یکشنبه , خرداد ۳۰ ۱۴۰۰
معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / انتخاب اصلح (سخنرانی۱۸خرداد ۱۴۰۰)

انتخاب اصلح (سخنرانی۱۸خرداد ۱۴۰۰)

انتخاب اصلح

به نام خدا

سخنرانی استاد علوی در روز سه شنبه مورخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۰٫ پیرامون انتخابات و دسته بندی انسانها در قرآن

لازم است سالکین محترم پس از مشاهده ویدیو ها، پاسخ سوالات مطروحه را به مسئولین مشخص شده ارائه نمایند.

همچنین در بخش نظرات این صفحه می توانید شبهات و سوالات پیش آمده را مطرح نمایید تا از طرف اعضا و استاد پاسخ مناسب ارائه گردد.

خواهشمند است باتوجه به محتوای تدریس شده در کلیپ به سؤالات ذیل پاسخ داده و حداکثر تا جمعه شب به خانم زارعی، مسئول اجرایی کانون تحویل دهید.

۱- بنظر شما مهم‌ترین موضوعاتی که در سخنرانی استاد(دامت‌توفیقاته) مطرح گردید چه بود؟

۲- کدام جمله یا مطلب ازنظر شما در سخنرانی قابل‌توجه بود؟

۳- بنظر شما کدام مطلب در سخنرانی و موضوعات مبهم و نارسا بود؟

۴- اگر سؤال یا پیشنهادی در مورد مطالب سخنرانی دارید بیان کنید.

در روزهای آتی متن سخنرانی در همین صفحه اضافه خواهد شد.

قسمت اول سخنرانی استاد علوی ۱۸ خرداد ۱۴۰۰
قسمت دوم سخنرانی استاد علوی ۱۸ خرداد ۱۴۰۰
قسمت سوم سخنرانی استاد علوی ۱۸ خرداد ۱۴۰۰

انتخاب اصلح

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّه‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه‏الله فی السموات و الارضین
ما دوست نداریم زیاد وارد مباحث سیاسی و حوادث زودگذر شویم، دوست داریم بیشتر به مباحث معرفتی، ریشه‌ای، اصیل و محوری بپردازیم. اما با توجه به سؤالات و درخواست‌های مکرر در مورد مسئله انتخابات و اینکه مراجع و علماء تکلیف کرده‌اند که هرکس می‌تواند ]در این زمینه[ صحبت و کمک کند -]چراکه[ کمرنگ شدن انتخابات برای دشمنان خیلی مهم است. و ]برای آن[ خیلی برنامه‌ریزی کرده‌اند- ما موظف هستیم به این مسئله وارد شویم. خصوصاً اصراری که بعضی از دوستان خوب -افرادی که اهل سیر و سلوک‌اند و علاقه‌مند به این جلسات خصوصاً بحث عرفان مقربین هستند- دارند که ما در انتخابات شرکت نمی‌کنیم من ]از این اصرار[ تعجب کردم. به من گفتند که برای دوستان مهم است که بدانند نظر شما چی هست حالا شما نظرات خودتان را بگویید ما هم گفتیم چشم ان‌شاءالله امروز ما بحث انتخابات را با توجه به مباحث زیربنایی و اعتقادی خودمان مطرح و در مورد آن صحبت می‌کنیم. فقط هم برای دوستان خودمان؛ ما زیاد اصرار نداریم که مباحث ما ]مخاطب[ عمومی پیدا کند چون مردم افراد و اقشار مختلفی هستند و دیدگاه‌های مختلفی دارند ممکن است بعضی متوجه صحبت‌های ما نشوند؛ و بعضی حرف‌های ما را برنتابند و ]ما را[ متهم کنند که این‌ها آخوندند، مملکت دست این‌ها است و منافع خودشان را در نظر می‌گیرند. ما مباحثمان بر اساس مسائل عرفانی و سیر و سلوک است. مخاطبین ما ]نیز[ کسانی هستند که اهل سیر و سلوک، مطالعات معنوی و خودسازی هستند. ما با این‌جور افراد کارداریم و صحبت ما ممکن است به درد خیلی‌ها نخورد
نکته اول این است که ما در این جامعه و این انقلاب جز اهداف مقدس امام زمان به دنبال چیز دیگری نیستیم؛ نه به دنبال این هستیم که مریدی یا دوستدارانی داشته باشیم، ]نه به[ دنبال این هستیم که از حطام دنیوی – مثلاً پست و مقام و مادیات- چیزی داشته باشیم. خب الحمدلله سن ما هم دیگر گذشت تا حالا ]دنبال حطام دنیوی[ نبوده‌ایم از این به بعد هم اگر می‌خواستیم باشیم دیگر فایده‌ای ندارد که ما بخواهیم به دنبال این‌ها برویم. باید به دنبال عالم برزخ و آخرت باشیم اگر تکلیف هست صحبت می‌کنیم چیزی از این دنیا و از این نظام نخواستیم. دوستان می‌دانند سالیان سال مستأجر بودیم و الآن هم در پارکینگی که مسکونی شده است زندگی می‌کنیم نه مال و ثروتی داریم، نه پست و مقامی؛ عمرمان هم تمام‌شده است یکی دو سال دیگر باید برویم یک‌گوشه بنشینیم و آماده‌باشیم که خداوند توفیق ملاقات حضرت عزرائیل سلام‌الله‌علیه را به ما عنایت بفرماید. ]پس[ ما از باب تکلیف و با خیال راحت صحبت می‌کنیم ]زیرا[ دوستان می‌دانند ]دلیل طرح این بحث[ قطعاً منافع ]دنیوی[ نخواهد بود. من ]در ادامه[ دو سه مطلب را خیلی خلاصه عرض می‌کنم. خودتان تصمیم بگیرید که در انتخابات -چه این انتخابات و چه انتخابات دیگر- ]شرکت کنید یا نه[ و اصلاً موضع‌گیری‌تان نسبت به این کشور و نظام چگونه باید باشد.
مطلب اول که می‌خواهم خدمت شما عرض کنم این است که دوستان عزیز هر ]مجموعه[ انسانی –خصوصاً ملت ما- دوستان و دشمنانی دارد و شکی در آن نیست. دوستان و دشمنان ما چه کسانی هستند؟ خداوند متعال ]در[ آیات قرآن برای ما توضیح داده است. ما هرروز در سوره حمد می‌خوانیم انسان‌ها سه گروه عمده هستند؛ یک گروه انعمت علیهم -که خودشان باز چند گروه‌اند-، یک گروه مغضوب علیهم -خود این‌ها چند گروه‌اند- و یک گروه ضالین و گمراهان -که خود این‌ها هم چند گروه‌اند- و ما در ]همه[ نمازها باید این گروه ]بندی[ کلی را بخوانیم. این ]آیه[ موضع‌گیری ما را در رابطه با انسان‌ها مشخص می‌کند. یک مؤمن روزی ده مرتبه این سوره را می‌خواند ]تا[ یاد بگیرد که انسان‌ها را طبقه‌بندی کند و بفهمد کسی یا قشری که دارد با آن صحبت می‌کند جزء کدام‌یک از این گروه‌ها است ]زیرا[ با هرکدام باید به‌مقتضای حال خودشان برخورد و صحبت کند.
ما دوستانی داریم؛ از آن دوستان ]در قرآن به[ انعمت علیهم ]نام‌ برده شده است[. آن‌ها کسانی اند که موردتوجه خداوند هستند، به دنبال راه خداوند و به دنبال نجات و سعادت انسان‌ها هستند؛ باید آن‌ها را بشناسید. یک گروه ]نیز وجود دارد[ که ]از آن‌ها در قرآن به[ مغضوب علیهم ]نام‌برده شده است[. آن‌ها کسانی هستند که می‌خواهند با سلطه بر انسانیت همه انسان‌ها را استعمار، استثمار و استحمار کنند می‌خواهند انسان‌ها را فریب داده و آن‌ها را به اسم خیرخواهی بنده خودشان قرار داده، از آن‌ها سوءاستفاده و عاقبت دنیا و آخرت آن‌ها را نابود کنند. آنان همان کسانی هستند که با برنامه دنیا را چپاول کرده‌اند، قتل‌عام‌ها، نسل‌کشی‌ها و جنگ‌های جهانی را در کشورهای مختلف راه می‌اندازند. ]یعنی[ همین امپریالیزم، استکبار جهانی و غول‌های جهان خواری که در دنیا هستند. آنان ]مصادیق[ مغضوب علیهم و دشمنان بشریت ازجمله دشمنان ما هستند.
ما باید این دوستان و دشمنان را بشناسیم. در مورد آن من بارها گفته‌ام این‌طوری نیست که ما خیال کنیم که دشمنان ما مثلاً موقع انتخابات می‌آیند، یک گروهی را تشکیل می‌دهند که بروند و کاری کنند که فلانی رأی بیاورد بعد که انتخابات تمام شد رها کنند و بروند، این‌طور نیست. این‌ها برای هر کشوری در سازمان‌های جاسوسی میز دارند؛ ]مانند[ میز ایران، مالزی، عراق، افغانستان، اندونزی، چین و روسیه. ]اعضای[ میزشان که است؟ ]اعضای آن[ میز کارشناس ]مخصوص آن کشور[ است. کارشناس‌هایی که دوره‌های تخصصی دیده‌اند، مردم‌شناس، جامعه‌شناس، فرهنگ شناس و روانشناس هستند، حساسیت مردم آن جامعه را، سلیقه و اینکه آن‌ها چگونه فکر می‌کنند را تحلیل می‌کنند و روی این کار می‌کنند که چگونه می‌شود یک فکر را به آن جامعه تلقین کرد. همه هم این را می‌دانند و هیچ‌کس نمی‌تواند ]وجود آن را[ منکر شود. وقتی خودشان هم ‌صحبت می‌کنند مثلاً می‌گویند: “میز ایران به ما این‌طوری تحلیل داده است” یعنی کسانی آنجا شبانه‌روز کار می‌کنند این‌طور نیست که مثلاً انتخابات که تمام شد و رئیس‌جمهور مشخص شد، ]مانند برخی[ گروه‌ها بساطشان را جمع کنند، رها کنند و بروند -معمولاً در ایران این‌طوری است وقتی می‌خواهد انتخابات شود چند تا حزب تشکیل می‌دهند و می‌آیند از یک نفر حمایت می‌کنند اگر رأی آورد که پست‌ها را می‌گیرند؛ اگر رأی نیاورد رها می‌کنند و می‌روند تا دوره دیگر-؛ آن‌ها این‌طوری نیستند. آن‌ها هرروز و ساعت برنامه دارند، کارشناس دارند، هزاران نفر از همین منافقین پشت میزها نشسته‌اند صبح تا شب می‌روند پشت کامپیوتر شایعه، تهمت و افتراء درست کنند؛ برای اینکه جو فکری مردم را به آن‌طرف که خودشان می‌خواهند هدایت کنند. این‌ها دشمنان ما هستند و برای چپاول و نابودی ما کار می‌کنند. دوستان ما چه کسانی هستند؟ دوستان ما همان کسانی هستند که خداوند ]در قرآن آن‌ها را[ انعمت علیهم ]نام می‌برد[. انسان‌هایی هستند که چون خداوند به آن‌ها تکلیف کرده که انسان‌ها را راهنمایی و کمک کنید این‌ها به میدان می‌آیند و می‌خواهند خدمت کنند. ]درک درست دوست و دشمن[ اولین نشانه یک انسان عاقل است که مخاطب ما است یعنی بنده شما دوستانی که الآن یا بعداً صدای من را می‌شنوید را به‌عنوان یک عاقل مخاطب قرار می‌دهم.
ضالین چه کسانی هستند؟ ضالین دو گروه مهم دارند یکی افرادی که غافل‌اند، شعور و آگاهی آن‌ها به دلایل مختلف کم است؛ مثلاً ]به دلیل[ مشکلات اقتصادی و مشکلات زندگی فرصت تحقیق و مطالعه ندارند. یک عده هم کسانی ]است[ که مرض ]روحی[ دارند “فی قلوبهم مرض” این‌ها کسانی هستند که ]به دلایل مختلف مثل[ خوردن لقمه‌های حرام، نطفه‌های حرام و محیط‌های بسیار بد، ذات و طینتشان برگشته است، ]یعنی[ بدسرشت هستند و خباثت ذاتی دارند. این ]گروه[ جزء گروه‌های نزدیک به ]دسته[ مغضوب علیهم است. یک عده هم این‌ها هستند ما با آن ]گروه[ کاری نداریم. ما بیشتر با گروهی که ناآگاه هستند و تحت تأثیر تبلیغات فضای مجازی و محیط زندگی خودشان قرارگرفته‌اند ولی انسان‌های عاقلی بوده و به دنبال فهم و شعور هستند. مخاطبمان ما این‌ها هستند ما به این‌ها عرض می‌کنیم ]که[ انسان باید برود، دوست و دشمن خودش را بشناسد و بفهمد که اطلاعات خودش را از کجا می‌گیرد. از هرکسی نباید اطلاعات گرفت اطلاعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کلاً اطلاعات و اخبار مثل غذایی است که ما می‌خوریم. آن ]اطلاعات[ غذای فکر، روح و عقل ما است، مثل غذای مسموم که جسم ما را مریض می‌کند، اطلاعات و اخبار ناصحیح و شایعات روح و فکر ما را خراب می‌کند. باید خیلی مواظب باشیم که اطلاعاتمان را از منابع موثق و مورد اعتماد بگیریم نه از فضای مجازی و ]با[ اطلاعاتی که همین‌طور ]با آن ذهن ما را[ بمباران می‌کنند؛ غذاهای مسموم را دارند وارد سفره‌های فکری ما می‌کنند. ]بنابراین[ در درجه اول باید دوستان و دشمنانمان را بشناسیم ]سپس[ ببینیم دوستان ما چه می‌گویند.
مطلب دوم این است که من فکر کنم به‌جای اینکه وارد شویم و بگوییم که اگر شما وارد انتخابات شوید یا نشوید چه می‌شود و منافع و مضار ورود یا عدم مشارکت را ]توضیح بدهیم [با یک مثال خیلی از مسائل ]در مورد رابطه ما با کشور و انتخابات[ حل شود. این نظام و این کشور، مثل یک ماشین، قطار یا یک هواپیمای خیلی خوب ]است که[ ما به ارث برده‌ایم، از چه کسانی به ارث برده‌ایم؟ از پدرانمان و از شهدا، کسانی که در جبهه‌های جنگ جان‌فشانی کرده و با تمام توطئه‌هایی که شبانه‌روز علیه این کشور می‌شد آن‌ها را حفظ کردند که ]البته[ شکی در ]وجود این توطئه‌ها[ نیست. اگر کسی شک دارد برود روی این هم ]تحقیق کند[. ما دشمن زیاد داشتیم، تمام دنیا به معنای واقعی کلمه -آخر یک موقع می‌گویند دنیا ]مثلاً[ می‌گویند دنیا ما را قبول ندارد، منظورشان آمریکا است- می‌خواهد ریشه ما را بکند. اوایل انقلاب اکثریت دنیا و قدرت‌های شرق و غرب –مانند شوروی، چین، فرانسه، آلمان، آمریکا و کشورهای عربی- برای نابودی این انقلاب و این کشور بسیج شدند و به کشوری که هیچ نداشت حمله کردند. شهدای ما، جوانان ما این کشور را حفظ کردند.
]حالا[ این ]کشور[ به‌صورت یک ارث به دست من و شما رسیده، این ارث را ]می‌توان[ تشبیه کرد به یک اتوبوس، هواپیما، یا قطار؛ ]این وسیله[ یک عده خدمه دارد از راننده و کمک‌راننده، تا کسانی که توی این هواپیما خدمت می‌کنند. ما باید احساس کنیم این هواپیما مال ماست، من دارم باکسانی صحبت می‌کنم که این احساس رادارند که این کشور مال آن‌هاست. اگر این کشور مال شماست خلاف، خطا و احیاناً خیانت خدمه ایی که اینجا هستند نباید باعث بشود ما از هواپیما پیاده بشویم! ]بیاییم[ بگوییم آقا ما هواپیما را نمی‌خواهیم؛ برویم! ]این کشور[ مال ماست، ما باید از حقوقمان دفاع کنیم، اگر کسی در این هواپیما به‌عنوان خدمه دارد خیانت می‌کند باید تا آخرین لحظه بایستید و او را پیاده کنید نه اینکه خودتان پیاده شوید. عدم شرکت یعنی پیاده شدن، یعنی من کاری ندارم.
بعضی‌ها بودند نه‌تنها از انقلاب پیاده شدند بلکه ]به آن[ سنگ زدند. یک موقع هست خدمه خائن‌اند، یک موقع خدمه ناتوان‌اند باید کمکشان کنیم، توانایشان کنیم، اگر نمی‌توانند توانا بشوند باید بگردیم ]خدمه[ توانا را پیدا کنیم و ]بر سرکار[ بگذاریم نه اینکه پیاده بشویم. بعضی‌ها پیاده شدند و سنگ زدند ]یعنی[ رفتند و با این هواپیما، با این کشور و نظام دشمنی کردند، این‌ها سنگ زدند، رفتند، کشور را از دست دادند و پشیمان شدند. کسی که احساس مالکیت می‌کند اصلاً نباید پیاده بشود چه برسد به اینکه سنگ بزند! باید بایستد ]و[ در انتخاب خادم کوشش کند اگر اشتباه کرد، عیب ندارد سعی می‌کند دفعه دیگر یک خادم بهتر پیدا کند. اگر تو کشور را مال خودت میدانی باید بیایی و شرکت کنی؛ اگر کسانی خیانت می‌کنند، یا نمی‌توانند خدمت کنند با آگاهی دادن، با مشارکت با دیگر افرادی که صاحب این ]کشور[ هستند دست‌به‌دست هم بدهید و حذفشان کنید. اگر ناتوان هستند کمکشان کنید، اگر ]کسی[ توانا است آن را جایش بگذارید، من فکر کنم اگر این تفکر باشد مسئله بسیار خوب حل بشود. رفتن از هواپیما و ساکت شدن و پیاده شدن معنی‌اش این است که من این را نمی‌خواهم، اگر تو نیامدی و در انتخاب راننده خوب، خدمه خوب و مکانیک خوب، برای این هواپیما و برای این کشور مشارکت نکردی دیگر حق نداری حرف بزنی نه حق‌داری اعتراض کنی نه حق‌داری تعریف کنی، ]زیرا[ تو نقشی نداشتی و هیچ کاری نکردی! فرض کنید چهار نفر صاحب یک هواپیما باشید یکی بگوید من هیچ کاری ندارم بعد بخواهد بیاید دخالت کند ]بقیه می‌گویند[ تو که کاری نداشتی حالا چی میگی؟ اگر می‌آمدی کمک می‌کردی بله، حق داشتی اعتراض کنی. کسی حق دارد اعتراض کند که احساس مالکیت کند و عاقلی که احساس مالکیت کند عقب‌نشینی نمی‌کند، پیاده نمی‌شود، سنگ نمی‌زند بلکه می‌آید و مشارکت می‌کند، ما باید این کشور را به‌منزله یک هواپیما، کشتی یا قطار بگیریم و ]نسبت به آن احساس مالکیت داشته باشیم[. فرقی ]هم[ نمی‌کند مثال است برای اینکه به ذهن نزدیک بشود؛ در مثال هم مناقشه نیست.
همه ما -با تمام ]این[ مسائل- باید مشارکت کنیم. از طرف انقلابیون، کسانی که جزو خادمین انقلاب در نظر مردم مطرح شدند ظلم‌هایی به بنده -که اینجا خدمت شما هستم- شده که ]آن‌ها را از شدت بزرگی [به خداوند و امام زمان واگذار کردم. در طول این چهل سال انواع و اقسام ظلم‌ها به من شده اما خودم دقیقاً این‌طوری فکر می‌کنم او را یک انسان خائن یا ناتوان می‌دانم، ولی خودم را مثل ان کسی میدانم که عرض کردم. باید وارد شویم، باید نظر بدهیم، کشور مال ماست، اصلاً مال ما نه، مال امام زمان است. ]این کشور[ مال آقای خمینی و خامنه‌ای، مجلس ]تشخیص[ مصلحت، شورای نگهبان و حوزه علمیه قم نیست. ما خاک‌پای هرکدام این‌ها را که به امام زمان نزدیک هستند را می‌بوسیم؛ ولی اگر هرکدام آن‌ها -در هر مقامی- در خط امام زمان نباشند دو حالت دارد؛ یا خائن است یا اشتباه می‌کند. اگر خائن است با او مبارزه می‌کنیم، اگر اشتباه می‌کند کمک می‌کنیم تا اشتباهش را باید برطرف کند. این احساسی است که یک شیعه ]یا حتی[ یک انسانِ عاقل ایرانی -چون مخاطبم شماها اهل سیر و سلوک هستید شیعه را مثال زدم- باید کشور خودش را این‌طوری نگاه کند دین هم نداشته باشد و اسلام و انقلاب هم قبول نداشته باشد ]فرقی نمی‌کند[.
کشور مال ماست باید این‌گونه برای ]رشد[ این کشور مشارکت کنیم. اصلاً عقلانی نیست که ]در مسائل آن[ وارد نشویم؛ بدانید هر دلیلی و بهانه ایی برای عدم مشارکت بیاورید ]اشتباه است و[ آن‌هایی که پشت آن میزها نشسته‌اند این را می‌خواهند. اگر شبهه‌هایی ]هم به[ ذهن‌هایتان وارد می‌شود ]مبدأ[ آن از پشت آن میزهاست؛ آن‌ها شبهات را تولید کرده و در فضای مجازی پخش می‌کنند. ]بنابراین باید[ دوستمان را بشناسیم و بدانیم از چه کسانی راهنمایی می‌خواهیم؛ کشور مال خودمان است باید با ]وجود[ همه مشکلات بایستیم، بسازیم و اصلاً عقب‌نشینی نکنیم. حتی اگر کسانی معتقدند که اصلاً این ‌انقلاب بیخود است، دین را قبول ندارند ]ولی[ کشور را قبول دارند عقل ایجاب می‌کند ]به انتخابات و مسائل کشور[ وارد شوند، تفکر خودشان را به دیگران منتقل کنند و از دیگران بخواهند که این کشور را نجات داده و ]به رشد آن[ کمک کنیم.
یک مطلب دیگر اینکه این دوست ما، یکی از دوستان ما صحبت می‌کرد یک جمله طعنه‌آمیزی به بنده گفت، گفت استاد شما این‌ها را قبول دارید؟ این جمله یک مقدار بو دارد! یعنی گنگ و نامفهوم است. می‌خواهم جواب آن را هم به ایشان -برادر عزیزم- و همه‌کسانی که این‌طوری فکر می‌کنند بدهم. این‌ها را، یعنی کی ها را؟ از اول انقلاب تا الآن ده‌ها و بلکه صدها هزار مدیر داشته‌ایم. اگر بخواهید ]تعداد[ نماینده‌های مجلس، امام‌جمعه‌ها، مدیرکل‌ها، وزرا و مدیران سازمان‌ها و ادارات را حساب کنید به‌طور میانگین چیزی بین ده‌ها هزار و یا شاید صدها هزار مدیر –با حساب مدیران میانی و پایینی- در کشور ما آمدند و رفتند. جوری رفتار نکنیم که مردم خیال کنند همه مدیرهای ما دزد و فاسد بودند، اگر همه مدیران دزد و فاسد بودند این توطئه‌هایی که توی این چهل سال اتفاق افتاد -که هرکدام توی هر کشوری اتفاق افتاد بود نابود می‌شد- ]مؤثر واقع‌شده بود[. مگر ندیدید که کشورهایی با کوچک‌ترین مسئله، با انقلاب خاکستری و نارنجی و این‌ها نابود شدند! لیبی را نگاه کنید، سوریه، عراق، افغانستان و ترکیه را نگاه کنید، همین روسیه شمالی را نگاه کنید. در کشور ما صدها اتفاق از این‌ها افتاد که هرکدامش می‌توانست ]مملکت را سرنگون کند[.، اگر همه مدیران ما دزد و فاسد بودند که کشور چهل سال روی پای خودش نمی‌ایستاد.
نباید، یک‌طوری صحبت می‌کنیم کانه همه دزدند، ]نگوییم[ آقا این کشور هم فساد است، همه دزدند، همه فلان‌اند؛ این‌طور نیست. ما مدیران خادمی داریم، مردم سردار سلیمانی یا همدانی را این‌طوری تشییع کردند، اظهار ارادت کردند و به‌عنوان خادم شناختند مگر از این‌ها کم بوده و کم هستند؟ چه بسیار مدیرانی که ناشناخته ]اند و[ دارند کار می‌کنند. حالا من یک مثالی می‌زنم طبقه بالای ]خانه ما[ مستأجری ]زندگی می‌کرد[. من دو سال این مستأجر را می‌دیدم مرد بسیار مؤدب، متدین و خوش‌اخلاقی بود. همه شیفته اخلاق ایشان شده بودند، ]ایشان[ تقریباً سه، چهار ماه پیش از دنیا رفت. وقتی از دنیا رفت داماد ما آمد و پرسید حاجی این حاج‌آقا همسایه شما بودند؟ گفتم بله، گفت می‌دانی این کی بود؟ عجب! ایشان سال‌ها نماینده مجلس بودند، سال‌ها رئیس ارگان‌های مهم بودند، من دیدم همین‌طوری نماینده‌های مجلس و وزرا می‌آیند. ایشان از مدیران بسیار خادم بود، پست‌های بسیار بزرگی داشت بعد که ما رفتیم برای تسلیت و توی خانه‌اش عکس‌ها، کتاب‌ها و نوشته‌هایش را دیدیم ]متوجه شخصیت بالای ایشان شدیم[. ما از این مدیران کم نداریم؛ ، وقتی شما نگاه می‌کنید در نانو، هسته‌ای‌، داروسازی و پزشکی کشور ما پیشرفت کرده آن‌ها هستند که ناشناخته و شبانه‌روز خدمت می‌کنند تا این کشور را به‌جایی برسانند. اسرائیل اگر می‌توانست یک‌لحظه ما را آرام نمی‌گذاشت و نابود می‌کرد؛ چرا نکرده؟ این به خاطر خدماتی است که خیلی از مدیران و مسئولین ما انجام دادند و کشور را حفظ کردند. کشور عظمت دارد، قدرت دارد، حالا به خاطر اینکه در ارگانی یک عده به اسم اسلام به من –که مثلاً به این انقلاب تا حدی که توانستم شهید و جانباز دادیم و خدمت کردیم- ]ظلم کردند[. من بگویم آقا چرا به من ظلم کردند؟ مگه من برای این‌ها دارم کار می‌کنم؟ این‌ها یا آدم‌های ]بی‌لیاقت و جاهل‌اند[ یا نفوذی هستند تا مردم را ناراضی می‌کنند، اتفاقاً اگر شما به خاطر بدرفتاری بعضی از مدیران فاسد و خائن از این انقلاب عقب بکشید مثل همان ]افراد[ خائن هستید! چون او خیانت می‌کند که تو را ]از کشور[ ناراضی کند تا ]از آن[ عقب بکشی؛ ]با عقب کشیدن شما، او[ موفق شده است ]درنتیجه[ تو به او خدمت کردی. باید بایستی و باخیانت و فساد مبارزه کنی، باید بیایی وسط برادر من، اگر بروی که حرف او را گوش کردی، او به هدفش رسیده و تو هم در خدمت او هستی، تو هم مثل او خواهی شد. ما نباید از اصل ناراضی شویم کشورمان، مال ماست باید وارد بشویم، مدیران و مسئولین خوب زیاد داریم، خادم زیاد داریم اگر نداشتیم که این‌طوری نبودیم، باید نابود می‌شدیم تا حالا، صدها بار تصمیم گرفتند ]به[ این کشور را حمله کنند، چه چیزی باعث ]توقفشان[ شد؟ همان مدیران خوب و ملت خوب، پس ما باید خوب‌تر باشیم، مدیران خوب را کمک کنیم و ]رئیس‌جمهوری صالح[ انتخاب کنیم تا بتوانیم به وظیفه انسانی و عقلی‌مان عمل کنیم. ان‌شاءالله.

کانال تلگرام

کانال اینستاگرام

علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین

درباره ی حسین

همچنین ببینید

حفاظت شده: مغضوب علیهم و ضالین(۲۸-۲-۱۴۰۰)

هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *