معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۲۳ بهمن ۹۷- جلسه ۳۳۶

جلسه عمومی ۲۳ بهمن ۹۷- جلسه ۳۳۶

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه عمومی ۳۳۶                                                         مورخ ۹۷/۱۱/۲۳

اهل سنت همگی سه مطلب را قبول دارند و در کتاب هایشان این مطالب مسلم است. مطلب اول اینکه اطاعت از امام حاکم و ولی امر واجب است و هر کس از اولو الامر، ولی، خیلفه و امام حاکم اطاعت نکند گناه کرده است. بعضی هایشان می گویند اگر ظالم هم باشد باید اطاعت کرد بعضی ها می گویند اگر ظالم باشد خیر. در عقاید شیعیان هم این مطلب که باید اطاعت کرد وجود دارد اما در روایات برای امام شرایطی گذاشته اند. از جمله ی آن شرایط عدالت است. عدالت امام یعنی اینکه امام گناه کبیره نکند و در گناه صغیره هم اصرار نورزد. این عدالت برای امام جماعت و قاضی هم مطرح است که باید تقوا پیدا کرده باشند و آن قدر در کار خیر راسخ شده باشند که به محض اینکه با گناه روبه رو شوند بشناسند، ترک کنند و میل به خوبی ها داشته باشند. در مورد امامی که بر جامعه حاکم است یا باید معصوم باشد یعنی فکر گناه را هم نکند یا باید تالی تلو معصوم باشد یعنی از طرف معصوم ولایت داشته باشد. ولایت گاهی ولایت عام است و گاهی ولایت خاص است. ولایت عام اینگونه است که امام معصوم فرموده است هر کسی این خصوصیات را داشته باشد او از طرف من حاکم است. به این می گویند نسب عام و ولایت عام. گاهی هم نسب خاص است. برای مثال می گویند از فلان شخص اطاعت کنید. در تاریخ، در زمان حضور ائمه نسب خاص هم بوده است.

گروهی معتقد هستند هر کسی که ولی امر شد و حکومت دستش آمد باید از او اطاعت کرد و هر کس اطاعت نکند گناه کرده است. حتی ممکن است خود آن حاکم ظالم و گناه کار باشد ولی اگر مردم از او اطاعت نکنند گناه کارند.

مطلب دوم این است که همه در کتاب هایشان آورده اند که حضرت زهرا سلام الله علیها جزء معصومین است. پاک، مقدسه و مطهره است و جزء آن کسانی است که آیه ی تطهیر در مورد او نازل شده است. در مورد بقیه ی بانو های پیامبر از جمله عایشه، سوده و حبسه بحث و شک وجود دارد. حتی بعضی از روایت هایشان می گوید که آن ها زنان و دختران دیگر پیامبر نیستند. ولی در مورد فاطمه ی زهرا سلام الله علیها همه اتفاق دارند که از گناه پاک است، هیج معصیتی نکرده است، در راس تمام زنان بهشت است و مقامش از مریم، عذرا، آسیه و دیگر زنان بهشتی بالاتر است. یک مطلب هم در کتاب های اهل سنت آمده است که حضرت زهرا سلام الله علیها هنگامی که از دنیا رفتند از خلفا راضی نبودند و اعلام کردند که شما من را اذیت کرده اید و من از شما راضی نیستم. این مطلب هم در کتاب هایشان آمده است که هر کس فاطمه از او راضی باشد خدا از او راضی است و هر کس که فاطمه از او ناراضی باشد خدا از او ناراضی است. اگر این مطالب که همه قبول دارند و روایت در موردشان زیاد است جمع بندی شود نتیجه این می شود که خلفا غاصب هستند.

بعضی معتقدند دو فاطمیه بدعت گذاری است. این حرف غلط است. معنای بدعت این است که یک مطلبی که جزء دین نیست جزء دین به حساب آورده شود؛ اما اگر کسی بگوید تاریخ وفات حضرت زهرا سلام الله علیها در فلان تاریخ بوده است بدعت محسوب نمی شود چون این مسئله ای نیست که جزء دین باشد یا نباشد. آنطور که علما بررسی کرده اند به احتمال بسیار زیاد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها فاطمیه ی دوم است. روایت های محکم تر این قول را تایید می کنند.

یکی از راز هایی که بعضی از علما گفته اند هر دو فاطمیه را بگیرید این است که همان طور که قبر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی است زمان فوت آن حضرت هم باید مخفی باشد. همانطور که گفته شد یکی از مطالبی که همه ی مسلمان ها قبول دارند عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها است. ایشان یک سیاست الهی و تدبیر تاریخی کرده اند که در طول تاریخ مطرح باشد چرا قبر و شهادت ایشان مخفی است و مردم در پی جواب این سوال بروند و از ظلمی که به ایشان شده است اطلاع یابند. حضرت زهرا سلام الله علیها با این کار بهانه ی کسانی که بخواهند در مقابل ولایت، مکتب دیگری را مطرح کنند از بین برده اند.

در انسان بزرگترین حجاب و مانع برای رسیدن به خدا منیت و خود خواهی است و این خود خواهی تا اخرین لحظه با انسان هست. اگر منیت انسان به طور کامل از بین برود به مقام فناء فی الله میرسد که معنای درستش یعنی اینکه انسان اصلا خودش را نبیند و این عالی ترین و بالاترین مقام برای عرشیان و اولیاء اعظم خداوند است؛ بنابراین بزرگترین و کوچکترین مانع برای رسیدن به این مرحله منیت است چون منیت گاهی جلوه ی خیلی کوچکی دارد. برای مثال تنبلی. اینکه شخص صبح زود برای نماز بلند نمی شود و رفاه خودش را ترجیح میدهد نوعی منیت است. نماز برای این است که منیت انسان را از بین ببرد. گاهی هم انسان حاضر نمی شود از پول خودش بگذرد و خمس بدهد که این هم جلوه ی دیگری از منیت است؛ بنابراین تربیت ادیان الهی از اول تا آخر برای از بین بردن منیت است که شکل های مختلفی دارد. گاهی در شکم ظاهر می شود گاهی در استراحت، خواب، لذت جویی، کامیابی و غیره.

اگر انسان پیوسته کام جویی کند کم کم منیتش بالا میرود تا به آخرین درجه میرسد. جایی که می خواهد خدا او را دوست داشته باشد. این حجاب اکبر است. برای انسان ها این خوب است که بخواهند خدا آنها را دوست داشته باشد اما این در صورتی است که انسان هر چه خدا برایش بخواهد را بپذیرد یعنی مقام رضا، تسلیم و توکل. در احادیث آمده است که یقین چند مرحله دارد. مرحله ی اول مقام توکل است. بعد مقام تسلیم و بعد مقام رضا است و همین طور ادامه پیدا می کند. در مقام توکل انسان می گوید من کار را به خدا سپرده ام. در مقام تسلیم انسان می گوید هر چه خدا خواست من تسلیم می شوم. در مقام رضا می گوید هر خدا خواست راضی می شوم و همین طور مقام های بعد پیش می آید.

 در واقع منیت از اول تا آخر همراه سالک هست که با سیر وسلوک این پرده ها و مراتب منیت را کنار می گذارد. بهترین راه برای از بین بردن منیت خدمت است. خیلی ها برای از بین بردن منیت مبارزه با نفس می کنند. مبارزه با نفس برای از بین بردن منیت است. اکثر اختلافات و تقربیا همه ی اختلافات به علت منیت است. وقتی کسی از کار دیگری اشکال می گیرد و او بدون بررسی اینکه اشکال درست است یا خیر عصبانی می شود منیت است. انسان سالک باید بررسی کند وقتی که مخالفت می کند مخالفتش منیت است یا دستور خداست. اگر احتمال میدهد بحث و مخالفتش منیت است دست نگه دارد و تا مطمئن نشده است که حرفش حرف خداست بحث نکند. منیت خیلی باریک و ظریف ظاهر می شود. روزی از علامه حلی پرسیدند اگر در چاه موش بیفتد نجس است یا خیر. ایشان دستور دادند چاه حیاط خانه ی خودشان را پر کنند و بعد فتوا دادند چون ترسیدند منافع چاه حیاطشان باعث شود که ایشان در فتوا دادن اشتباه کنند.

یا مثالی دیگر شیخ عباس قمی است که برای نماز جماعت دعوت شده بودند. بعد از شب اول دیگر برای نماز جماعت حاضر نشدند و علتش این بود که گفتند من در رکوع از شنیدن صدای مردم کمی در دل احساس خوشحالی کردم که این جمعیت زیاد میخواهند پشت سر من نماز بخوانند و به همین دلیل دیگر نمی آیم.

علما اینگونه با منیت خود مبارزه می کردند. انسان باید در همین جزئیات تمرین کند منیت را از بین ببرد.

انسانی که خادم است نمی داند ولی خدا فردا از او چه می خواهد اما آماده است که هر جه از او خواسته شد انجام دهد به همین دلیل خدمت بهترین راه مبارزه با منیت است. انسان گاهی دلش می خواهد برود جبهه شهید شود تا بعدا اسیر دنیا و غافل نشود. این هم به نوعی منیت است. گاهی هم دلش میخواهد به جبهه نرود بلکه سفیر شود و در رفاه و آسایش مطلق زندگی کند. این هم شکل دیگری از منیت است؛ اما انسانی که مطیع امر ولی خداست منیتش کاملا از بین رفته است. کسی که بخواهد بر اساس آنچه که دل خودش بیشتر آن را میخواهد عمل کند در مقابل ولی می ایستد. بالاترین جایی که انسان منیت خودش را ظاهر می کند ایستادن در مقابل ولی خدا است. همه ی انسان ها یک روز در مقابل ولی خدا می ایستند مگر اینکه آنقدر در سیر وسلوک پیش بروند که امکان ایستادن در مقابل ولی خدا کمتر شود.

گاهی اتفاق می افتد که وقتی شخص به ولی خدا نزدیک می شود برخی مسائل ظاهری در او می بیند که باعث سقوط آن شخص می شود. برای مثال می بیند امام معصوم هم مثل انسان های عادی مریض می شود یا به طور مثال نمیداند نانوایی باز است یا نیست و برای این کار خادم خود را میفرستد تا اطلاع یابد. چون امام معصوم در بین مردم زندگی می کند بنابراین مانند آنهاست و همیشه آن قدرت الهی را نشان نمی دهد و به علمش رجوع نمی کند. گاهی هم که بخواهد به علمش رجوع کند می تواند بگوید تار های موی سر هر شخص چه تعداد است؛ اما کسی که مقام امام را بشناسد دچار این اشتباهات نمی شود. این است که هر چه انسان در سیرو سلوک بالاتر برود امکان سقوطش در مقابل ولی خدا کمتر است.

وقتی امام معصوم، یعنی کسی که پیامبر یا امام قبل از او تاییدش کرده است، حکم دهد نماز نخوان، حج نرو، به جای چهار رکعت دو رکعت بخوان و غیره، شخص باید اطاعت کند و حتی اگر دلایل منطقی دارد باید بپذیرد که در مقابل ولی خدا نمی فهمد و اشتباه می کند. عالم ربانی و مرجع تقلید مقامش از امام معصوم پایین تر است. اطاعت از او هم کمی پایین تر است و همینطور درجات ولایت پایین می آید ولی باز هم اطاعت از آنها مطلق است. کسی که از راه صحیح و با شرایط درست ولی فقیه می شود نه کسی که مانند معاویه و یزید با حقه بازی و دروغ و فریب حاکم می شود، بلکه شخصی که سیر وسلوک علمی و اخلاقی زیر نظر اساتید، مجتهدین و علمای دین دارد و آنها او را به عنوان فقیه با تقوا و عادل تایید می کنند، مردم موظف هستند از او اطاعت کنند و وقتی در مسئله ای با او اختلاف نظر دارند و برای نظرشان هم صد دلیل منطقی دارند باید بدانند و معتقد باشند که در اشتباهند و ولی خدا از آنها بهتر میداند.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۳۱ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۷

بسم الله الرحمن الرحیم        جلسه ۳۴۷              …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *