِ﴾ یعنی اگر نمازگزاری سوره حمد را نخواند نماز او مقبول نیست. مگر اینکه امام جماعت آن را بخواند.

امام صادق(ع) می­فرمایند: در نماز وقتی به « إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ » رسیدم آن‌قدر تکرار کردم و نمی­توانستم از آن بگذرم، که سوره را از گوینده آن شنیدم. کلمات و جملات سوره حمد را باید با دقت و صحیح خواند. از سوره حمد می­شود خدا را شناخت. تمام زیبایی‌ها، ستایش ­ها و توصیف­ ها همه مال اوست.

موحد وقتی گل زیبایی را می ­بیند، توحید حقیقی و جلوه و تجلی وجه خداوند را توصیف می ­کند. و همه چیز را ظهور اراده الهی می­ بیند. وقتی نمازگزار در نماز می­خواند: « مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ » یعنی عالمی وجود دارد بنام (یَوْمِ الدِّینِ) و قیامت. البته قیامت هر لحظه وجود دارد و در حال حاضر قیامت در حرکت است. انسان هر کاری که در دنیا انجام دهد، در قیامت او تأثیر می­­ گذارد. اما چون انسان در بعد زمان قرار گرفته است، ظهور اعمال او در این دنیا زمان می­ برد. منتهی زمان آن ممکن است کم و یا زیاد باشد. در عالم قیامت همه چیز دارای حساب و کتاب است.

اگر فردی به کسی ظلمی بکند، ظاهراً از مکافات عمل خود چیزی نمی­فهمد. اما فعل او در عالم قیامت لحاظ شده و در آنجا شکل گرفته و به حساب او ثبت می ­شود. که به آن تجسم اعمال گفته می‌شود و آن عمل به عرش می­رود. در آنجا نهائی شده و برمی­گردد و عوالم مختلف از بالا به پائین مانند عالم لاهوت و عالم جبروت و عالم ملکوت را طی کرده تا به عالم ناسوت برسد تا اثر خود را بگذارد و ظاهر شود.

این حادثه قبل از اینکه به در دنیا ظاهر شود در عالم ملکوت اتفاق می ­افتد. طرفی که به او ظلم شده در خواب می­ بیند که برای شخص ظالم اتفاقی افتاده. این خواب مربوط به عالم ملکوت است. یعنی این اتفاق در آنجا افتاده و در عالم دنیا ظاهر شده است. این‌گونه خواب­ها معمولاً رؤیاهای صادقه هستند. البته این امور بسیار پیچیده است و به راحتی نمی ­توان درباره آن صحبت کرد.

بنابراین خود انسان در این دنیا باید اعمال خود را اصلاح کند و به این وسیله سرنوشت خود را اگر بد است تغییر دهد. « إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ » یعنی عبادت مال اوست و یاری گرفتن فقط از اوست. این امور را سالک و عارف می ­فهمد. وقتی برای عرفا غذا می ­­آورند. عارف نمی ­گوید:  چه کسی غذا را داده؛ بلکه می­گوید: چه کسی غذا را آورده است. چون عارف می ­داند غذا را خدا داده؛ فهم این موضوع که فقط خدا منشاء یاری به انسان است، از کارهای عارف و سالک است. بعد سالک وارد بحث صراط می­شود. « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ­» که در جلسات قبل راجع به آن صحبت شده است. بعد نوبت به « صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ » قائده شناخت تاریخ و جامعه و شناخت حوادث جامعه و بررسی تاریخ تفسیر مهمی دارد.

باید فهمید که انسان­ها سه گروه هستند. یک گروه « منعم علیهم » و گروه دیگر« مغضوب ­علیهم» و گروه سوم « ضالین » هستند که بهترین و مهم­ترین تقسیم ­بندی انسان­ها است. سالک باید بداند که جزء کدام یک از این سه گروه است.

ابتدا باید این سه گروه را شناخت. اصولاً باید انسان شناسی را براساس این سوره تدوین کرد. تمام سیاست­ها و تاریخ بر اساس این تقسیم بندی اتفاق  افتاده است.

اما از این سه گروه دو گروه « منعم علیهم » و « مغضوب­ علیهم» در مقابل هم ایستاده ­اند و گروه « ضالین » که به گروه « همج ­الرعاء » نیز گفته می­شود در میان آن دو گروه قرار دارند. این گروه مانند گوسفندانی هستند که دو گروه اول می­توانند گروه « ضالین  » را در اختیار بگیرند. سالکین باید سعی کنند جزو گروه « منعم­ علیهم» بشوند. به عبارت دیگر انسان­ها سه دسته هستند.

انسان‌هایی که بسیار باهوش و نابغه بوده و به همین دلیل، عالم ماوراء ماده را می­شناسند و حقیقت پشت دیوار طبیعت را درک می­کنند که به عالم معنا و روح و عالم ابدیت و حقائق نامیده می­شود. و همه اتفاقات در آنجا می­افتد. اتفاقات این دنیا، سایه ­های آن اتفاقات است که در آن عالم می­افتد. این اشخاص « اولیاء ­الله» هستند. که به عالم حقائق و عالم ابدیت و واقعیت و عالم معنا و ماوراء ماده می ­روند.

اما عده­ای دیگر هستند که بسیار باهوش بوده اما آن‌طرف دیوار طبیعت را نمی­ توانند ببینند و هوش آنان محدود به این دنیاست. و بوسیله همین هوش و قدرت خود برای رسیدن به حاکمیت بر عالم ماده تلاش می­ کنند. با این که نبوغ دارند اما عالم ماوراء ماده را نمی­ بینند. و مصداق « یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غَافِلُونَ ﴿روم/٧﴾ » می­شوند. « إِنَّ هَٰؤُلَاءِ یُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَیَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ یَوْمًا ثَقِیلًا ﴿الانسان: ٢٧﴾» این اشخاص عاجلاً این دنیا را می­خواهند و از آخرت غافل می­ شوند. هوش و نبوغ این افراد در دنیا این است که به جاهای بالائی برسند. مانند: سیاستمداران و پادشاهان و امپراطوران و حاکمان و اقتصاد دان و یا از ثروتمندان بزرگ می­ شوند. تمام هَمِّ ایشان این است که در دنیا خوب زندگی کنند. و می ­دانند طبیعت را چگونه به استخدام خود دربیاورند.

اما چرا این افراد باهوش مغضوب علیهم می­شوند؟

پاسخ این است که هم خدا و آخرت را نادیده گرفته و نجات حقیقی را نمی ­بینند. و هم این که هوش خود را در ظلم به دیگران بکار می­ برند. یعنی دوست دارند دیگران را در اختیار خود بگیرند و خدائی کنند و با این کار در مقابل اوامر خدا می ­ایستند. لذا مورد غضب خداوند قرار گرفته و مغضوب­علیهم می­شوند. این گروه انسان‌های عادی را فریب داده و گمراه می ­کنند. از طرف دیگر هم اولیاء­الله می­خواهند مردم را به طرف نجات ابدی هدایت کنند. و به همین دلیل مورد عنایت خداوند قرار گرفته و به ایشان نعمت داده می­شود.

در حال حاضر، صهیونیسم بین ­الملل و کاپیتالیم و امپریالیسم جهانی و سیاستمداران دروغگو و حقه­ باز و فریبکار از این گروه هستند که بشریت را اسیر خود کرده و آنها را به گمراهی می ­کشانند و آنان را به‌طرف جهنم هدایت می­ کنند. اینان چون در مقابل ولی خدا هستند، مورد غضب خداوند قرار می­ گیرند. این جنگ حق و باطل در طول تاریخ است و هم­اکنون نیز ادامه دارد.

سالکین باید با سنخیت با اباعبدالله، یزید و شمر زمان خود را شناخته و خطوط فکری آنان را دریابند و در مقابل آنان بایستند. ممکن است کسانی در هیئت­ های سینه زنی باشند ولی در خدمت یزید باشند. این موضوع به دلیل عدم شناخت است که حسین و یزید زمانه خود را نمی­ شناسند. اما چون گرایش به دنیا در انسان­ها بیشتر است و طبیعت بدن آنان بر روح آنان حاکم است و به اقتضای طبیعت دنیا و چون دنیا دار امتحان است ، طبیعت و غرایز، انسان­های عادی را احاطه کرده و نجات انسان در مبارزه با این غرایز است. به‌طور طبیعی شیطان و اصحاب شیطان که در مقابل ولی خدا ایستاده ­اند، تا زمانی موفق هستند. در طول تاریخ هم دیده می ­شود که ظاهراً آنان بر اصحاب (منعم علیهم) غلبه کرده­ اند. اما در نهایت پیروز واقعی همان (منعم­ علیهم) هستند.

اما چگونه می ­توان در سپاه منعم ­علیهم قرار گرفت. و چگونه می­توان افراد گروه (ضالین) را به طرف (منعم ­علیهم) هدایت کرد؟

باید دانست در طول تاریخ هرگاه عامه مردم به اولیاء­الله گرایش پیدا کرده­ اند، جامعه به مراتب بالا ارتقاء یافته و بشریت در علم و فرهنگ و پیشرفت مدیون اولیاء و انبیاء بوده است. اما هر وقت جامعه بشریت بطرف مغضوب­علیهم گرایش پیدا کرده، بشریت سقوط کرده و به عقب رانده شده است. زیرا آنان بشریت را برای خود می ­خواهند و باعث بدبختی آنان می ­شوند. بنابراین باید دو گروه از مردم یعنی( منعم ­علیهم  و مغضوب­ علیهم ) را شناخت. اولیاء خدا بیشتر در باطن مردم کار می­ کنند و مغضوب­ علیهم بیشتر در ظاهر مردم کار می ­کنند. مانند  امام حسین علیه السلام که روی قلب انسان­ها کار کردند.

همچنین ببینید

رابطه شریعت و طریقت (ظاهر و باطن)

بسم الله الرحمن الرحیم جلسه عمومی استاد علوی مورخ ۹۸/۱۰/۱۷ سؤال: شیخ انصاری فرموده ­اند: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *