جمعه , شهریور ۲۶ ۱۴۰۰
معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / آیا اسلام دین خون ریزی و برده داری است؟(سخنرانی ۱۵ تیر۱۴۰۰)

آیا اسلام دین خون ریزی و برده داری است؟(سخنرانی ۱۵ تیر۱۴۰۰)

آیا اسلام دین خونریزی و برده داری است؟

به نام خدا

سخنرانی استاد علوی در روز سه شنبه مورخ ۱۵ تیر۱۴۰۰٫ پیرامون جنگ و برده داری در اسلام

لازم است سالکین محترم پس از مشاهده ویدیو ها، پاسخ سوالات مطروحه را به مسئولین مشخص شده ارائه نمایند.همچنین در بخش نظرات این صفحه می توانید شبهات و سوالات پیش آمده را مطرح نمایید تا از طرف اعضا و استاد پاسخ مناسب ارائه گردد.خواهشمند است باتوجه به محتوای تدریس شده در کلیپ به سؤالات ذیل پاسخ داده و حداکثر تا جمعه شب به خانم زارعی، مسئول اجرایی کانون تحویل دهید.۱- بنظر شما مهم‌ترین موضوعاتی که در سخنرانی استاد(دامت‌توفیقاته) مطرح گردید چه بود؟۲- کدام جمله یا مطلب ازنظر شما در سخنرانی قابل‌توجه بود؟۳- بنظر شما کدام مطلب در سخنرانی و موضوعات مبهم و نارسا بود؟۴- اگر سؤال یا پیشنهادی در مورد مطالب سخنرانی دارید بیان کنید.

چندی پیش بحثی داشتیم در مورد پاسخ به سؤالی مبنی بر این که آیا دین اسلام با جنگ و خونریزی پیشرفت کرده است؟ البته این تهمت از طرف مستشرقین و دشمنان بوده و حتی باعث سوء تفاهم در بین مؤمنین و حتی بعضی از فضلا و محققین شده بود. البته در اسلام چیزی به نام جنگ ابتدائی وجود ندارد. و در مورد آن شبهاتی مطرح شده بود که بطور مفصل راجع به آن صحبت شده بود. شبهه اول آن بود که آیا در اسلام جهاد ابتدائی داریم؟ عرض شد اگر جهاد را به معنای کوشش و تلاش در راه رساندن پیام خداوند به بنی¬بشر و به بندگان او تعریف کنیم، بله جهاد ابتدائی وجود دارد. اما جهاد ابتدائی به معنای شمشیر کشیدن و جامعه¬ای را به زور وادار به اسلام آوردن کردن، با تعالیم اسلامی همخوانی ندارد. اگر چه بعضی از فقها تحت عنوان جهاد ابتدائی این موضوع را مطرح کرده و استدلالهایی هم برای آن آورده¬اند که عرض شد این استدلالها نارسا است و اگر دقت شود در صدر اسلام جهاد تدافعی بوده است و نه برای گسترش دین اسلام به شمشیر متوسل شدن. در عین حالی که تعالیم دینی نشان می‌دهد که ” الجَنَّهُ تَحتَ ظِلال السُّیُوفِ ” یعنی اینکه بهشت زیر سایه شمشیر¬ها است که چند معنا دارد. یکی از معانی این است که اگر قانون پشتوانه و تضمین قدرت نداشته باشد، نمی¬توان آن را اجراء کرد! و باید با زور حرف حق را پیش برد، که این تفکر با تعالیم خداوند در قرآن منافات دارد. آنجا که می¬فراید: لااکراه فی الدین و یا به پیامبر اسلام می¬فرماید: بر تو چیزی نیست الا ملال و تو فقط باید ابلاغ کنی. اگر این معانی از همه ابعاد آن بررسی نشود، برای بعضی سوء تفاهم می¬شود. و اینکه خداوند در آیه¬ای می فرماید: ماپیامبران را فرستادیم ” لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ” برای اینکه پیامبران مردم را به عدالت و قسط دعوت کنند و بعد می‌فرماید: ” وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ ” یعنی آهن را فرستادیم که در آن سختی زیادی است. این آیات را ترجمه و تفسیر کرده¬اند به اینکه خداوند می‌فرماید: برای اینکه مردم به قسط قیام کنند؛ باید شمشیر ، زور و اسلحه هم باشد و اِلاّ نمی شود. البته این درست است که هر جا عدالت و قسط و نظم بخواهد باشد و زندگی سعادتمند ایجاد شود باید یک قدرت تضمین کننده برای این قوانین باشد. اما دلیل بر آن نمی¬شود که اسلام بخواهد با جنگ و خونریزی ابتدائی به اهداف خود برسد؛ عرض شد اگر جهاد ابتدائی به معنای قتال یعنی شروع کننده جنگ در نظر گرفته شود اشتباه است. زیرا این عمل از تعالیم اسلام و در تاریخ اسلام بر نمی¬آید و نشان دهنده این است که اشتباه برداشت شده است. چون جهاد ابتدائی به این معنا وجود ندارد. اگر کسانی استناد به بعضی از حوادث تاریخی کرده¬اند که مثلاً پیامبر سپاهی را برای جنگ به جائی فرستادند، پاسخ داده شد که آن عمل هم تدافعی بوده است. مسئله دیگر در مورد اسیر گرفتن زنها و کودکان و برده داری در اسلام است در حالی که اسلام دین محبت و انسانیت است، پس چطور برده‌داری را ترویج می‌کند و می‌گوید برده بگیرید و اگر از سپاه دشمن زنانی را اسیر کرده‌اید، شما مالک آن زن هستید و بدون رضایت او و خانواده او، آن زن همسر شما می¬شود و می¬توانید با او ازدواج کنید و بچه دار شوید و غیره. و در مورد کنیز می¬گوید: ” إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ” آن زنی را که در جنگ مالک شدید، او اسیر و کنیز شما بوده و کاملاً در اختیار شما است. این همان کاری است که امروزه داعش آن را می‌کردند. در شهرهای اسلامی می¬ریختند و زن¬ها را می گرفتند و آنها را در معرض خرید و فروش می¬گذاشتند. این اتفاقات و جنایاتی است که داعشی‌ها تحت عنوان اسیر و غنیمت جنگی انجام می¬دادند. و این فجایعی که داعش به اسم خلافت اسلامی و بنام تعالیم اسلام انجام دادند و آن را توجیه می کردند. این موضوع شبهه¬ای است که باید به آن پاسخ داد. مقدمتاً عرض شود، کسانی که این مسائل را نشر می¬دهند و اسلام را تحت عنوان آزادی و انسانیت محکوم کرده و زیر سوال می‌برند، دوستان باید توجه داشته باشند آنچه از مفهوم آزادی، عدالت، انسانیت در دنیای کنونی مطرح است، حتی آن چیزی که به نام حقوق بشر در جامعه غربی از آن صحبت می¬شود، این مفاهیم را مدیون اسلام هستند. یعنی اگر اسلام عزیز وجود نداشت، دنیای غرب در قرون وسطی می¬ماند و این مفاهیم را اصولاً بلد نبوند و نمی-فهمیدند که چیست. اگر چه قبل از قرون وسطا در یونان باستان بعضی از حکما مانند ارسطو، افلاطون و سقراط وجود داشتند که آنان نیز از شاگردانِ شاگردان انبیائی مانند حضرت سلیمان بوده‌اند. برای مثال در تاریخ ثبت شده که فیثاغورث آن حکیم و ریاضیدان بزرگ با یک واسطه یا بدون واسطه یکی از شاگردان حضرت سلیمان بوده است و علمی که در یونان قدیم بوده نتیجه نزدیکی آنها به شاگردان پیامبرانی مانند حضرت داوود و حضرت سلیمان بوده است که در یونان باستان تقریباً حدود ۵۰۰ ، ۶۰۰ سال قبل از میلاد بوده¬اند که حضرت سلیمان نبئ و آن پیامبرانی که در ردیف آنها بوده اند؛ حکومت حکومت دینی و اسلامی داشته¬اند. بسیار مهم است که دانسته شود، کلمه سلیمان بخاطر همان نزدیکی ترویج اسلام توسط این پیامبر بوده است. خداوند به همین دلیل نام او را سلیمان گذاشت. آن چیزی که تحت عنوان اروپای قدیم قبل از رنسانس بوده، آن هم نتیجه تعالیم اسلام و دین پیامبران بوده است. اروپا که در قرون وسطا یعنی در عصر وحشیگری و دوری از تمدن هزار ساله در جهالت و گمراهی و حکومت تاریک کلیسا بسر می¬بردند و بعد از آن که رُنِسانس شد، خیال کردند تجدید حیات پیدا کرده¬اند و دوباره غرب زنده شده است. اروپائیان در دوران قرون وسطا در قعر بربریت و وحشیگری و جهالت به سر می بردند و بعداً در نتیجه جنگ های صلیبی با تمدن اسلامی آشنا شدند و علم و تمدن و فرهنگ را در نتیجه مراوده و نزدیکی با دوران تمدن اسلامی از مسلمانان گرفتند، گرچه تمدن اسلامی انحرافی بود. بن¬العباس با اسلام حقیقی فاصله داشتند. ولی آن دوران طلایی تمدن اسلامی باعث شد که مفاهیم آزادی، انسانیت، اخلاق و تمدن ، تحت تاثیر و ارتباطی که در نتیجه جنگ¬های صلیبی غرب با کشورهای اسلامی پیدا کردند و دین اسلام به آنجا رفت اروپا و غرب بیدار شدند. رونسانس اروپایی نتیجه نزدیکی با تمدن طلایی دوران بن¬العباس و حکومت کشورهای اسلامی بود که باعث بیداری آنها شد و رنسانس ایجاد شد. و بعد از رنسانس مباحث آزادی و حقوق بشر در غرب رشد کرد و این مفاهیم در آنجا زنده شد. بنابراین اروپائیان هرچه در فرهنگ و تمدن و اخلاق حتی علم و تکنولوژی دارند از تمدن اسلامی گرفته¬اند. البته ناگفته نماند بعد از اینکه با تمدن اسلامی و با مفاهیم و با علم و فرهنگ آشنا شدند، آن چیزی را که گرفتند واقعیت و حقیقت آن است که زحمت کشیده و روی آن کار کردند و منکر این کار نمی¬توان شد. اروپایی¬ها کار کردند و زحمت کشیدند و تولید علم کردند و بعد هم عصر مدرنیته شروع شد و در نتیجه این جامعۀ پیشرفته غربی که در حال حاضر دیده می¬شود، نتیجه این کار بود. بنابراین اگر دقت شود همه آن چیزی که کسانی به اسم آزادی و فرهنگ و اخلاق با اسلام مبارزه می‌کنند باید بدانند اینها را از اسلام دارند. نباید فراموش کرد که آنچه اکنون در دنیا تحت عنوان اخلاق مطرح است، در نتیجه دین است. که اگر دین و اسلام و مسیحیت و یهودیت نبودند، اصلاً چیزی از اخلاق باقی نمی ماند. این مفاهیم اخلاقی همه نتیجه دین است که باعث حفظ آن شده. اگر در حال حاضر به دنیا توجه شود، در رأس انسانهای بزرگ یک مسیح و یک موسی و یک ابراهیم و یک محمد ( ص ) است که در واقع حرف این بزرگان در دنیا حاکم است. اگر انسانیت و اخلاق و رفتار انسانی وجود دارد، در نتیجه تعالیم همین بزرگواران است. در واقع باید گفت انسانیت محصور دین است. البته ممکن است بحث این که آیا اخلاق و انسانیت بدون دین امکان دارد و یا نه، این هم موضوعی است که انشاءالله به موقع راجع به آن بحث خواهد شد. و رابطه اخلاق و انسانیت و دین را با اینکه اکنون جریانی خصوصاً در کشور ایران بسیاری روی آن کار می¬کنند این است که آیا بدون دین می توان نجات پیدا کرد؟ و یا بدون دین می‌توان اخلاق داشت ، بدون دین می¬توان انسانیت داشت و با یک استدلال¬های سطحی و ناقص، با مصداق¬ها و مثال¬های غلط مثال می¬زنند که آقا فلانی دین ندارد ولی خیلی خوش اخلاق است، خیلی مهربان است حقوق آدم¬ها را رعایت می‌کند، قوانین را رعایت می‌کند، اینها مغلطه و غلط¬انداز است. الاایحال آنچه که الان تحت عنوان اخلاق و فرهنگ بوده است نتیجه دین است و اگر در دنیا دین مسیحیت و دین غیر اسلامی وجود دارد، آن هم نتیجه اسلام است. یعنی اگر اسلام نبود هیچ اثری از مسیحیت و یهودیت باقی نمی ماند. چون مسیحیت و یهودیت در حال از بین رفتن بودند. داستان¬های تورات و انجیلِ عهد عتیق و عهد جدید مطالبی نداشت که انسان عاقل بتواند اینها را قبول کند. لذا وقتی رنسانس در غرب اتفاق افتاد و عصر جدید، عصر پیشرفت علم حاصل شد، تمام سعی فلاسفه و دانشمندان و نوابغ و حکما و اندیشمندان غربی این بود که حکومت دین و کلیسا را کنار بگذارند. چون با دینی روبرو بودند که بسیار مسخره بود و اگر اسلام و قرآن نبود که بر پیامبری مسیح و موسی تأکید دارد و داستانهای تورات و انجیل و داستانهای عهد عتیق و عهد جدید را اصلاح نمی¬کرد و حقیقت¬ها را نشان نمی¬داد هیچ اثری از مسیحیت و یهودیت باقی نمی¬ماند. بنابراین مسیحیت و یهودیت مدیون اسلام هستند و خود اسلام مدیون تشیع است. یعنی اگر شیعه نبود از اسلام و از پیامبر اسلام هم چیزی باقی نمی‌ماند. لذا برادران اهل سنت و دانشمندان اهل سنت و مسلمانان جهان، مدیون تشیع هستند. بالخصوص مدیون آقا عبدالله الحسین امام حسین علیه السلام هستند. به خاطر اینکه تاریخ نشان می‌دهد اگر کربلا نبود اگر امام حسین علیه السلام نبود از اسلام چیزی باقی نمی¬ماند. همان که خود ابا عبدالله الحسین ( ع ) فرمودند: ” وَعَلَى الاْسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِیَتِ الاْمَّهُ بِراعٍ مِثْلَ یَزیدَ ” یعنی اگر یزید حاکم باشد فاتحه اسلام را باید خواند واقعیت این بود که بنی¬امیه اسلام را کشتند و آن را در کما بردند و در حال زنده به گور کردن آن بودند. امام حسین(ع) اسلام را از زنده به گور شدن نجات داد. محقق بزرگی مانند ابوریحان بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند اشاره به این دارد که وقتی معاویه در شام حاکم شد و فهمید که مردم هندوستان بت-پرست هستند، در کشورهای اروپایی که فتح کرده بود، آثار و مجسمه¬های بت¬هایی را که از زمان قبل از اسلام در بعضی از خانه ها مانده بود را تزئین و بسته بندی زیبا می¬کرد و به عنوان بت به هند و کشورهای شرقی می-فروخت. یعنی خلیفه پیامبر کسی که جای پیامبر اسلام نشسته بود، بت فروشی می¬کرد. تجارت بت یکی از راه¬های بسیار پر سود معاویه و بنی امیه بود و از این راه ثروتی بهم می¬زند. اگر این معاویه و بعد از او یزید می¬ماند، دیگر اثری از اسلام باقی نمی¬ماند. امام حسین¬( ع ) اسلام را از زنده به گور شدن نجات داد و البته در حال حاضر هم اسلام یک دین زنده نیست، حقیقت اسلام حقیقتی یک دین زنده نیست! اسلام دینی است که در کما رفته و اگر آثاری دارد که دنیا را می¬گیرد، یک دین نیمه زنده و نیمه جان است. پس کِی اسلام حقیقی می¬آید؟ وقتی آن کسی که عنوان او مُحیِ الدّین یعنی احیا کننده و زنده کننده دین است، بیاید، اسلام زنده می¬شود و از کما بیرون می‌آید و جان می¬گیرد و در دنیا قیام می‌کند و اسلام خود را نشان می¬دهد. بنده بهترین تفسیری که برای قیام امام حسین(ع) دارم این است . اما بزرگان و علما و فضلا هر کسی چیزی در باره امام حسین علیه¬السلام گفته¬اند؛ کسی گفته امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت قیام کرد، عده دیگری گفتند امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت و نه بلکه برای شهادت قیام کرد که شهید بشود، یک عده گفتند امام حسین(ع) قیام کرد برای اینکه امر به معروف کند، یک عده گفتند امام حسین یک اصلاح طلب بود و قیام کرد، عده¬ای گفتند امام حسین(ع) برای انجام یک تکلیف شرعی قیام کرد. صحبت‌هایی که شده که همه آنها هم درست است. ولی اینها را تحت عناوین مختلف می‌شود گفت. یکی از عناوینی که بنده خیلی به آن اعتقاد دارم و پافشاری می‌کنم این است که اباعبدالله الحسین(ع) برای نجات اسلام از زنده به گور شدن قیام کردند! اگر امام حسین(ع) قیام نمی‌کردند اسلام نیمه جان را زنده به گور کرده بودند. زنده بگور یعنی فاتحه اسلام خوانده شده بود در باره آن ادله¬ا‌ی هم داریم. انشاءالله در ایام محرم اگر خداوند توفیق بدهد این بحث را باز کرده و استدلال‌های دوستان و استدلال‌های خود را هم عرض می¬کنیم. بنابراین زنده ماندن اسلام، نتیجه تشیع است و زنده ماندن تشیع نتیجه اقدام امام حسین(ع) است و ادیان دیگر زنده ماندن آنان هم مدیون اسلام هستند. بنابراین همه عالم مدیون اباعبدالله الحسین(ع) هستند. اما سوال دیگر این بود که برده داری و کنیزداری در اسلام چگونه است؟ اولاً باید توجه داشته که اسلام واقعیت های زندگی را می‌بیند و خداوند متعال واقعیت انسان‌ها را می‌شناسد و دستوراتی که می¬دهد برای نجات انسان‌ها است. یکی از آن واقعیت‌ها، جنگ‌هایی است که در تاریخ پیش آمده، پیش خواهد آمد، در آینده هم خواهد بود. همیشه یک عده¬ای شیطان صفت هستند که برای چپاول و غارت انسان‌های دیگر قیام می‌کنند! جنگ یک واقعیت است. در این جنگ‌ها، دشمنان اسلام یا اسیر می¬گرفتند ویا اسیر می¬شدند. این موضوع در طول تاریخ بشریت وجود داشته است. جنگ یعنی چی؟ یعنی نهایت دشمنی انسان‌ها با یکدیگر است. یعنی نهایت کینه انسان¬ها نسبت به هم که به همین دلیل شمشیر کشیده و یکدیگر را با بدترین وجه و صورتی می-کشند. در حال حاضر هم در آفریقا انسان¬ها هزاران نفر زن و بچه را با قمه و قدّاره و چاقو سلاخی می¬کنند. انسان¬ها اینگونه هستند. همان که خداوند در قرآن می¬فرماید: فرشته ها عرض کردند که “وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ” انسانها خونریز هستند، این یک امر طبیعی است که انسان¬هایی که به مرحله انسانیت نرسند حیوان هستند و این کار را می‌کنند. این واقعیت جنگ است. در جنگ¬هایی که اتفاق می¬افتد دشمن اسیر می‌گیرد، با اسیر چه کاری می-کنند؟ یا باید اسیر را ببرند در خانه به او غذا بدهند و خرج او را بدهند، که این کار درستی نیست. یا باید او را بِکُشند و یا باید از او بهترین استفاده را بکنند. بنابراین او را بَرده کرده و از او کار می¬کشند. این بهترین نوع استفاده یک انسان بدون تعالیم انسانیت و تعالیم خدایی و الهی است که از آن به عنوان برده استفاده کنند. لذا برده‌داری در طول تاریخ بوده، هیچ کسی هم نتوانسته برده‌داری را از بین ببرد. فقط شکل¬های آن عوض شده. هم¬اکنون هم برده-داری وجود دارد اما با شکل¬های مختلف. در کشوری که ادعای حقوق بشر دارد، دیده می¬شود با سیاه¬پوستان با انسانهای ضعیف و بی¬خانمان و آنهائی که قدرتی ندارند، چگونه رفتار می¬کنند. برده¬داری همیشه بوده، همیشه هم خواهد بود. وقتی جنگ اتفاق می‌افتد قاعدتاً از مسلمان‌ها هم ممکن است اسیر بشوند. دشمن با آنها چه کار می¬کند؟ دشمن با اسیران مسلمان چه کار می¬کند؟ آنها را به بردگی می¬کشاند و از آنها کار می¬کشد و استفاده می‌کند. از مردها آنهایی را که قدرتی ندارند می¬کُشد و آنهایی که توانایی کار کردن دارند، برای اعمال شاقّه می‌برند و در کارهای سخت از آنها بردگی می¬کشند. زنها و دخترها را چه کار می کنند؟ از آنها هم استفاده می¬کنند. استفاده بصورت تجارت جنسی یک چیز طبیعی است. اگر اسیری را بگیرند و هیچ استفاده¬ای برای آنها نداشته و خرج هم داشته باشد، طبیعتاً به نفع آنان نیست. آنها منافع مادی را نگاه می‌کنند و پایبند مسائل انسانی نیستند. این موضوع برای آنها قابل فهم نیست. بنابراین حداکثر استفاده این است که مردها را به کارهای شاق و سخت وادار کنند و از زن¬ها را هر استفاده¬ای که می¬توانند می¬کنند، که طبیعتاً یکی از کارهایی می¬کردند، استفاده تجارت جنسی است. در مقابل مسلمان‌ها هم از دشمن اسیر می‌گرفتند، اسلامی که با برده داری، با کرامت انسان، با مسائل آزادی انسان، با این مسائل روبرو هست چکار باید بکند؟ یکی از کارها این است که همان کاری که اول به نظر می¬رسد یعنی به عنوان انسان‌هایی که ارزش انسانی دارند آنها را نگاه دارد و از آنها سوء استفاده نکند و از آنها کار نکشد و وَبالی بر دوش دولت اسلامی باشند و فقط خرج آنها بدهد. در جایی بنام زندان راحت بخورند و بخوابند و زندگی کنند. بالاخره آنها هم انسان هستند و هم لذت و تفریح می‌خواهند و هم رفاه آنها را تامین کند. اما نتیجه آن چه می شود؟ نتیجه آن می¬شود که کفار می¬گویند ما در جنگ اگر اسیر بشویم به نفعمان است اگر اسیر هم بگیریم باز هم به نفعمان است. این نتیجه تفکر کفار می‌شود. اما اگر اسلام تقابل به مثل کند، یعنی بگوید شما اسیر گرفتید ما هم اسیر می‌گیریم، اگر اسیران ما را اذیت کنید ما هم اسیران شما را نه اذیت غیر انسانی، بلکه استفاده¬هایی می‌کنیم که اسیران شما برای آنها قابل تحمل نباشد تا مجبور بشوند که به تبادل اسرا تن بدهند. اگر می‌خواهید اسیرتان را آزاد کنیم، اسیر ما را آزاد کنید. لازمه این کار این است که اسرایی که از آنها می‌گیریم مثل یک انسان مسلمان در رفاه نباشد که آنها بگویند چه خوب است، ما جنگ می¬کنیم، اگر اسیر گرفتیم به نفعمان است و اگر اسیر هم شدیم ضرر نکردیم. اسیر¬هایمان میروند آنجا می¬خورند و می خوابند و کیف می‌کنند. بنابراین اسلام استفاده از اسیر را برای اینکه بتواند مقابله به مثل کند و مبادله اسرا بتواند انجام بدهد، قاعدتاً از اسیر¬ها همان استفاده‌ای را که آنها می‌کنند اسلام انجام می‌دهد. منتهی اسلام استفاده از اسیر را در چارچوب تعالیم زیبای انسانی قرار داده است. مثلاً اسیری را که گرفته یا مرد است یا زن. چند راه در پیش روی دارد. یک راه این است که او را رها کند، که برود که هیچ فایده¬ایی ندارد. این¬ها برمی‌گردند به کشور خود و اسرای اسلام آنجا می-مانند! یک راه دیگر این است که آنها را نگاه دارد، ولی چیزی به او ندهد، و او را اذیت کند، که این دور از مسائل انسانی است. یک راه دیگر این است که او را نگاه دارید و او را تأمین کنید، که این هم باری بر دوش اقتصاد اسلامی می‌شود. راه دیگر این است که او را در محیطی تربیت کند و او را با مفاهیم و ارزش‌های الهی و انسانی و اسلامی آشنای کند. اسلام این راه را در نظر گرفته است. می¬گوید وقتی اسیر گرفتید اسیر قوانینی دارد، نباید خارج از قدرت کاری به او تحمیل کنید، اگر خود اسیر مزدی خواست می‌توانید به او مزد بدهید و در قبال کار اضافی اگر خواست می‌تواند خود را بخرد و آزاد کند. اینها کارهای اخلاقی و انسانی است که اسلام با اسیر می¬کند. بدانید که هیچ عملی به اندازه عمل نجات یک اسیر برای کارهای خلافی که انسان می¬کند، مثل کفّارات ارزش ندارد! برای یک روز روزه خوردن باید شصت روز روزه گرفت و یا باید شصت فقیر را غذا داد و یا یک اسیر را آزاد کرد. کدام راحت¬تر است؟ یک اسیر را آزاد کردن. بعد می‌فرماید که انسان اگر می‌خواهد به درجات بالاتر برسد باید از یک عقبه¬هایی بگذرد “وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَهُ(۱۲)فَکُّ رَقَبَهٍ” آزاد کردن اسرا. یکی از کفارات مهم، آزاد کردن اُسرا است. یعنی امکانات یک زندگی آزادانه را برای اسیر فراهم کردن. مکاتبه یعنی کار خرید و فروش کتبی خودِ اسیر از کارهای خیلی قشنگ بود که اسلام آن را رواج داد. اسیر در خانواده اسلامی زندگی می‌کند و بسیاری از این راه مسلمان می¬شدند و وقتی به موطن خود برمی¬گشتند، برای اسلام یک مبلغ دینی می¬شدند. اسلام این کار را کرده است! آن زنی که اسیر می¬شد اگر او را در جامعه آن روز رها می¬کرد، چون در جامعه قدیم زنها منشأ کار اقتصادی نبودند و نمی¬توانستند کارهای سخت انجام بدهند، چنین زنی در آن جامعه باید کارهای پست انجام بدهد از جمله خدایی نکرده به خودفروشی تن می¬دادند. اما وقتی او را نگآه می¬داشت یا باید با او رابطه محرمیت داشته باشد و یا رابطه نا محرمیت. اگر این رابطه را حفظ می¬کرد می توانست به طرف مقابل بگوید: تو زن من را گرفتی و من هم زن تو را گرفتم پس بیا و مبادله کنیم. این بهترین راه بود، از اینکه زن¬ها را در جامعه رها کنند که نه بتوانند خرج خود را تأمین کنند و بعد خدایی نکرده به فساد روی بیاورند و هر روز با یک مرد باشد! این برای آن زن ارزشمندتر است یا آن کسی که این را اسیر کرده به عنوان همسر خود نگاه دارد و مانند همسر دیگر، برای او خرجی قرار بدهد و زندگی او را تامین کند، اگر صاحب فرزند هم شد مقام او بالاتر برود. اینها رفتارهایی است که اسلام برای مقابله با برده¬داری داشته است. در حالیکه هیچ راهی برای از بین بردن برده‌داری وجود نداشت. این تعالیم را اسلام انجام داد. بنابراین اسلام برای از بین بردن برده‌داری و مبارزه با آن در عین حالی که هیچ راهی جز گرفتن برده نبود انجام می¬داد. از این راه برای مبارزه با برده¬داری مبارزه کرد و تعالیم اسلامی که پیامبر فرمودند: نزد خداوند و اولیاء خداوند و حکومت اسلامی هیچ تفاوتی بین یک بنده سیاه و یک آزاد سفید نیست مگر به تقوا! اگر بین یک برده سیاه پوست و انسان آزاد سفید پوست مقایسه شوند، هر کدام با تقوا¬تر هستند او نزد خداوند و نزد اولیاء خداوند و نزد حکومت اسلامی ارزشمندتر و کریم¬تر است. “یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ” حال چه راهی بهتر از مبارزه با برده داری غیر از این راه می توانست باشد؟ اسلام با این راه و با آن تعالیم، کفارات را آزاد کردن بنده¬ها قرار داد. بسیاری از بردها را وقتی ائمه می‌خریدند، آزاد می¬کردند، یکی از کرامت¬های ائمه در زندگی خود این بود که برده می¬خریدند و آزاد می¬کردند و این رسم را به مسلمان¬ها یاد می¬دادند و عجیب آن است وقتی بسیاری از این برده¬ها آزاد می¬شند که بروند وقت رفتن گریه می¬کردند و نمی¬خواستند بروند و شرط می-کردند، وقتی ما را آزاد کنید که ما بتوانیم دوباره نزد شما بیائیم و با شما ارتباط داشته باشیم! در اصل این بردگی، عین آزادی بود که بعضی از آنها حتی این تعبیر را داشتند که این آزادی که شما به ما دادید، برای ما عین بردگی است، ما از در خانه شما کجا برویم ؟ این چه رفتاری از اولیاء خدا بوده که برده وقتی می-خواهد برود می¬گوید: من این بندگی را ترجیح می‌دهم به آزادی! این حقیقت اسلام است، این است که گفته می¬شود اسلام در حال حاضر یک موجود نیمه‌جان است. خبیث¬هائی مانند داعش به اسم اسلام پرچم بلند می¬کنند و کسی هم با آنان برخورد نمی¬کند و آن کشوری که خود را خادم الحرمین و مرکز جهان اسلام می‌داند به این داعش¬ها پول می‌دهد و آنها را تقویت می‌کند تا این¬ فاجعه¬ها را به بار بیاورند. این کار یعنی مرگ اسلام. واقعاً باید برای اسلام گریه و عزاداری کرد. شاید کسی که در جریان وصل نباشد ، بگوید این آقا به اسلام اهانت می‌کند. اسلام نیمه جان است یعنی چی؟ اسلامی که این رفتار را دارد و باید به حال آن گریست . اسلامی که امثال داعش مبلغ آن هستند با آن فجایع و جنایاتی که انجام می‌دهند و چهره اسلام را خدشه دار کردند. دشمنان اسلام در کشور ما و در تمام دنیا و خصوصاً با پخش شایعات در فضای مجازی با آن دروغ ها و افترا¬ها می‌خواهند با اسلام مبارزه کنند. و امیدواریم که انشاءالله خداوند به همه ما توفیق بدهد در شناخت اسلام، در تحقیق و تفحص و شناخت جبهه واقعی اسلام و در خدمت به آن کسی که اسلام را به معنای حقیقی زنده خواهد کرد. “اَینَ مُحیِی مَعالِمِ الدِّینِ وَ اَهلِه (دعای ندبه)” کجاست زنده کننده و عقاید دین؟ و ما انشاءالله در خدمت او قرار بگیریم با صلوات بر محمد و آل محمد(ص).

کانال تلگرام

کانال اینستاگرام

علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین

درباره ی حسین

همچنین ببینید

استاد علوی - انعمت علیهم

حفاظت شده: چله حزن(سخنرانی ۱۹ مرداد۱۴۰۰اول محرم)

هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *