چهارشنبه , آذر ۱۰ ۱۴۰۰
معماری

شب تاسوعا

شب تاسوعا (سخنرانی استاد علوی۲۶مرداد۱۴۰۰)

به نام خدا

سخنرانی استاد علوی در روز سه شنبه مورخ ۲۶ مرداد۱۴۰۰٫

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّه‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه‏الله فی السموات و الارضین

     از جمله درس هایی که باید در این ایام حسینی (ع) از مولا و آقایمان ابا عبد الله (ع)، شهید بزرگ راه حق بگیریم بی وفایی دنیا است یعنی اینکه این دنیا محل گذر است و ما در این دنیا مسافری هستیم که قرار است به مدت بسیار کوتاه در این مسافرخانه اقامت داشته باشیم. به زودی وقت خالی کردن این مسافرخانه فرا می رسد. این مسافر خانه محل دائمی و محل سعادت نیست بلکه فقط برای این است که فرصت کنیم برای ادامه سفرمان توشه ای فراهم کنیم. پس این یکی از درس های بسیار مهمی ست که ما باید از امام حسین (ع) یاد بگیریم. اگر این دنیا و ماندن در آن ذره ای ارزش داشت خداوند انسان های بزرگ و والا مقام را از این دنیا بی بهره نمی کرد. ابا عبدالله الحسین (ع) فرزند پیامبر آخر زمان و کسی ست که پیامبر برای او مقام های عالی را از خداوند خواست و کسی ست که خداوند یک سوال ازلی را به وسیله ی وجود ایشان جواب داد. سوال ازلی این بود که فرشتگان پرسیدند خدایا می خواهی موجودی را خلق کنی که در زمین خونریزی و فساد می کند.

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ (آیه ۳۰ سوره بقره)

و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید.

 این سوال روز ازل، سوال بسیار مهمی ست که خداوند به آن دو پاسخ، یعنی یک پاسخ علمی و یک پاسخ عملی داد. پاسخ علمی این بود که فرمود “إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ”، من چیزی می دانم که شما فرشتگان نمی دانید. و در جایی دیگر فرمود:

…أَلَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ (آیه ۳۳ سوره بقره)

…آیا شما را نگفتم که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم؟

     بنابراین حقایقی در آسمان و زمین پنهان است که هنوز آشکار نشده است. و اما پاسخ عملی خداوند، خلقت ابا عبد الله الحسین (ع) بود. خداوند امام حسین (ع) را خلق کرد تا ایشان ماجرا را توصیف کند، توصیفی که از نوع وحیانی است. چند نوع توصیف وجود دارد از جمله توصیف وحیانی، عرفانی، فلسفی و علمی. توصیف علمی یعنی انسان می بیند و مشاهده و تجربه می کند. توصیف بالاتر، توصیف فلسفی ست یعنی نه تنها می بیند بلکه تحلیل عقلی هم پشت سرش دارد. توصیف بالاتر، توصیف عرفانی ست یعنی نه تنها می بیند و تحلیل دارد بلکه می تواند پشت پرده را هم از روی شواهد علمی ببیند. توصیف وحیانی فوق اینهاست و توصیفی ست که مخصوص پیامبران است. سه توصیف علمی، فلسفی و عرفانی نتیجه کوشش بشر است که از تحقیق، مطالعه و با رشد و تکامل روح به دست آورده است اما توصیف وحیانی، علمی ست که از عالم بالا می آید. سه توصیف علمی، فلسفی و عرفانی از پایین می آید یعنی انسانی که خودش را کامل می کند به آنها دست می یابد ولی توصیف وحیانی از بالا می آید. صحنه کربلا را کسی توصیف می‌کند که توصیفش توصیف وحیانی ست یعنی حتی بالاتر از توصیف عرفان و کشف و شهودی ست. همانطور که قبلا گفته شد اگر کسی در سیر و سلوک، صحیح حرکت کند به جایی می رسد که پرده ها کنار می رود و حقایق از جمله صحنه های کربلا را می بیند اما توصیف وحیانی توصیفی ست که امام زمان (ع) از کربلا دارد و آن صحنه ها را شرح می دهد. زیارت ناحیه، زیارت امام زمان (ع) و از سنخ توصیفات وحیانی ست. زیارت ناحیه یک جمله خیلی عجیبی دارد و امام زمان (ع) ادعایی می کنند که صادق است چون ایشان از روی ظن و گمان ادعا نمی کنند بلکه با یقین آن هم از نوع حق الیقین نه یقین های معمولی ادعا می کنند. در زیارت ناحیه وقتی امام زمان (ع) ماجرای کربلا و اتفاقاتی را که افتاده است می گویند خطاب به امام حسین (ع) می فرماید ای جد بزرگوارم «قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِک َ مَلآئِکَهُ السَّماواتِ»، از صبر و مقاومت تو فرشته های آسمان به تعجب افتادند یعنی فرشته های بزرگ خداوند مثل میکائیل، جبرئیل، عزرائیل، اسرافیل و خیل ملائک در عرش به تعجب افتادند که مگر می‌شود انسان به این مقام و به این درجه ی روحی بالا برسد. هر یک صحنه ی عاشورا برای دق مرگ کردن یک انسان معمولی کافی ست. خبری منتشر شد که کودکی سه ساله در صحرا بازی می‌کرد که گرگ پرید و کودک را به دندان گرفت و با خودش برد. چند روز بعد مادرش از غصه دق کرد. در کربلا از این صحنه ها یکی دو تا نیست. علی اصغر، علی اکبر، قاسم، اصحاب اباعبدالله، حر بن یزید ریاحی، زهیر، وهب، حبیب بن مظاهر و جُون غلام سیاه امام حسین (ع) که ماجرای سوزناکی دارد، همه مظلومانه به شهادت رسیدند. در بعضی از صحنه ها دشمن هم به گریه افتاد. ابن سعد خبیث کسی ست که حرمله از او پرسید پدر را بزنم یا پسر را و او گفت “مگر سفیدی گلوی اصغر را نمی بینی”، همین ابن سعد خبیث چند بار ایستاد و گریه کرد. از یک خبیث سنگدلی پرسیدند در کربلا هیچ وقت نشد از این همه مصیبت دلت بسوزد و فکر کنی کارت اشتباه است؟ گفت یک جا دلم برای حسین (ع) سوخت چون من امام حسین (ع) را از سالیان قبل می شناختم همیشه در چهره و رفتار های او شوکت، جلال و عظمتی احساس می کردم که همیشه در مقابلش احساس خشوع می کردم اما روز عاشورا صحنه ای دیدم که این مرد بزرگ حیران بود و از طرفی نمی توانست به طرف خیمه برود و از طرفی نمی توانست به طرف گودال قتلگاه برود. پس در اینکه صحنه ها و ماجرا های کربلا بی مثال است شکی نیست اما انسان های معمولی گاهی با مشکلات کوچک می‌گویند من از خدا شکایت دارم، من در زندگی بنده بدی نبودم، از دیوار مردم بالا نرفتم پس چرا این اتفاق ها بر سر من افتاد. بعضی ها با یک اتفاق کوچک ایمان و اعتقادشان سست می‌شود و کافر می شوند و استدلال می کنند من از خدا توقع نداشتم. اگر این استدلال ها درست بود نعوذ بالله تنها کسی که در عالم آفرینش حق دارد کافر شده باشد اصحاب کربلا هستند زیرا پاک ترین و بی گناه ترین انسان ها دچار آن مصایب شدند و در ظاهر امر خداوند و ملائکه گویی فقط نظاره گر بودند و کمکی نکردند. برای مثال دست شمر وقتی که چاقو را می‌گذاشت باید خشک می شد اما هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ معجزه ای نشد. اما می بینیم این بندگان خدا عوض اینکه ذره ای متزلزل شوند برعکس لحظه به لحظه ایمانشان بالاتر می رفت تا این که در آن لحظه ی آخر عرضه می‌کنند الهی رضا برضاک، لا معبود سواک. این کیست که چنین صحنه هایی را رقم می زند. خون گلوی علی اصغر را  به آسمان می پاشد و می‌گوید خدایا سخت است ولی چون تو می بینی برای من راحت است. ما اینها را نمی فهمیم چون ظاهر امر را توصیف می کنیم و در اصل توصیف ما همان توصیف علمی ست یعنی مطالعه و تحقیق کردیم و می‌گوییم. امام زمان سلام الله علیه می‌فرماید صحنه طوری بود که فرشتگان آسمان تعجب کردند خدایا این چه موجودی ست؟ بنابراین امام حسین (ع) جواب عملی خداوند به آن پرسش نخستین بود که ملائکه پرسیدند “أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ” و خداوند فرمود “إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ”. بعد که این اتفاق افتاد، همه تسلیم شدند و به خاطر وجود چنین فرزند و نتیجه ا‌ی همه به آدم سجده کردند یعنی در مقابل قدرت الهی در خلق چنین انسانی که غرق در عشق الهی ست به سجده افتادند و خداوند متعال جواب عملی این پرسش را داد. امام حسین (ع) در یک نصف روز درس های زیادی به ما می‌دهد.

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز/ دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

     احمق ترین و نادان ترین انسان کسی ست که خیال کند در این دنیا می تواند به خوشبختی برسد. هرکس این خیال را می کند در دام وهم و شیطان افتاده است و به قول عرفان هند دارد در دریای سامسارا غرق می شود. دریای سامسارا همان توهم است. هر کس خیال کند می تواند در این دنیا به خوشبختی برسد فریب خورده است. دنیا یقور، یضُر و یَمور، فریب می دهد، ضرر می زند و می رود و اینطوری ست.شناخت حقیقت دنیا را باید از امام حسین(ع) یاد بگیریم. دنیا دارِ خوشبختی نیست بلکه دار جمع کردن توشه برای مراحل بعدی زندگی ست. دنیا های بعدی هر چقدر می گذریم ابدی می شود و قرار است آنجا بمانیم چون دارالقرار است. اینجا وقت ما کم است مبادا فریب شیطان را بخوریم و خیال کنیم یک خانه، ماشین و ثروت پیدا کردیم می توانیم خوشحال باشیم و کیف کنیم.

ناگهان بانگی برآمد خواجه مُرد    خوش نگر جانم که او با خود چه بُرد

     عارف و سالک کسی ست که می داند باید برود و به همین علت به دنبال جمع کردن توشه و زاد راه برای آنجا و سفرهای بعدی ست. البته اگر کسی واقعا اینطور باشد خدا این دنیایش را هم تامین می‌کند. وکالت روزی ما به عهده خداوند است و فرموده:

وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ (آیه ۶ سوره هود)

و هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست و خدا قرارگاه (منزل دائمی) و آرامشگاه (جای موقت) او را می‌داند، و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است.

خداوند روزی یک مورچه، مار، عقرب، پشه، مگس، شیر، پلنگ و گرگ بیابان ها را داده است. پرنده های آسمان، ماهی های دریا، موجودات تک سلولی اعماق اقیانوس‌ها، همه و همه را خداوند روزی داده است. پس نباید دنیا را محل خوشگذرانی و عیاشی بپنداریم بلکه باید دنیا را محل گذر ببینیم. این درس بزرگی ست که ابا عبد الله الحسین(ع) به ما می‌دهند.

      بعضی از مردم ظاهر نگر می گویند شیعیان مدام در حال اشک  و غصه هستند و افسرده می شوند. اتفاقا کسی که دنیا را دار گذر ببیند هیچ وقت دچار افسردگی و بی حالی نمی شود البته مثل آن کسانی که نیششان تا بناگوششان باز است هم نیست ولی افسرده نمی شود چون افسردگی برای آنهاست که این دنیا را محل سعادت می‌بینند. کافی ست ببینیم آمار خودکشی ها در میان چه گروهی بیشتر است. این آمار ها بیشتر در مورد کسانی ست که اکثرا مرفه هستند و اتفاقا خیلی کم پیدا می‌شود افرادی که در زندگی دچار مشکلات هستند خودکشی کنند. انسان هایی هستند که با فقر و مشکلات بزرگ شده اند ولی زندگی خود را می‌کنند. مردم افغانستان که چهل سال است در جنگ و فقر و بدبختی هستند خیلی اوقات روحیه شان از مردم کشو های مرفه بهتر است. نباید گول این قبیل حرف های سطحی را خورد که مثلا ما ملت افسرده ای هستیم. افسرده و بیمار روحی آن آقایی ست که با آن همه ثروت و برج برای فرار از فشار های عصبی دست به ترور و کشتار مردم بی گناه می زند. دستور می دهد یمن یا ویتنام را بمباران کنید. اینها بدبخت و افسرده هستند. اگر ثروت راحتی روحی می آورد که این کارها را نمی‌کردند.

کانال تلگرام

کانال اینستاگرام

شب تاسوعا

درباره ی حسین

همچنین ببینید

بشر باید امتحان پس بدهد

بشر باید امتحان پس بدهد (سخنرانی استاد علوی رحلت پیامبر ص ۱۳ مهر ۱۴۰۰) به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *