معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۴ تیر ۹۸- جلسه ۳۵۲

جلسه عمومی ۴ تیر ۹۸- جلسه ۳۵۲

بسم‌الله الرحمن الرحیم

جلسه ۳۵۲                                                                                      مورخ ۹۸/۰۴/۰۴

اعجاز اولیاء در حل انواع مشکلات دنیایی و سعادت دنیوی

ارتباط روحی

در بحث درباره‌ی مبانی عرفان مقربین گفته شد یکی از مبانی مهم عرفان مقربین وحدت تشکیکی عالم هستی است و اینکه سلسله‌ی ولایت از خداوند شروع می‌شود و به اولیاء می‌رسد.

یکی دیگر از مبانی مهم عرفان مقربین روح، ارتباط روحی و تأثیرگذاری روح در عالم ماده است. آن چیزی که در زندگی انسان‌ها نقش بسیار مهمی دارد و می‌تواند اثرات بسیار عالی بگذارد ارتباط روحی است.

ارتباط روحی یعنی دو روح با یکدیگر طوری ارتباط برقرار کنند که یکی بر دیگری تأثیر گذارد و او را رشد دهد به نحوی که حتی زندگی مادی‌اش هم تغییر کند.

در عرفان مقربین بحث ارتباط روحی خیلی مهم است. سعی سالک در این راه این است که با اولیای خدا ارتباط روحی برقرار کند. همان‌طور که گفته شد پیوستن به سلسله‌ی اولیاء یعنی ارتباط روحی برقرار کردن را از ابعاد مختلفی می‌توان مورد بحث قرار داد.

نقش شانس در حوادث زندگی

در مورد وضعیت زندگی مادی و معنوی انسان و حوادثی که در زندگی برایش پیش می‌آید چند نکته‌ی مهم وجود دارد. در مورد برخی گفته می‌شود فلان شخص آن‌قدر بدبخت است که دست به طلا می‌زند خاک می‌شود و برخی هم آن‌قدر خوشبخت هستند که اگر دست به خاک بزنند برای آن‌ها تبدیل به طلا می‌شود.

درحالی‌که شانس، بخت و اقبال در کار نیست و همه چیز در این دنیا حساب و کتاب دارد.

پروین اعتصامی بسیار زیبا گفته است:

قطره‌ای کز جویباری می‌رود       از
پی انجام کاری می‌رود

به قولی وقتی برگی از درخت می‌افتد حساب و کتاب دارد؛ دیگر در دنیا چیزی به نام شانس و اقبال وجود ندارد. از دید انسان ناآگاه شانس و اقبال وجود دارد اما از دید کسی که آگاه است و علم دارد این‌طور نیست.

برای مثال یک شخص آگاه است که در قسمتی از زمین گنجی وجود دارد و می‌بیند شخصی دیگر در حال کندن آن قسمت از زمین برای رسیدن به آب است. این شخص آگاه می‌داند که او طبیعتاً به گنج خواهد رسید اما خود شخصی که در حال کندن زمین است چون از وجود گنج بی‌اطلاع است وقتی به گنج برسد با خود خواهد گفت که «من شانس آورده‌ام.» پس انسان عالم می‌فهمد که هیچ‌چیز در این عالم بخت، شانس و اقبال نیست بلکه همه‌چیز بر حساب و کتاب است.

انواع رزق

خداوند چند نوع روزی دارد ازجمله رزق مطلوب و رزق مقسوم. روزی مقسوم آن است که برای انسان نوشته شده است. برای مثال قرار است یک نفر در طول عمرش پنجاه تن نان بخورد. اگر او یک زندگی عادی داشته باشد طبق دستورات الهی این رزق اوست اما اگر او به دنبال رزق مطلوب باشد و بگوید من می‌خواهم بیشتر بخورم ممکن است به آن برسد چه از راه حلال و چه از راه حرام، ممکن هم است به آن نرسد.

یک رزقی هم وجود دارد که بر اساس دعا، راز و نیاز و ارتباط با خدا ممکن می‌شود. زندگی انسان هم همین‌طور است برای مثال مشخص است که هر کس باید چقدر زندگی کند.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

یَا أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّهُ قَدْ نَفَثَ فِی رُوعِی رُوحُ اَلْقُدُسِ أَنَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَوْفِیَ رِزْقَهَا وَ إِنْ أَبْطَأَ عَلَیْهَا فَاتَّقُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجْمِلُوا فِی اَلطَّلَبِ وَ لاَ یَحْمِلَنَّکُمُ اِسْتِبْطَاءُ شَیْءٍ مِمَّا عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تُصِیبُوهُ بِمَعْصِیَهِ اَللَّهِ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ یُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاَّ بِالطَّاعَهِ.

اى مردم! به‌راستی‌که روح‌القدس به من الهام کرد که هیچ‌کس نمى‌میرد تا آنگاه‌ که رزق و روزى‌اش را به‌طور کامل دریافت کند حتّى اگر به کندى به دستش برسد. پس تقواى الهى پیشه کنید و در طلب روزى اجمال کنید و کندى رسیدن روزى الهى شما را بر آن ندارد که با معصیت خداوند در پى آن بروید.

پس بهتر است انسان زیاد در پی روزی ندود چون برای مثال اگر قرار باشد یک نفر هزار نان بخورد بعد بمیرد می‌تواند این هزار نان را دو روز در میان بخورد تا دو هزار روز عمر کند یا می‌تواند روزی سه نان بخورد تا سیصد روز عمر کند. به این ترتیب بهتر است انسان زیاد به دنبال خوردن و جمع‌کردن نباشد تا عمرش طولانی‌تر شود و از آن بهتر استفاده کند.

عوامل تعیین خوشبختی و بدبختی

۱- عالم ذر

چند عامل هست که تعیین می‌کند انسان خوشبخت یا بدبخت ‌شود. اولین و مهم‌ترین عامل، «عالم ذر» است. در عالم ذر که عالمی قبل از این دنیا است شرایطی فراهم بوده که انسان‌ها به یاد ندارند و چون بسیار پیچیده است توان فهم آن را هم ندارند.

قرآن و اولیاء فرموده‌اند در عالمی قبل از این عالم انسان‌ها انتخاب می‌کنند که در این دنیا چگونه باشند. اگر یک نفر انتخاب کند معلول باشد آنجا به او نشان می‌دهند که اگر معلول باشی و در این معلولیت خداوند را فراموش نکنی به این مقام‌ها می‌رسی اگر هم بخواهی پادشاه باشی می‌توانی پادشاه شوی ولی بعداً به این مقام می‌رسی. اگر شخص انتخاب کند معلول باشد ولی به مقام‌های بالا برسد به‌جای اینکه پادشاه باشد ولی به مقام‌های بالا نرسد معلول به دنیا می‌آید. البته این خلاصه‌ای از مبحث بسیار پیچیده است.

تمام ویژگی‌ها ازجمله مرد یا زن، فقیر یا ثروتمند، معلول یا نابغه بودن و حتی کشوری که شخص در آن به دنیا می‌آید از قبل و توسط خود او انتخاب شده است.

چگونگی این اتفاقات خیلی پیچیده است و غیر از اولیای خدا که فهم و فلسفه‌ی ذهنی‏ آن‌ها قوی است کسی جزئیات آن را نمی‏فهمد. این مبحث، سِرّ قدَر است که امیرالمؤمنین فرمودند در سر قدر وارد نشوید که گمراه می‌شوید.

خیلی‌ها می‌گویند ما چنین زندگی را انتخاب نکرده‌ایم! درحالی‌که انتخاب کرده‌اند اما فراموششان شده است.

در علم روان‌شناسی ثابت شده است که خواب‌های انسان نتیجه‌ی زندگی روزانه‌ی اوست. انعکاس زندگی روزمره همان خوابی می‌شود که انسان در عالم رؤیا می‌بیند. اگر انسان در طول روز دروغ بگوید، خواب‌های پریشان و دروغی که واقعیت ندارند می‏بیند. اگر هم انسان دروغ نگوید، در همه‌ی مسائل صداقت را حفظ کند و معتقد باشد که النجاه فی‏الصدق، رؤیاهای صادقه می‏بیند.

ثابت شده است که حالات دنیایی انسان در عالم رؤیا ظاهر می‏شود. اگر شخصی در خواب ببیند که در آتش می‏سوزد و فریاد می‌زند کمکم کنید، در واقع خود او در عالم قبل یعنی در عالم بیداری انتخاب کرده‏ است در آتش بسوزد.

دروغ گفتن، مال حرام خوردن، رشوه دادن یا گرفتن، حقه‌بازی و غیره منجر به خواب‌های پریشان در عالم رؤیا می‏شود؛ بنابراین سوختن در آتش، انتخاب شخص نبوده است اما انتخاب او برای دروغ‌گویی یا هر کار قبیح دیگری منجر به سوختن در آتش شده است. به همین صورت این دنیا نتیجه‌ی انتخاب انسان در عوالم قبل بوده است.

۲- طالع انسان

عامل دیگر طالع انسان است. وقتی انسان متولد می‏شود ستاره‌ها در شرایطی هستند و هرلحظه تغییر می‏کنند. تغییر ستاره‌ها و امواجشان انرژی‌هایی از یکدیگر ساطع می‏کند و تأثیراتی بر یکدیگر، بر کره‌ی زمین و بر نطفه‌هایی که منعقد می‏شوند می‌گذارد.

فعالیت ستاره‌ها بر نطفه‌ی حیوانات، حشرات، گیاهان و انسان‌ها تأثیرگذار است.

پس یکی دیگر از عواملی که بر زندگی انسان تأثیر می‏گذارد طالع است. هر کس طالعی دارد. اگر در فصلی اوضاع زندگی‌اش خوب نمی‏شود باید صبر کند که طالع او بگذرد.

۳- رفتار انسان

عامل دیگری که بر زندگی انسان تأثیرگذار است رفتار انسان حتی رفتار دوره‌ی قبل از تولد است. ممکن است تأثیر یک رفتار ۱۰ الی ۲۰ سال دیگر ظاهر شود. حوادث خوب یا بد نتیجه‌ی رفتار انسان است که طبق قوانینی که انسان‌ها نمی‌دانند ظاهر می‌شوند. گاهی ممکن است ۵، ۶ یا ۱۰ سال بعد از یک رفتار نتیجه‌ی آن ظاهر شود. اعمال انسان قوانین و محاسبات خاص خود را دارد.

۴- حق الناس

عامل دیگر هم حق‏الناس است. اگر انسان به اموال یا حقوق مردم لطمه ‏بزند در زندگی او تأثیرگذار است.

۵- چشم و نظر

یکی دیگر از عواملی که اثر می‏گذارد چشم‏ و نظر است.

چشم و نظر نه به این معنی که فلان شخص چشمش شور است بلکه به معنای رضایت ارواح از انسان.

رضایت ارواح از انسان در زندگی‌اش بسیار تأثیرگذار است که آن‌هم در واقع برمی‌گردد به اعمال انسان. البته گاهی هم به اعمال انسان برنمی‌گردد بلکه برای مثال کسی به انسان حسادت می‏کند و خود انسان کاری نکرده است که چشم دیگران به دنبالش باشد اما به هر حال این در زندگی شخص اثر می‏گذارد. هرکدام از این عوامل که در زندگی انسان اثر می‏گذارند راه‌حل مخصوص به خود را دارد؛ مثلاً برای اعمالی که انسان قبل از تولد و در عالم ذر انتخاب کرده‏ است راضی بودن به رضای خدا به معنای واقعی می‏تواند خیلی از مشکلات و مسائل را حل کند یا تأثیرات بد بسیاری از انتخاب‌های قبلی انسان در عالم ذر را تغییر دهد.

اگر کسی منجم واقعی باشد و بتواند از روی طالع بفهمد برای مثال به فرد می‏گوید که در این فصل مسافرت نرو یا ازدواج نکن چون طالع تو برای این کارها در این فصل خوب نیست.

برخی کارها مثل تغییر دادن اسم، شغل، شریک، وطن و غیره گاهی می‌تواند اثر طالع را از بین ببرد و تبدیل به خوب کند.

برای این قسم کارها نیاز به یک منجم قوی است که در قدیم بوده‌اند و در این زمینه‌ها وارد می‏شدند و تشخیص می‏دادند اما در حال حاضر نیستند چون بسیاری از این علوم با خرافات و علوم غلط دیگر ادغام شده.

راه رهایی

برای اعمال بدی که انسان مرتکب شده است و در زندگی‌اش اثر دارد مثل حق‌الناس باید توبه کرد و با «توبه و رد مظالم» انسان می‌تواند کم‌کم آثار بد این اعمال را از بین ببرد.

برای در امان بودن از چشم و نظر انسان باید «از افرادی که خصلت‏های خوبی ندارند دوری کند». برای مثال افراد حسود یا کسانی که مدام حسرت و غبطه‌ی زندگی دیگران را می‌خورند. همچنین انسان «باید نعمت‏های مادی خودش را به هرکسی نشان ندهد.»

نکته‌ی مهم این است که همه‌ی این کارها تا حدودی می‌تواند عوامل را خنثی کند اما چیزی که می‏تواند تمام اثرات عوامل را از بین ببرد ارتباط روحی با اولیاءالله است.

اولیا الله مانند سپری هستند که تمام آثار بد را به خودشان جذب می‏کنند و نمی‏گذارند به افراد زیردستشان برسد.

پیامبر، امامان و اولیا گناهان انسان‌ها و بلاهایی که قرار است بر سرشان بیاید جذب می‏کنند و به مقام‌های بالاتر و بالاتر می‏دهند تا به خداوند می‌رسد که مبدل‏ السیئات بالحسنات است. این خلاصه‏ای از بحث ارتباط روحی است که

اولیای خدا درصورتی‌که ارتباط روحی برقرار شود می‏توانند تمام اثرات عواملی مثل چشم و نظر، حق‌الناس، انتخاب‌های عالم ذر و غیره را تغییر دهند و خنثی کنند.

خلاصه‏ ی ارتباط روحی هم این است که انسان محبت و عشق به آن‌ها را پیدا کند به‌طوری‌که آن‌ها را واسطه و شفیع قرار دهد که همان بحث توسل و شفاعت مطرح می‏شود. انسان باید آن‌ها را وسیله قرار دهد برای رسیدن به خدا و وقتی آن‌ها به درگاه خداوند شفیع انسان ‏شوند فیض الهی را که شامل نعمت، رحمت، وجود و برکات می‏شود به انسان می‏رسانند و این فیض منجر به گسترش روحی می‌شود و روح انسان بالا می‌رود تا با آن‌ها سنخیت پیدا کند. هر چه سنخیت بیشتر شود فیض بیشتر می‏شود و هر چه سنخیت کمتر شود فیض کمتر می‌شود. به‌طور خلاصه سنخیت یعنی اینکه دو نفر به هم بخورند، باهم مطابق و چفت شوند.

خلاصه

بنابراین زندگی انسان تحت تأثیر عوامل مختلفی است که راه‌حل هرکدام از آن‌ها مشکل است و به‌سادگی نیست. تا زمانی که انسان به اولیای خدا وصل نشود تحت تأثیر همین‏ عوامل است و همیشه با این مشکلات سر و کار خواهد داشت؛ اما زمانی که انسان به اولیای خدا وصل شود آن‌ها مانند یک سپر او را حفظ می‏کنند و مشکلات و مصیبت‌های او را می‏گیرند و از او رد می‏کنند. این خلاصه و صورت‌مسئله است.

هر مطلبی استدلال‏ و دلایلی دارد ازجمله دلایل عقلی، نقلی، تجربی و غیره با انواع مثال‌ها و نمونه‌ها که به آن‌ها پرداخته خواهد شد.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۲۴ اردیبهشت ۹۸ جلسه ۳۴۶

بسم الله الرحمن الرحیم            ۲۴/۲/۹۸            …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *