جمعه , شهریور ۲۶ ۱۴۰۰
معماری
خانه / نظریه عرفان مقربین / عرفان عملی / خدمت مخلصانه / خدمت مهم است(سخنرانی استاد علوی۵مرداد۱۴۰۰)

خدمت مهم است(سخنرانی استاد علوی۵مرداد۱۴۰۰)

خدمت مهم است

به نام خدا

سخنرانی استاد علوی در روز سه شنبه مورخ ۵ مرداد ۱۴۰۰ پیرامون خدمت و حرکت کردن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه‏الله فی السموات و الارضین الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلی علیه السَلام دهه ی بزرگ و مقدس امامت و ولایت است ان شاء الله خداوند متعال به همه ما توفیق دهد که شیعه واقعی امیرالمومنین (ع) در سه عالم دنیا، برزخ و قیامت باشیم که دستمان از دامن امیرالمومنین (ع)، اولیای کرام و اولاد طاهرینش کوتاه نشود. ایام عید غدیر است. از پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: أفضَلُ أعیادِ اُمَّتی الغدیر. بزرگترین عید امت من، عید غدیر است. عظمت این روز را همه می دانند اما چیزی که مهم است این است که ما موظف هستیم به عنوان یک شیعه امیرالمؤمنین اگر امید داریم که ان شاء الله فیض بزرگ ولایت از ناحیه مقدس ایشان و فرزند بزرگوار ایشان امام زمان (ع) بر قلب، روح و دل ما بتابد، کوشش کنیم این عید، این نام و این جشن ها را هر چه با شکوه تر برگزار کنیم. در طول تاریخ دشمنان با تمام قدرت برای از بین بردن نام امیرالمؤمنین (ع) توطئه و اقدام کرده اند. در شرایط امروز این توطئه‌ ها بیشتر و بیشتر شده است یعنی توطئه‌ هایی که در حال حاضر وجود دارد از توطئه ‌های ۱۰ سال پیش بسیار بیشتر و توطئه ‌های ۱۰ سال پیش از توطئه‌ های ۲۰ سال پیش بسیار بیشتر است. بعضی ‌ها می گویند ۴۰ سال است مدام گفته می شود امروز خیلی حساس است پس کی تمام می شود. بله، حساس است و این حساسیت روز به روز بیشتر می‌شود به این علت که جریان تاریخ به طرف خلوص می‌رود یعنی یک جریان حق و یک جریان باطل در آخرالزمان در حالی که از هم جدا می‌شوند از طرفی دارند به هم نزدیک می‌شوند. هر دو طرف حق و باطل دارند خالص تر می شوند. در این میان افراد کمتری می مانند که نه طرف حق و نه طرف باطل باشند. تعداد این افراد که معلوم نبود حق یا باطل و الهی یا شیطانی هستند در گذشته بیشتر بود ولی الان هر چه جلوتر می‌رویم انسان ها باید تصمیمشان را بگیرند و چه بخواهند چه نخواهند جدا می‌شوند که این همان خلوص است. خالص شدن یعنی در طرف حق، افراد نابی هستند که فقط عضو سپاه خداوند هستند و طرف باطل هم کسانی هستند که فقط عضو سپاه شیطان هستند. با اشاره به تفسیر سوره ی حمد گروهی انعمت علیهم می شوند، گروهی مغضوب علیهم می شوند و گروه ضالین دیگر تعدادشان کم می‌شود چون ضالین این وسط هستند و همانطور که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند اینها کسانی هستند که بالاخره یا به سپاه معاویه و یا به سپاه امیرالمؤمنین (ع) می روند. در طول تاریخ منعم علیهم و مغضوب علیهم کمتر بودند و اکثریت مردم ضالین یا گمراه بودند اما اینها در طول زندگی بالاخره باید به منعم علیهم یا مغضوب علیهم بپیوندند و هر چه به آخر تاریخ نزدیک می‌شویم این خلوص بیشتر می‌شود تا به جایی می‌رسد که می بینیم دو برادر یکی به سپاه امام حسین (ع) و یکی به سپاه یزید می رود. عاشورا از آن صحنه های تاریخی بود که بیانگر و جلوه ای از آخر تاریخ بود. چون کربلا تجلی کل تاریخ است آخر تاریخ همینطور می‌شود، انسان‌ها از هم جدا می‌شوند و الان اگر به جریانات دقت کنید می بینید کشورهای اسلامی یا دارند به طرف نوکری و جیره خواری اسرائیل می روند یا به طرف ایران می‌آیند. در جامعه هم این جدایی روز به روز بیشتر می شود و افراد به دو گروه کاملا طرفدار حق یا کاملا مخالف تقسیم می شوند و هر چه پیش می رویم خلوص بیشتر می شود چون عالم آخرت عالم خلوص است. ” لِیَمِیزَ اللَّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ ” خبیث ها و طیب ها جدا می شوند و دیگر افراد نمی توانند بگویند ما با هیچ کدام نیستیم بلکه در شرایطی قرار می گیرند که باید تصمیم بگیرند و اعلام کنند یا در سپاه علی (ع) و یا در سپاه معاویه هستند. پس وظیفه ی شیعیان این است که تصمیم نهایی را بگیرند و اگر می خواهند شیعه امیرالمؤمنین (ع) باشند دیگر نباید فقط به یک پرچم یا پلاکارد زدن اکتفا کنند. شرکت در مجالس، ختم قرآن گرفتن و یا علی گفتن خوب است اما اینها کافی نیست. بله ممکن است گاهی ثواب یک یا علی گفتن از ختم قرآن بیشتر باشد این محال نیست اما باید با سند و مدرک حرف زد و فقط از احساسات و هیجاناتی که مثلا در یک سخنرانی ایجاد می کنند پیروی نکرد. اینکه کسی یا علی بگوید اما از فردا دوباره برود به دنبال کار معاویه ای و بنی امیه ای فایده ندارد. امروز مسأله بسیار حیاتی تر است و توطئه ها روز به روز بیشتر می‌شود و سپاه شیطان، صهیونیسم بین‌الملل و دشمنان امیرالمؤمنین (ع) که کینه خیبر و خندق را در دل دارند الان به طور رسمی و واضح دشمنی خود را ابراز می کنند و در تمام کشورهای دنیا از جمله خود ایران اعلام می‌کنند هر کس می‌خواهد علیه ایران کار کند ما حقوق خوب می دهیم، آموزش می دهیم و ثبت ‌نام می‌کنیم، یعنی شمشیر را از رو بستند و فهمیده‌اند باید علنی و با تمام قدرت وارد شوند. قبلا کسی جرأت نمی کرد بگوید من امیرالمؤمنین (ع) را دوست ندارم ولی امروز اعلام می‌کنند و برای انتقام خیبر، احزاب، خندق و بدر از شیعیان سپاه می گیرند. ” أَحْقاداً، بَدْرِیَّهً وَ خَیْبَرِیَّهً وَ حُنَیْنِیَّهً ” این کینه الان دارد ظاهر می‌شود. پس فراموش نکنیم هرچه می‌گذرد توطئه‌ ها بیشتر می‌شود و هر چه توطئه‌ ها بیشتر ‌شود شیعیان باید اخلاص خود را بیشتر ظاهر کنند. باید ذات تشیع که در دل‌ های ما به وسیله پدران و مادران ما و با شیر مادران ما در حلق ما ریخته شده بیشتر ظاهر شود. اگر یک انسان شیعه می خواهد به وظیفه خود عمل کند باید احساس کند در ماجرای عاشورا تمام شیعیان از دنیا رفته و کشته شده‌ اند و فقط او مانده‌ است که باید برای مکتب امیرالمؤمنین (ع) کار کند. اگر می‌خواهید به آن فیض ولوی، فیض امیرالمؤمنین (ع) که انسان را در جریان سعادت ابدی قرار می دهد و در عرفان مقربین به دنبال آن هستید متصل شوید، باید اینطور احساس کنید که همه شیعیان شهید شدند و من تنها در این دنیا باید با جریان شیطان پرستی و کینه علوی که در دل دشمنان است مبارزه کنم. این تفکر مهم است نه اینکه انسان برود در مجالس امیرالمومنین (ع) یک یا علی بگوید بعد که دوباره بیرون آمد شروع کند به کار و کاسبی و بچسبد به دنیا و خیال کند من هم شیعه هستم و عشق علی (ع) را دارم پس امیرالمؤمنین (ع) شفاعت من را می کند. بله ذکر علی (ع) عبادت است شکی در آن نیست اما نباید به همین بسنده کرد. خودشان فرمودند اگر می خواهید به من کمک کنید ” اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سُدادٍ ” من را با داشتن خصلت ‌های ورع، اجتهاد، عفت و سداد یاری کنید. یک محقق مسیحی وقتی که تاریخ زندگی امیرالمؤمنین (ع) را خواند و تحقیقاتی در مورد زندگی ایشان کرد با خودش فکر کرد من چگونه می توانم این نوری را که در دل تاریخ تابیده به دنیا معرفی کنم و هر چه فکر کرد دست به قلم برد و نوشت ما نمی‌توانیم حق امیرالمؤمنین (ع) را ادا کنیم و ما را جز این نرسد که علی (ع) را دوست بداریم. پس باید روی این فکر کرد چگونه باید دوست داشتن علی (ع) را ظاهر کرد. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند ” اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سُدادٍ ” یعنی اگر می خواهید به من کمک کنید روح خودتان را تزکیه کنید. پس پاک شدن روح شیعیان کمک به امیرالمؤمنین (ع) است. راه وصل شدن به امیر المؤمنین (ع) و شیعه امیرالمؤمنین (ع) بودن این است که ما این احساس را در خودمان ایجاد کنیم تا ان شاء الله به فیض بزرگی برسیم و تمام قدرت ‌های شیطانی را که برای محو نام امیرالمؤمنین (ع) قیام کرده‌اند با حضور شیعیان مخلص و پاک ناکام بگذاریم و تلاش هایشان را باطل کنیم. یکی از راه ‌های تهذیب نفس که در عرفان مقربین مطرح است چله گرفتن است. الان چله موسوی تمام شد و چله بعدی چله حُزن (چله اربعین) است. کسانی که شرایطش را دارند و آن آیین نامه ای را که برای ثبت نام و شرکت در این کلاس ها است مطالعه کرده اند می توانند وارد شوند و چله ها را شروع کنند. چله حزن از عاشورا شروع می‌شود و تا اربعین است و به آن چله اربعین، چله حزن یا چله حسینی (ع) می گویند. این چله سخت است چون بالاخره به نام امام حسین (ع) است و آن غوغای بزرگ، امتحان بزرگ تاریخ عالم آفرینش که امام حسین (ع) آن حماسه را در پیش چشم خداوند، ملائکه مقربین و در پیش چشم روح عالم هستی آفرید. بنابراین چله حزن خیلی سنگین و سخت است و به کسانی که تازه شروع کرده اند پیشنهاد می کنیم این چله را نگیرند و برای چله های بعد که چله ربیع و خیلی ساده تر است آماده شوند. چله آخر هم که بعد از چله عهد است یک مقدار ممکن است سخت باشد و دستورالعمل‌هایی دارد. دوستان دیگری که هنوز به آن شرایط نرسیده اند باید بدانند که ۷۰ درصد سیر و سلوک عمل و تهذیب نفس است و ۳۰ درصد علم است. پس اینطور نیست که انسان شروع کند فقط همه مسائل را یاد بگیرد. مراتب علوم از علوم مادی که با حواس سر و کار دارد شروع می شود و بعد به ترتیب علوم تجربی، کلامی، تاکیدی فلسفه، تاکیدی عرفان، علوم وحیانی و بعد هم به نقطه علم رسیدن است. این مراتب خیلی سنگین است و اگر نفس و روح رشد نکند امکان پذیر نیست. رشد روح با خواندن کتاب و پیش استاد رفتن حاصل نمی شود. یکی از اساتید مسلم و معروف فلسفه کشور می گفت این مسأله ی سخت و مهم را من نفهمیده ام که خداوند قبل از اینکه خلقت را رقم بزند و عالم را خلق کند چه کار می کرد. به او عرض کردم آقای استاد علتش این است که شما فقط با مفاهیم سر و کار دارید. مفهوم زمان، دهر، سرمد و عزل در بحث های فلسفی آمده است که بعد مدت را توضیح می دهد. وقت زمانی، وقت سرمدی و وقت ازلی مفاهیمی ست که استاد فلسفه، کسی که فیلسوف و عارف است و ۶۰ سال در کتاب ‌های فلسفی تحقیق می کند، همه را خوانده و می داند اما وقتی میخواهد آنچه را خودش تدریس می کند درک کند دچار مشکل می شود و می گوید نمی فهمم چون روح و نفسش رشد نکرده است و آن حقایق در نفس جا نیفتاده بلکه فقط مفاهیمی ست که با خود حقیقت فرق می‌کند. برای مثال گرسنگی یک مفهوم و یک حقیقت دارد. وقتی کسی می گوید گرسنه ام می فهمیم چه می‌گوید چون مفهوم گرسنگی را می دانیم. اما آن احساس داخلی او را که حقیقت گرسنگی اوست نمی توانیم بفهمیم. البته مفهوم گرسنگی خیلی آسان تر است چون خود ما هم قبلا آن را چشیده و درک کرده ایم اما گاهی خیلی از معانی و کلمات هستند که برای ما فقط یک مفهوم است و نمی‌توانیم بفهمیم دقیقا درون آن فرد چه اتفاقی می افتد. پس حقیقت در نفس غیر از مفهوم در ذهن است و برای درک کامل بعضی از حقایق باید درک آن در نفس اتفاق بیفتد. برای اینکه درک در نفس اتفاق بیفتد تهذیب نفس، چله گرفتن، ذکر گفتن و ارتباط با ولی خدا لازم است. اگر ولی خدا در نفس انسان بدمد و فیض بیاید نفس بزرگ می شود و رشد می کند. این رشد فقط با دمیدن ولی خدا اتفاق می افتد. حتما باید از آن نفس در نفس انسان دمیده شود تا رشد کند، وجود پیدا کند و حقایق و کمالات وجودی را به دست بیاورد. مفاهیم بزرگ معنوی و عرفانی، علوم تجویدی و علوم غریبه مثل ریاضی، هندسه و فیزیک نیست که با یادگیری و تدریس استاد فهمیده شود بلکه وقتی این مفاهیم به ذهن می آید اول باید روی آن کار شود سپس انسان از آن مفاهیم به مفاهیم و حقایق بالاتر برسد و در آخر این حقایق باید در نفس ظاهر شود. این مراحل فقط با سیر و سلوک نفسانی محقق می‌شود. سیر و سلوک نفسانی هم شروعش از همین چله ‌ها است. عدد چهل در علم الاعداد خیلی مهم است و زمانی که یک چهل نگذرد یک وجودی محقق نمی‌شود. هر وجودی که می‌خواهد محقق شود آدابی دارد ولی باید در آن آداب چهل درجه، چهل روز، چهل شب، چهل مرحله بماند تا این وجود محقق و پیدا شود. مثلا می‌گویند خداوند طینت آدم را چهل روز در حالت تخمیر نگه داشت و بعد روح در آن دمیده شد. یعنی وقتی یک وجود جدید می خواهد حقیقت پیدا کند باید زمینه اش باشد و این عدد چهل خیلی مهم است. این چله هایی که بعضی از سالکان در اوایل راه سیر و سلوک می گیرند بیشتر برای تمرین است. مثل بچه ای که در اول دبستان به او یک مداد یا خودکار می‌دهند و می‌گویند یک صفحه را فقط خط مستقیم، نقطه، خط مورب یا ضربدر بکش تا بچه یاد بگیرد مداد دستش را با انگشت هایش بگیرد و به آن عادت کند. بعد که بر مداد مسلط شد می تواند کم کم حروف را یاد بگیرد و بنویسد. این چله های اول مسیر هم حکم تمرین دارد و اولین اثرش این است که سالک نظم را یاد بگیرد و در شبانه ‌روز برنامه‌ هایش مشخص باشد. مثل ساعت خواب، ساعت بیداری، ذکر طلوع آفتاب، ذکر غروب آفتاب و برنامه های دیگر. اگر این نظم بر زندگی سالک حاکم شود تازه مثل آن کسی است که دستش به قلم مسلط شده و حالا می تواند شروع به نوشتن کند. پس اولین هدف این چله ها خصوصا دوره های اول علم الیقین فقط این است که نفس عادت کند منظم باشد. این طوری نباشد که هر وقت خوابش آمد بخوابد، هر وقت دلش خواست بیدار شود، هر وقت حالش را داشت قرآن بخواند و هر وقت حالش را نداشت نخواند. نظم مهم است مثل عالم آفرینش، مثل خورشید که سر ساعت طلوع می کند و سر ساعت غروب می کند. میلیون‌ها سال است که عالم با نظم خودش می چرخد. روح هم که منظم شود آن موقع آثار می آید. نظم ایجاد روح می کند و هر وقت نظمی باشد روح ایجاد می‌شود به همین علت می گویند یک نظامی باید همه چیزش از جمله لباس، کلاه، پوتین و حتی سلام کردنش منظم باشد چون می‌خواهند روح نظامی‌گری، مقاومت و مبارزه را در او تقویت کنند. علت اینکه شعر روح و تاثیر دارد ولی یک نوشته معمولی روح و تاثیر ندارد بخاطر وجود همین نظم است. بزرگانی که در سیر و سلوک موفق بوده اند زندگیشان منظم بوده است. معروف است که طلبه‌ ها ساعتشان را از حضور و رفت و آمد امام خمینی (ره) تنظیم می کردند یعنی طلبه ها می گفتند امام که از در وارد شد ساعت دقیقا ۸:۰۵ است. پس در زندگی چنین شخصیت استثنایی هم نظم موج می زند. نظم اصل سیر و سلوک است و کسی که سیر و سلوک نداشته باشد نظم نخواهد داشت بنابراین اولین اثر چله این است که سالک یاد بگیرد مثل ۴۰ روز در چله، منظم باشد. اگر روح بتواند ۴۰ روز هر صفت و اخلاقی را حفظ یا ترک کند نشان دهنده این است که روحش آمادگی دارد. اگر کسی نتواند یک صفت بد را ۴۰ روز ترک کند خطرناک است چون ممکن است آن صفت مثل یک بیماری در نفس او ریشه دوانده باشد. انسان باید بتواند یک صفت بد را چهل روز ترک کند تا مطمئن شود این صفت بد یا این درخت خبیث در نفس او ریشه ندوانده است. همینطور باید بتواند یک صفت خوب را چهل روز مستمر انجام دهد. مثلا چهل روز غیبت نکند، عصبانی نشود، حرف نسنجیده نزند و غیره. اگر نتواند این کار را هم انجام دهد باز به این معنی ست که نفسش خراب یا فاسد شده است. اگر کسی بتواند چهل روز نماز اول وقت را با حضور قلب بخواند می تواند به آنجا برسد که امام حسین(ع) فرمود یک شب به من فرصت دهید در این دنیا باشم و نماز بخوانم چون “أنّی کنتُ قد أحبّ الصّلاه ” من نماز را دوست دارم. یا می تواند به آنجا برسد که پیامبر فرمود من از این دنیا چند چیز را دوست دارم یکی از آنها نماز است. “قره عینی الصلاه” نماز نور چشم من است. ما هم باید تلاش کنیم اینطور باشیم. شیر را بچه همی ماند بدو/ تو به پیغمبر چه می مانی بگو (مولوی) چه اثری از پیامبر در ما هست؟ باید تلاش کرد تا به آنجا رسید که نماز را دوست بداریم و مثل ائمه منتظر وقت نماز باشیم. ائمه وقت نماز حالشان عوض می شد و می‌گفتند وقت آن وصال و نزدیکی بزرگ رسید. اگر بخواهیم مثل آنها شویم باید اینها را تمرین کنیم. پس کسانی که دوره اول هستند حتما باید کتاب چله را بگیرند، مطالعه کنند و سوالاتشان را از دوستان دیگر بپرسند. چله آداب، احکام و بحث ‌های بسیار مهمی دارد که متاسفانه بین اهل سیر و سلوک سالیان سال است ترک شده و الان در حوزه ‌های علمیه هم شاید کسی پیدا نشود که بتواند این چله ها را خوب جا بیندازد. فقط در همین حد می دانند که چله اثر دارد چون در روایات و آیات هم آمده که کلمه و عدد ۴۰ اثر دارد اما چله گرفتن انواع، اقسام و مراتب دارد. اگر کسی چهل تا چله کامل و صحیح بگیرد فرشته می شود یعنی از مقام انسانیت بیرون می‌آید و تبدیل به یک روحانی حقیقی، روح واقعی، موجود زنده و حیات طیبه می‌شود که در بین مردم زندگی می‌کند. انسان به یک زندگی جدید و حیات طیبه و به مقام بالایی که انسان کامل است می رسد و می تواند عوالم بالا را درک کند. چشم و گوش برزخی پیدا می کند و چیز های بسیار بالاتر از اینها. وقتی به پیامبر مکرم اسلام (ص) عرض کردند حضرت مسیح روی آب راه می رفت، پیامبر فرمود اگر یقینش بالاتر بود روی هوا هم راه می‌ رفت یعنی خیلی راه ها وجود دارد و کسانی هستند که به این مقام ها می رسند. چله گیری یکی از ارکان مهم سیر و سلوک است و اگر کسی می‌خواهد سیر و سلوک داشته باشد در طول سال حداقل یک یا دو چله بگیرد تا کم کم و به مرور زمان علاقه مند شود و آثارش را در نفسش متوجه شود و در مسیر رشد واقعی قرار گیرد. در زمان قدیم قبل از دولت شیطانی و خبیث صدام و حزب بعث کربلا مثل همین الان موقع اربعین غوغا می‌شد یعنی از تمام اطراف و اکناف کربلا و از شهرهای دور و دراز مردم پای پیاده و با شور و حال عجیبی می آمدند که روز اربعین یا روز عاشورا کربلا باشند. بعد از انقلاب اسلامی و بعد از سقوط حزب بعث عراق و ان شاء الله با ریشه‌کن کردن قدم ‌های نحس شیطان بزرگ در کشورهای اسلامی باز هم روز‌ به ‌روز این نهضت حسینی و پرچم ابا عبدالله همیشه بر افراشته باشد. زمان علامه امینی همان زمانی بود که اربعین غوغا به پا می شد. عده ای آمدند از علامه امینی پرسیدند ما هم قبول داریم یزید آدم بدی بود و بد کرد اما علت این همه شلوغ کاری، دسته‌ ها و سینه زنی ها چیست؟ علامه امینی جمله ای دارند که خیلی درس آموز و عبرت انگیز است. می‌فرماید غدیر از عاشورا برای ما مهم ‌تر بود ولی سهل انگاری کردیم به طوری که شما الان غدیر را که صد ها و هزار ها سند در موردش هست منکر می شوید و اگر کربلا را هم سهل انگاری کنیم فردا دشمنان منکر می شوند و می گویند اصلا کربلا و عاشورایی نبوده است، اصلا حسینی کشته نشده یا اصلا حسینی نبوده است. بنابراین همانطور که ما کربلا را با عظمت برپا می‌کنیم باید غدیر را هم با عظمت و شکوه برگزار کنیم. تا می توانیم غوغا کنیم، جشن بگیریم، شادی کنیم و بزرگداشت داشته باشیم. اگر بخواهیم به این اهداف دست یابیم باید در روز غدیر و دهه ی امامت و ولایت این احساس در ما ایجاد شود که فقط من در این عالم هستم که باید نام امیرالمومنین (ع) را برپا کنم. این کار جای تبریک و مژدگانی دارد و اینکه به ما بگویند آفرین! شما مدال شیعه امیرالمومنین (ع) را بر سینه انداخته اید، مبارکتان باشد. عظمت نام امیرالمومنین (ع) به قدری ست که انسان توان تحمل این عظمت را ندارد و اگر به عمق این حقیقت پی ببرد جانش از بدنش بیرون می رود. مثل وقت هایی که انسان به عظمت کهکشان ها فکر می کند و گاهی حس می کند از این عظمت بدنش به لرزه می افتد. عظمت و حقیقت امیرالمومنین (ع) و دیگر ائمه معصومین همینطور است. نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت/ متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را (شهریار) از خداوند می‌خواهیم که به برکت نام مقدس امیرالمومنین (ع) لیاقت نوکری ایشان را پیدا کنیم.

خدمت مهم است

کانال تلگرام

کانال اینستاگرام

علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین علم و دین

درباره ی حسین

همچنین ببینید

استاد علوی - انعمت علیهم

حفاظت شده: چله حزن(سخنرانی ۱۹ مرداد۱۴۰۰اول محرم)

هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *