معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / رابطه شریعت و طریقت (ظاهر و باطن)

رابطه شریعت و طریقت (ظاهر و باطن)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه عمومی استاد علوی مورخ ۹۸/۱۰/۱۷

سؤال: شیخ انصاری فرموده ­اند: شریعت مبدا است نه مقصد تا راه گم نشود. یعنی درگاه ورود و حفاظی است که اهل آن از آلودگی­ ها کمتر آزار ببینند. کسی که در شریعت فاسد باشد و اعمال ظاهری را رها کند، قلب و روحش فاسد خواهد شد. معنای این سخن چیست؟

پاسخ: در مباحث گذشته بحثی در مورد ظاهر و باطن و رابطه آنها مطرح شد. شریعت ظاهر و طریقت باطن است و این دو لازم و ملزوم همدیگر هستند. برای مثال اگر عطرفروشی مقابل مغازه خود مقداری کود و فضولات بریزد و هر کسی که از مقابل مغازه او می گذرد آن بوی نامطبوع را استشمام کند هیچگاه مغازه او رونق پیدا نخواهد کرد زیرا در داخل مغازه، عطر و بیرون آن بوی نامطبوع وجود دارد که متناسب هم نیستند. اما به طور کلی رابطه بین ظاهر و باطن به این صورت است که:

۱– ظاهر بد و باطن بد، نتیجه آن سقوط و خسارت است.

۲- ظاهر بد و باطن خوب، نتیجه آن دروغ است و حماقت (زیرا فردی که باطنش خوب باشد، باطن به ظاهر سریان کرده و اثر می­ گذارد و این افراد درنهایت عاقبت بخیر می شوند.)

۳- ظاهر خوب و باطن بد، نتیجه آن نفاق است و شقاوت.

۴- باطن خوب و ظاهر خوب نتیجه آن وفاق است و سعادت.

رابطه شریعت و طریقت

آنگاه که گفته می ­شود شریعت ظاهر دین است به این معناست که انسان، ابتدا باید ظاهر خود را اصلاح کند، زمانی که اعمال ظاهری اصلاح شد، این کار به مرور در باطن او نیز اثر می­ گذارد. لذا منظور شیخ انصاری این است، کسانی که به دنبال طریقت بوده و شریعت را ترک کرده­ اند، اشتباه کرده و دروغ می­ گویند زیرا شریعت را نمی­ توان رها کرد و فقط به باطن و طریقت پرداخت. همانطور که عده ­ای نیز معتقدند شریعت، پوست دین است و آنگاه که انسان به مغز رسید باید پوست را دور بیندازد. مرحوم شبستری و مولوی چنین اعتقادی داشتند.

شریعت پوست، مغز آمــد حقیقت         میان این و آن باشد طــــــــــــریقت

خلل در راه سالک نقص مغز است          چو مغزش پخته شد بی‌پوست نغز است

چو عارف با یقین خویـش پیوست          رسیده گشت مغــــز و پوست بشکست

عده ای نیز معتقدند شریعت مانند نردبان است.

چون شدی بر بام های آسمان          سرد باشد جست وجوی نردبان

به این معنا که شریعت انسان را به طریقت می­ رساند بنابراین آنگاه که به طریقت رسیدی، شریعت را رها کن. لذا بعضی از این افراد که اهل صوفی گری و جزء دراویش منحرف هستند، نماز نمی ­خوانند و روزه نمی ­گیرند و ظواهر شرع را رعایت نمی­ کنند و با استدلال­ های ضعیف و سست معتقدند آنگاه که انسان به حقیقت رسید، دیگر به شریعت و طریقت نیازی ندارد. خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود: ﴿…وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی، طه: ١۴ ، نماز بخوان تا به یاد من باشی﴾. این افراد معتقدند وقتی من دائماً به یاد خدا هستم دیگر نیازی به نماز خواندن نیست، این گروه  خود را بالاتر از پیامبر می­ دانند زیرا پیامبر در اوج مقام بالایی که داشتند، نماز می­ خواندند و شریعت را حفظ می­ کردند اما این افراد چنین مسائلی را بهانه قرار می ­دهند که ترک شریعت کنند. لذا در عبارتی که از شیخ انصاری ذکر شد منظور ایشان این است که شریعت را نباید رها کرد. شریعت اولین مرحله و اولین قدم است و در عرفان مقربین نیز مرحله اول برای رسیدن به یقین اولیه آن است که شریعت حفظ گردد زیرا با شریعت سالک به یقین اولیه می ­رسد. در مرحله طریقت، سالک به علم ­الیقین و پس از آن در مرحله حقیقت، به عین ­الیقین و حق ­الیقین می ­رسد بنابراین اگر سالک بخواهد سیروسلوک کند، باید ظواهر و شریعت را حفظ کرده و واجبات را انجام داده و محرمات را ترک کند که اوّلین مرحله از مقام تقوا است.

مراحل تقوا: همانطور که امام صادق(ع) می­ فرمایند: تقوا دارای سه مرحله است:

۱- تقوای عام              ۲- تقوای خاص                 ۳- تقوای خاص الخاص.  

تقوای عام:

در تقوای عام انسان ظاهر و شریعت را حفظ می ­کند، واجبات را انجام می ­دهد، محرمات را ترک می­ کند.

تقوای خاص:

عبارت است از ترک مکروهات و عمل به مستحبات که تقوای خاص تقوای من ­الله یا تقوای از خداست.

تقوای خاص ­الخاص:

تقوای خاص ­الخاص تقوای بالله است. تقوای بالله یعنی شخص نه تنها واجبات را انجام می ­دهد، مستحبات را هم انجام داده و محرمات و مکروهات را ترک کرده، بلکه به ذهن و فکر خود اجازه نمی ­دهد که غیر خدا وارد آن شود و به غیر از خدا به هیچ کس و هیچ چیز فکر نمی کند. به قول جناب حافظ:

پاسبان حرم دل شده ­ام شب هم شب             تا در اندیشه بجز خاطـــر تو نگذارم

امام صادق علیه­ السلام فرمودند: « القَلْبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسْکِنْ فِی حَرَمِ الله غیَرَ الله، دل حرم خداست، پس در حرم خدا، غیر خدا را ساکن مکن(بحار الانوار، ج­۷۰، ص ۲۵)» در این روایت منظور همان تقوای باالله و تقوای خاص ­الخاص است که بسیار عظمت دارد. « ذَٰلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ، این است (سخن حق) و هر کس شعائر (دین) خدا را بزرگ و محترم دارد این از صفت دلهای باتقواست ﴿الحج: ٣٢﴾

تقوای اولیه:  اما طبق آیات قرآن تقوا درجات دارد، « … إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ … ﴿الحجرات: ١٣﴾ » و تقوای اولیه آن است که انسان شریعت را حفظ کند. کسی که در شریعت فاسد باشد و اعمال ظاهری را رها کند، قلب و روحش فاسد خواهد شد. فساد و نور در عوالم انسان در جریان است. عملِ فساد قلب را فاسد و عملِ نورانی قلب را نورانی می­ کند و اثر اعمال ظاهری به قلب است. لذا علت این که انسان در سیروسلوک نتیجه نمی ­گیرد، آن است که در اعمال ظاهر و باطن تداوم ندارد. چله­ ها برای همین توصیه می­ شود و باید آنقدر چله گرفت تا اگر روزی سالک در چله نباشد، احساس بیهودگی و عدم زنده بودن کند. آنقدر باید عشق ورزید که چله­ ها، اعمال ظاهری، اعمال باطنی، اعمال باطن باطن جزو ملکات زندگی سالک باشد.

سنخیت، عشق، ذکر:  همانطور که ذکر شد برای ایجاد سنخیت باید عشق و محبت ایجاد شود و برای ایجاد عشق و برای اینکه انسان، عاشق خدا و دین و پیامبر و اولیاءالله بشود، باید ذکر گفت. ذکر عشق می آورد. هرگاه انسان خوبی های چیزی را دائماً یاد­آوری کند به مرور عاشق آن می ­شود. همانطور که اگر بدی های چیزی را، حتی یک چیز خیلی عالی را، دائماً تذکر بدهند، انسان از آن گریزان می­ شود. بنابراین ذکر ایجاد عشق می­ کند.

 ذکر چهار نوع است:       ۱- ذکر لسانی     ۲- ذکرقلبی     ۳- ذکر عملی     ۴- ذکر وجودی.

 ذکر و خدمت عاشقانه:  در مسیر عرفان مقربین بهترین نوع ذکر، خدمت عاشقانه است. آنگاه که سالک خدمت می­کند، از هنگام شروع تا پایان در حال ذکر عملی است که ذکر عملی مقدمه وارد شدن به ذکر وجودی است و به این ترتیب است که تمام وجود سالک ذکر می­شود و اگر کسی تمام وجودش ذکر بشود، دقیقاً آئینه جمال حقیقت محمدیه می­شود. لذا هرکس او را ببیند گویی حقیقت محمدیه صلوات الله علیه را دیده است. چنین شخصی تمام وجودش عشق و آئینه است.

خصوصیت شهید سلیمانی :  شهید بزرگوارمان، شهید سلیمانی همین طور بودند. هرگاه کسی با ایشان صحبت می ­کرد، محو و غرق در عشق به خدا بودند و شهادت و آرزوی مرگ در راه خدا که بزرگترین عشقِ ولی الله است آرزوی ایشان بود. او به جز خدا ندیده بود. اما چه چیزی می ­تواند انسان را از دنیا سیر کند؟ چیزی جز یک جایگاه بالاتر؟ ایشان بزرگترین مقام را در کشور جمهوری اسلامی داشتند و اولین کسی بودند که مقام ذوالفقار را گرفتند و این مقام بسیار بزرگ را هیچ کس نداشت. اما مثل اینکه این مقام را نگرفته بود زیرا برای ایشان فرقی نمی ­کرد. ایشان عظمتی دیده بود که در مقابل آن عظمت هیچ عظمتی در این دنیا برایش جالب نبود و تمام هم و غم او این بود که به آنجا برسد. به هر عالِمی می ­رسید، از او خواهش و التماس می ­کرد، که دعا کن من شهید بشوم. ایشان چه چیزی دیده که عاشق شهادت و لقاءالله شده بود؟ این می­ شود آیینه تمام نمای جمال حقیقت محمدیه، که خود حقیقت محمدیه غرق فناء فی ­الله است و جز خدا هیچ نمی ­بیند.

خدمت مخلصانه و عاشقانه :   حال خدمتی که سالک باید انجام دهد تا به ذکر وجودی برسد، خدمت مخلصانه و عاشقانه است. همان چیزی که عرفان مقربین همواره تاکید می کند. منظور از خدمت به اولیاء، خدمت های ظاهری نیست بلکه خدمت در اهداف الهی آنها است لذا باید اهداف الهی اولیاء خدا را شناخت و خود را وقف خدمت به ایشان کرد.

شهید سلیمانی چه هدفی را دنبال می­کرد؟ این که پرچم لا اله الا الله در کل کره زمین برافراشته شود. این یک هدف الهی است که امام رضوان­ الله­ علیه داشتند و مقام معظم رهبری هم دارند. هدفشان این است که اسلام و دین خدا و حکومت الله در دنیا حاکم باشد. این عشق در طول زندگی ایشان بود. بعد از جنگ خیلی از بزرگان سپاه که نیت هایشان هم پاک بود، رفتند دنبال اینکه دکتر بشوند، اما ایشان در همان دیپلم ماندند. چهل سال از این خاکریز به آن خاکریز، جاهایی که یک انسان عادی یک شب نمی­ تواند در آنجا بماند. در این چهل سال با آن همه سختی­ ها و اندیشیدن به آن هدف بزرگ خدمت کردند.

بنابراین اولین نشانه خدمت عاشقانه آن است که انسان کاری را که به عهده او گذاشته­ اند به بهترین نحو انجام بدهد. پیامبر در دفن جنازه معاذ وقتی او را به خاک سپردند، دائماً قبر او را مرتب می ­کردند. گفتند یا رسول ­الله چرا اینقدر برای مرتب کردن قبر معاذ تلاش م ی­کنید؟ فرمودند که خدا دوست دارد، مؤمن کاری را که انجام می­دهد، به بهترین وجه و زیباترین نحو انجام بدهد.

نشانه سالک حقیقی: یکی از نشانه ­های سالک حقیقی نیز این است که کار را به بهترین نحو انجام دهد. اگر کاری را به او سپردند و یا اگر خودش خواست کاری را برای خدا انجام بدهد، تمام هم و غم خود را روی آن کار بگذارد که به بهترین نحو انجام شود، چنین شخص هیچ تفاوتی با شهید سلیمانی ندارد. بعضی­ افراد تصور می­ کنند حتماً باید به جبهه جنگ رفته و فرمانده شوند تا مانند شهید سلیمانی بشوند. در صورتی که راه رسیدن به مقام ایشان این است که دقت کنند خداوند آنها را در چه شرایطی قرار داده است تا در همان شرایط کارشان را به بهترین نحو انجام دهند. شهید سلیمانی فرموده بودند، شرط شهید شدن، شهید بودن است و آنکس که شهید نبود، شهید نمی ­شود. معنای این جمله آن است که باید زندگی شهیدانه داشت، یعنی عاشقانه زندگی کرد، در غیر اینصورت، انسان شهید از دنیا نمی­ رود. بنابراین اگر انسان در هر جایگاهی که قرار گرفته، با اخلاص و عشق کار کند و کارش را به بهترین نحو انجام دهد، وظیفه خود را انجام داده و صرف نظر از جایگاهش ادامه دهنده راه شهداست. همانطور که شهید سلیمانی در طول زندگی خود اینگونه بودند. خدا هم به ایشان توفیق دادند و عظمتی که در شهادت ایشان و در راهپیمایی ­های بعد از شهادت ایشان و این عشق و محبتی که در مردم نسبت به ایشان به وجود آمد، واقعاً بی ­نظیر بود. این حرکت بیشتر بخاطر اخلاص ایشان بود. بسیاری بودند که شاید مقامشان از ایشان هم بالاتر بود اما ناشناخته شهید شدند و گمنام هستند. این امور تصادفی نیست و مردم بخاطر اخلاص ایشان، دوستش داشتند. به همین دلیل خداوند دلهای مردم را به ایشان علاقه­ مند و دعای مردم را بدرقه راهشان ساخت. بنابراین باید عاشقانه زندگی و مخلصانه کار کرد و وظیفه را به بهترین نحو انجام داد.

نوع شهادت سردار سلیمانی: اما شهید سلیمانی با این حرکات و برنامه­ ها، هم عمر بسیار پر برکت و هم شهادت بسیار بزرگی داشت. نوع شهادت ایشان نیز باعث سرور و خوشحالی است زیرا چنین شخص بزرگی، باید به شهات بزرگی برسد. اگر ایشان در تصادف و یا در اثر ترور بیوشیمی و یا بیولوژیکی و یا در درگیری بوسیله یک گلوله شهید می ­شد، در شأن ایشان نبود و باید شهادت بزرگی نصیب ایشان می شد. همین اتفاق هم افتاد و شهادت ایشان بسیار زیبا بود، شب و صبح جمعه مانند مولایش امیرالمؤمنین و به دست بدترین و شقی­ترین انسان­ها صورت گرفت و در سن حدود شصت و سه سالگی. اگر شهید زنده بود، شاید آنقدر نتیجه نمی­ گرفت. توجه شود که چقدر باید می­ جنگید تا بتواند آمریکا را از منطقه بیرون کند، اولین اثر شهادت ایشان، وحدتی است که در بین مردم ایجاد شده، همین طور در بین ملت­های مسلمان دنیا، این وحدت، یکپارچگی و هم نوایی بسیار ارزش دارد. دومین اثر آن، که خیلی مهم بود، نحوه شهادت زیبا در یک زمان بسیار مناسب بود. خیلی­ ها می­ خواستند قبل از پایان دولت فتنه کنند و دولت را وادار به استعفاء کنند اما این اتفاق باعث شد این مسئله تمام شود. همه این آثار و اتفاقات خوب مدیون اخلاص این مرد بزرگ است و از این پس روح شهید سلیمانی در تمام عملیات­ها شرکت می­ کند و مدیریت و فرمان­دهی می­ کند کما اینکه بسیاری از روح شهدای اسلام در این عملیات­ها شرکت می­ کنند. درواقع معنای شهید همین است و در عملیات بعدی شاهد است و دخالت و مدیریت خواهد کرد. این موضوع استدلال های فلسفی و عرفانی و روائی دارد و این اتفاق از همان نعمت­ های خفیه است که خدا بعدها آثارش را نشان خواهد داد. خداوند منتقم است و انتقام می­ گیرد. ملت، بزرگان نظام و مردم منطقه انتقام می­ گیرند، دنیا انتقامش را خواهد گرفت. رهبر مقاومت لبنان سید حسن نصرالله فرمودند شهید سلیمانی هم ترازی ندارند که ما بخواهیم قصاص کنیم. قطعاً این خون گردن همه آنها را خواهد گرفت. کسانی که پشت این قضیه هستند، با آنها باید صحبت کرد به آنها باید پیام داد که بدانید از این به بعد در عملیات­ها شهید سلیمانی فرماندهی خواهد داشت و مدیریت خواهد کرد. البته آنها باور نمی­کنند که آنها « یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا » اینها همین ظاهر را هم نمی­ فهمند. ولی آنقدر این موضوع بارز خواهد شد که شاید این را هم بفهمند و متوجه می شوند که با شهادت هر یک از این افراد به جایشان فرد بهتری خواهد آمد. روز به روز این حرکت در حال بزرگ­تر، گسترده ­تر و عمیق­تر شدن است و ریشه قوی ­تر و مستحکم­ تری پیدا می ­کند و شکی در آن نیست. جوان­ها عشق دارند و این خون بیدارشان کرد و حرکتشان داد و هزاران نفر این لباس مقدس را می ­پوشند و پرچم را گرفته و اسلحه به دست می­گیرند و آن مدیریت و تجربه او را می­ گیرند و با کوله باری پر از تجربه سلیمانی ­ها پایشان را می­ گذارند روی دوش سلیمانی­ ها و بیشتر از سلیمانی­ ها و دورتر از سلیمانی­ ها را خواهند دید و پیشرفت خواهند کرد. لذا وظیفه سالک در این مسیر خدمت مخلصانه به امام زمان(عج)، آن قطب عالم امکان، آن مظهر و ظهور خداوند، است. اگر هر انسانی در هر جایی که هست که خدا خواسته آنجا باشد، کار خود را به بهترین نحو و مخلصانه انجام بدهد، او ادامه دهنده راه شهدا و اولیای الهی است و در نهایت نتیجه های خوبی خواهد گرفت.

مرحبا ای عشق خوش سودای ما           ای طبیب جمله علـــت های ما،

ای دوای نخوت و نامــــــوس ما،           ای تو افلاطون و جالینوس مــا

عشق آن شعله است کو چون بر فروخت           هر چه جز معشوق باقی جمله سوخت.

با توجه به فرا رسیدن ایام چله فاطمیه، در گرفتن چله نکاتی هست که حتما باید رعایت گردد، ازجمله این که سالکین اگر مطمئن هستند که می ­توانند اعمال چله را انجام دهند، باید اقدام کنند و چله را بگیرند در غیر این صورت آن چله برایشان یک عمل بیهوده شده و احساس می­ کنند این کار برای آنان اثری ندارد. چله­ ها آثار زیادی دارند و از نظر عقلی و روائی و قرآنی بهترین مکتب انسان سازی است. خود عدد چهل جزء مسلماتی است که اثر دارد. هر کس که چله ­ای را گرفته می­ تواند آن را به دیگران ارائه بدهد.

همچنین ببینید

پیوستن به سلسله اولیا

شناخت عالم ربانی و مصادیق آن

بسم الله الرحمن الرحیم جلسه عمومی استاد علوی مورخ ۹۸/۹/۲۶ همان طور که در جلسات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *