جمعه , بهمن ۱۴ ۱۴۰۱
معماری
خانه / دسته‌بندی نشده / انجام خدمت و برکات مترتب آن ۲۷ ۱۰ ۱۴۰۱

انجام خدمت و برکات مترتب آن ۲۷ ۱۰ ۱۴۰۱

۲۷     10      1401

اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّه‌‌‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

الحمدلله رب العالمین و صلی اللّه علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه‌الله فی السموات و الارضین

  • انجام خدمت و برکات مترتب آن
  • آیا صرف دیدن معصوم فضیلت است؟
  • دستگیری امام از ماموم بهترین راه سعادت
  • امام چگونه دستگیر ماموم می‌شود؟
  • روح، بالاترین خلقت خدا
  • قدرت و توانایی ادراک روح
  • روح ایمان و روح‌القدس
  • معانی روح در قرآن کریم

امروز می‌توانیم به چند سوال از سوالات که مطرح شده‌است پاسخ دهیم. ماه رجب را در پیش داریم ماه بسیار مبارک و ماه پرفیضی است. این ماه، ماهی است که ماه ولایت است، ماه امیرالمؤنین است. حدوداً ماه رجب هفته آینده شروع می‌شود و آن کسانی که عضو وابسته می‌شوند و تشکیل حلقه‌ی میثاق را داده‌اند و دفترچه‌های رشد را پر کرده‌اند، ان‌شاءالله می‌توانند خدمتی را بگیرند و برای یک‌سال آن خدمت را تقدیم به امام زمان علیه‌السلام کنند. این چله، چله عهد است که یک خدمتی انجام می‌دهید و به اولیا و معصومین نزدیک می‌شوید. و بعضی از دوستان خدمتشان را سال گذشته تشکیل همین کلاس‌ها قرار داده‌اند. بنده شنیده‌ام که بعضی از دوستان که در دانشگاه بوده‌اند می‌گویند که این سیستم خیلی سیستم خوبی است و این یک پیشرفت است. با وجود این‌که این کلاس‌ها و جلسات هفته‌ای یک‌مرتبه است پیشرفت‌شان از آن کسانی که در دانشگاه درس می‌خوانند و در طول هفته چند ساعت می‌روند می‌گویند خیلی بهتر است. بچه‌هایی که در گروه روان‌شناسی و در فقه و حقوق که سالیان سال در همین رشته فلسفه صاحب‌نظر هستند این‌ها به‌خاطر این است که آن سامانه و آن روش، روش بسیار خوبی است و دوستان دارند در گروه‌ها خوب رشد می‌کنند اطلاعاتشان زیاد می‌شود و با علاقه پیگیری می‌کنند و خود علاقه خیلی اثر دارد. وقتی شما به یک علم و یک رشته علاقه‌مند باشید خیلی خوب رشد می‌کنید و مطالب درسی را یاد می‌گیرید. بنابراین آن کسانی که این را به‌عنوان خدمت خودشان قبول کرده‌اند از سال گذشته و موفق بوده‌اند باید به آن‌ها تبریک بگوییم و امیدوار هستیم و دعا می‌کنیم که خداوند از آن‌ها قبول کند ان‌شاءالله و امام زمان(ع) از آن‌ها راضی باشد و در حق آن‌ها دعا کند. دعای امام زمان همان‌طوری که در جلسات قبل گفتیم در حق‌شان مستجاب می‌شود. وقتی شما به ایشان خدمت کنید و کاری را به ایشان تقدیم کنید دعای ایشان خیلی مؤثر است. اگر کسی به‌دنبال تضمین است برای عدم سقوط باید کاری کند که رضایت اولیای خدا و خداوند جلب شود و اینکار جزء با خدمت راه دیگری نیست. بهترین راه همین خدمت است. وقتی‌که شما خدمت می‌کنید به خداوند، خدمت می‌کنید به امام زمان و این خدمت را مخلصانه تقدیم ایشان می‌کنید او به شما نظر می‌کند او به شما توجه می‌کند و به شما نگاه می‌کند.

آیا صرف دیدن معصوم فضیلت است؟

اتفاقاً یکی از سوالات این بود که ما در یکی از جلسات گفته بودیم که دیدن امام زمان و دیدن اولیا مهم نیست و مهم این است که آن‌ها از شما راضی باشند. بعد مثال هم زدیم و گفتیم که خیلی‌ها زمان پیامبر، پیامبر را دیدند، شمر لعنت‌الله‌علیه که روی سینه امام حسین(ع) نشسته بود امام حسین را می‌دید پس صِرف دیدن امام معصوم ارزشی ندارد و باید معرفت داشته باشید و بعد نتیجه‌گیری این شده بود که ما نباید زیاد به‌دنبال این باشیم که امام زمان را ببینیم باید به‌دنبال این باشیم که بامعرفت باشیم. البته این حرف، حرف ناقصی است و کامل نیست. چرا؟ وقتی در دعای ندبه می‌خوانیم به خداوند عرض می‌کنیم “اللهم هَب لنا رأفَتَه و رحمتَه و دعائَه و خَیرَه” و یا در دعاهای دیگر رَایَتَهُّ، دیدن امام زمان را می خواهیم. “اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَهَ الرَّشیدَهَ، وَالْغُرَّهَ الْحَمیدَهَ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَه منِّی اِلَیْهِ” این‌ها دعاهایی است که ما از خداوند می‌خواهیم که چشممان به جمال امام زمان بیفتد.

دستگیری امام از ماموم بهترین راه سعادت

خب پس اگر شما می‌گویید که این یک فضیلت است، شمر هم امام زمان را دید و کسانی که حضرت فاطمه(س) را مظلوم قرار دادند و به او ظلم کردند این‌ها کسانی بودند که پیامبر را می‌دیدند و کسانی بودند که در مهم‌ترین و بزرگترین و پرفضیلت‌ترین مسجدها که مسجد مدینه باشد و پشت سر بزرگ‌ترین انسان‌ها که پیامبر باشد نماز می‌خواندند؛ پس آیا این‌ها فضیلت نیست؟! اگر فضیلت است پس چرا این‌ها سقوط کردند و اگر فضیلت نیست پس چرا ما دعا می‌کنیم و همه مشتاق هستیم که امام زمان (عج) را زیارت کنیم؟ قضیه‌اش همان است که عرض کردم، شما وقتی به تضمین این می‌رسید و سقوط نمی‌کنید که مخلَص شوید. یعنی مخلِص باشی و در درجه اخلاص آن‌قدر بروی بالا که خداوند به تو توجه کند و آن‌جا دیگر تضمین است. یک مثال هم زدیم و گفتیم تا زمانی‌که دست شما به دامن ولی باشد، ممکن است دست از دامان ولی رها کنید و نمی‌شود زیاد خوشحال بود. بله این یک مقدمه است اما اگر ولی دست شما را گرفت او دیگر رها نمی‌کند. او مظهر جود و مظهر وفا و مظهر کمالات است. خیلی‌ها رفتند به آن‌جاها رسیدند پشت امام نماز خواندند و آنان با امام بودند ابوهریره خدمت پیامبر می‌رفت و خیلی به پیامبر می‌خواست نزدیک شود پیامبر فرمود که زیاد نیا که آن علاقه حفظ شود به قول معروف دوری و دوستی. کم‌تر بیا که ما هم دیگر را دوست داشته باشیم زیاد که بیایی محبت کم می‌شود ولی فاصله که باشد تشنه هستی و می‌خواهی بیشتر بیایی و علاقمند می‌شوی. پیامبر به ابوهریره این را گفت چون او ظرفیت نداشت. ولی به امیرالمؤمنین که این‌چنین نگفت امیرالمؤمنین به‌ محض این‌که دور می‌شد پیامبر دلش تنگ می‌شد و می‌گفت می‌خواهم تو را ببینم یعنی دائماً باید باشد چون امیرالمؤمنین ظرفیت دارد. وقتی ظرفیت دارد پیامبر هم می‌خواهد او را ببیند. این است که باید به‌ جایی برسیم که او به ما توجه کند. او اگر دست ما را بگیرد دیگر رها نمی‌کند.

امام چگونه دستگیر ماموم می‌شود؟

چطور می‌شود که او دست ما را می‌گیرد؟ با خدمت به او و جلب رضایت او. این‌ها مطالب خیلی ساده‌ای است. اگر کسی در دوران غیبت امام زمان را ببیند این فرق می‌کند با آن کسی که امام حسین را در زمان حضور دید و یا با آن کسی که پیامبر را دید. چرا؟ چون در زمان غیبت دیدن امام زمان یعنی او خودش را به ما نشان داد یعنی او به ما توجه کرده‌است. این فرق می‌کند. این دو را با هم مقایسه نکنید. با آن کسی که مثلاً زمان حضور اولیای خدا را می‌بیند و در زمان حضور بی‌لیاقتی نشان می‌دهد و سقوط می‌کند اما کسی که در زمان غیبت امام زمان را ببیند نشان‌دهنده این است که امام زمان به او توجه داشته است و این همان چیزی است که ما به‌دنبال آن هستیم. الاایحال خدمت کنید، خدمت کنید، خدمت کنید و با خدمت نظر اولیا را جلب کنید و جذب کنید که اگر نظرشان جذب شود انسان موفقیت‌های زیادی را به دست خواهد آورد. ان‌شاءالله ماه رجب ماهی باشد که شما هم بتوانید در این ماه ولایت، ماه عهد به اولیا نزدیک شوید. بعضی دوستانی هم که در گروه‌های کانون زحمت می‌کشند ان‌شاءالله که دعای امام زمان شامل حالشان بشود.

خلقت زمین و آسمان بالاتر از خلقت جسمانی انسان!

یک سوال هم قبلاً پرسیده بودند که در قرآن می‌فرماید: که خلقت زمین و آسمان از خلقت انسان بالاتر است. در بعضی از آیات اشاره شده‌است که خلقت زمین و آسمان از خلقت انسان بالاتر است. یعنی این پیچیدگی‌هایی که در همین بدن مادی ما وجود دارد مثلاً شما چشم را می‌بینید با هزاران عصب با هزاران ماهیچه و سلول‌های مختلف کارهای مختلف می‌کند رنگ‌های مختلف می‌بیند همه رنگ‌ها را می‌بیند همه فاصله‌ها را می‌بیند. گوش هم همین‌طور با تمام پیچیدگی‌هایش و تمام سیستم‌های بدنی در هر قسمت از بدن ما میلیون‌ها سلول‌ها وجود دارد. ما موجودی هستیم که خصوصیات عجیبی داریم، خیلی چیزها را خودمان متوجه نمی‌شویم. ما خودمان متوجه نمی‌شویم که خداوند درون ما یک عضو قرار داده است که با آن عضو تعادل ما را حفظ می‌کند که اگر آن عضو لطمه بخورد تعادل ما به‌هم می‌خورد و بسیاری از چیزهای دیگر که ما اصلاً متوجه نمی‌شویم و اصلا روی آن فکر نمی‌کنیم و اگر برای ما بگویند تازه متوجه می‌شویم. به‌عنوان مثال بین دو رنگ سبز که یکی کم‌رنگ‌تر و یکی پررنگ‌تر است خداوند برای هر دو نوع آن در شما یک حسی قرار داده است که این است که رنگ سبز با درجه سبز را تشخیص می‌دهید. رنگ سبز با درجه نود را هم تشخیص می‌دهید رنگ سبز با درجه هفتاد را هم تشخیص می‌دهید. هر کدام از این‌ها یک حسی می‌خواهد که خداوند به شما این حس را داده است. یعنی اگر شما فقط بخواهید انواع و اقسام درجه رنگ سبز را تشخیص دهید صدها سلول احتیاج دارید که این‌ها هرکدام بتوانند آن را تشخیص دهند. همین‌طور درون اعضای دیگر پیچیدگی‌هایی که خداوند در این انسان قرار داده است و عرض می‌شود خدمت شما باز آن‌هایی که شک می‌کنند درمورد خدا آن‌ها در اوج حماقت هستند آن‌ها  خودشان را نمی‌بینند. بعد خداوند می‌فرماید: این خلقت شما در مقابل خلقت آسمان و زمین هیچ است. شما خیال کردید که خیلی پیچیده هستید نه، خلقت آسمان‌ها و یا عوالم دیگر خیلی پیچیده‌تر از شما است.

روح، بالاترین خلقت خدا

 بعد سوال پیش می‌آید که خب خداوند خودش می‌فرماید که خلقت آسمان‌ها و زمین «فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً» [۱] یعنی آسمان‌ها و زمین‌ از خلقت شما بالاتر است. پس چرا درمورد آسمان‌ها و زمین نگفت «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» [۲] ولی در مورد انسان گفت! جواب این است که آخر این آیه‌ایی که می‌فرماید: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین» یک جمله‌ایی دارد و می‌گوید بعد از این‌که ما شما را از یک خاک آفریدیم و بعد شما را از نطفه آفریدیم و بعد شما را از علقه و بعد مضغه و بعد استخوان و گوشت و… آفریدیم، می‌فرماید «ثمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ»[۳] ما یک خلقت دیگری بعد از این‌ها انجام دادیم. این‌ها پیچیدگی ندارد این پی‌ها و عصب‌ها و سلول‌ها خیلی پیچیده است ولی یک خلقت دیگری داریم آن‌جا است که می‌گوید پیچیده است، آن چیست؟ آن مسئله روح انسانی است، روح است که خیلی عجیب است. اصلا در مقابل این‌ها، آن روحِ انسانی که زمینه پیدا می‌کند برای روح ایمانی او است که خداوند می‌گوید “فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ” آن روح انسان است که از همه آسمان‌ها و زمین بالاتر است، روح شما تمام عالم هستی هست.

قدرت و توانایی ادراک روح

روح آدمی انواع و اقسام موجودات را می‌تواند درک کند، یعنی اگر روح شما به مرحله‌ایی برسد که آن‌ فؤاد شما شکوفا شود می‌تواند با آن بُعد آتشین خویش در خورشید با آن‌ها ارتباط برقرار کند، می‌تواند با بُعد هوایی خویش با موجوداتی که جنس آن‌ها از جنس هوا است ارتباط برقرار کند. روح‌القدس وقتی در کسی تجلی کند می‌تواند تمام موجودات عالم را  ببیند و با آن‌ها ارتباط برقرار کند. حتی می‌تواند امام آن‌ها بشود راهنمای آن‌ها باشد! این چیزی است که در تعالیم آمده منتهی خب می‌گویم بحث عرفانی افراد عادی، افراد عادی همین روح ایمان را هم نمی‌فهمند.

روح ایمان و روح‌القدس

ما یک‌بار در جلسه‌ایی گفتیم روح ایمان روحی است که به انسانیت معنا می‌دهد یعنی کسی که ایمان ندارد از حیوان پست‌تر است، دقت کردید؟ از حیوان پست‌تر است، حالا ما که در رادیو و تلویزیون صحبت نمی‌کنیم، در صدا و سیما صحبت نمی‌کنیم که بترسیم این حرف را بزنیم فردا بگویند آقا یعنی ما که به خدا اعتقاد نداریم حیوان هستیم؟ بله، هر کسی به خدا ایمان ندارد از حیوان پست‌تر است. امام سجاد می‌فرماید و قرآن می‌فرماید. شما این کسانی که به خدا اعتقاد ندارند و دم از ملیت و دم از کوروش و دم از این حرف‌ها می‌زنند را به چشم یک حیوان نگاه کنید، واقعاً نگاه کنید نه این‌که با آن‌ها دعوا کنید بگویید تو حیوان هستی که بعد مشکل ایجاد بشود، در حد یک حیوان، به آن‌ها احترام هم بگذارید ولی در حد یک حیوان، چون حیوان است. کسی که ایمان ندارد حیوان است و روح ایمان است که انسان را به مرحله انسانیت می‌رساند. این روح روحِ آدمی می‌تواند برود و در حد روح جمادی بشود. یعنی از روح حیوانی پست‌تر بشود. از روح نباتی هم پست‌تر بشود. تبدیل بشود به روح جمادی و می‌تواند برود بالا تبدیل بشود روح ایمان بگیرد و بعد از روح ایمان برسد به روح‌القدس. روح‌القدس خیلی روح عجیبی است یعنی همین که عرض کردم یعنی با تمام عالم  با تمام ذرات عالم می‌تواند ارتباط برقرار کند، می‌تواند با اجسام صحبت کند، می‌تواند در آن‌ها دخل و تصرف کند. چرا پیامبر اسلام(ص) برای اشیایی که منسوب به آن‌ها بودند اسم می‌گذاشت؟ برای عمامه خود اسم گذاشته بود اسم آن‌ را گذاشته بود سحاب، برای شمشیر خود اسم گذاشته بود ذوالفقار، برای الاغ خود اسم گذاشته بود، برای اسب خود اسم گذاشته بود، برای همه اسم گذاشته بود چون می‌توانست با روح جمادی ارتباط برقرار کند. این‌که یک سنگ سلام می‌کند به پیامبر، پیامبر می‌فرماید: من قبل از این‌که پیامبر بشوم یک سنگی بود هر وقت من را می‌دید سلام می‌داد و الان هم همان سنگ را ببینم می‌شناسم و الان هم اگر ببینم به من سلام می‌دهد. منتهی روح‌القدس دائما با ائمه و پیامبر هست. فرق آن‌ها با ما این است که آن‌ها دائماً هستند و الّا ما هم می‌توانیم به آن روح‌القدس برسیم.

معانی روح در قرآن کریم

 در قرآن روح که گفته شده می‌گوید «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»[۴] بعضی‌ها خیال کردند می‌گویند که «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» شما نمی‌توانید بفهمید روح چی است، من یک کلاس روح شناسی حاضر هستم بگذارم. با تمام بی‌سوادیِ خود، همان‌هایی که یاد گرفتم دنیای مطلبی است ولی هنوز خیلی کم‌سواد هستم ولی یک کلاس روح شناسی بگذاریم ببینید اصلا روح در قرآن چیست، روح در قرآن معانی مختلفی دارد و بعضی‌ها خیال کردند روح در قرآن اشتراک لفظی است اشتباه بزرگی است، روح در قرآن اشتراک لفظی نیست اشتراک معنوی است و روح‌الامین داریم، روح‌القدس داریم، الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی داریم، روح «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»[۵] داریم، روحی که کلمه کلام خدا است، روحی که بر پیامبران نازل می‌شود، روحی که وحی می‌شود به پیامبر آن یک روحی است که «وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا» [۶] روح را وحی می‌کند به پیغمبر، روح آدمی این توان را دارد. فلذا ما حامل یک چیز عجیبی گنج بزرگی هستیم، یک گنج بسیار بزرگی خدا به ما داده به ما انسان‌ها داده و آن همان است که وقتی به ما داد گفت “فَتَبَارَکَ اللَّهُ” به خودش تبریک گفت، از آسمان‌ها و این پیچیدگی آسمان‌ها بسیار این بزرگ‌تر است و این گنج بزرگ این امانت بزرگ را خدا به ما داده و ما داریم همین را هدر می‌دهیم و با غفلت خیال می‌کنیم که حالا مثلاً همین‌قدر که دیگر خودمان را شناختیم…! نه، خیلی باید در مرحله خودشناسی بالا بروید به آن‌جا می‌توانید برسید، تمام عالم را می‌توانید درک کنید.

“اَتزعم اَنَّکَ‌ جِرْمٌ‌ صَغِیرٌ” این شعری است که برای یک شخصی است به نام علی‌ابن‌ابیطالب بعضی‌ها گفتند این علی‌بن‌ابیطالب امیرالمومنین است بعضی گفتند نه این علی‌بن‌ابیطالب دیگری است ولی شعر او شعر خیلی بزرگی است؛

دَوَاؤُکَ فِیکَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُکَ مِنْکَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ (تزعم) اَنَّکَ‌ جِرْمٌ‌ صَغِیرٌ
وَ فِیکَ انْطَوَی الْعَالَمُ الْاَکْبَرُ
وَ اَنْتَ الْکِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی
بِاَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر.

 خداوند ان‌شاءالله به همه ما توفیق بدهد که این روح را بشناسیم، روح خود را بشناسیم، قدر خودمان را بدانیم، با خداوند ارتباط برقرار کنیم، با اولیاء خدا ارتباط برقرار کنیم، خدمت کنیم تا دست ما را بگیرند و ما این مراتب بزرگ را که می‌توانیم طی کنیم به مقامات بالا برسیم این راه را طی کنیم و از غفلتِ روزمرگی و دنبال یک لقمه نان و آب بودن دنبال یک لذت‌های زودگذر بودن از این غفلت نجات پیدا کنیم به حق محمد و آل محمد.

 ما در دعاها نداریم ائمه ما گفته باشند «أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ»[۷] ما در دعاها در آثار تا آن‌جایی که من نگاه کردم تقریباً همه را سعی کردم نگاه کنم تا آن‌جایی که ما دیدیم هیچ‌وقت ائمه نگفتند أَمَّنْ یجِیبُ گفتند یَا مَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ ای کسی که مضطر را اجابت می‌کنی. حالا شما اگر هر وقت گفتید اَمَّنْ یجِیبُ یعنی خواستید بگویید که به برکت آیه أَمَّنْ یجِیبُ حتماً بعد از این بگویید آخر آن بگویید یَا مَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ یعنی بگویید یَا مَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ بحق آیه أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ دعای ما را برآورده کن. این‌طوری بگویید که دعای شما کامل بشود و الّا آن صِرف آیات را گفتن دعا ناقص می‌شود. یادتان نرود، حالا سه مرتبه گفتید پنج مرتبه گفتید هفت مرتبه گفتید آخر آن بعد از این‌که گفتید بگویید یَا مَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ که به حق آن آیاتی که خوانده می‌شد آن‌طوری درست است آن‌طوری معنا دارد.


[۱] سوره صافات آیه ۱۱

[۲] سوره مومنون آیه۱۴

[۳] سوره مومنون آیه۱۴

[۴] سوره اسراء آیه۸۵

[۵] سوره ص آیه۷۲

[۶]سوره شوری، آیه۵۲

[۷] سوره نمل، آیه۶۲

همچنین ببینید

 علت قیام اباعبدالله الحسین(ع) و ارتباط آن با هدف عرفان مقربین ۲۵     ۵      ۱۴۰۱

ایشان در مورد اینکه یک جامعه به فساد کشیده می­‌شود دو عامل را می­‌‌گوید ؛ ۱- منافقین و افراد دنیا طلبی که علم دارند و خوش بیان هستند و خوش زبان و سخن­گو هستند ولی منافق هستند و دنیا را برای خودشان می‌خواهند، علم را برای منافع شخصی‌ِ خود می‌خواهند، همان جامعه روشنفکرنمای منحرف، همین جامعه علمای غیر ربانی که شامل اساتید دانشگاه‌ و روشنفکرها و علمای حوزه‌ای که فقط به دنیای خودشان می‌اندیشند. علمای غیر ربانی یک دسته از این افراد هستند که حالا کم و زیاد نفاقی دارند، دنیای خودشان برایشان از همه چیز مهمتر است و این‌ها جذب دستگاه­‌های ظلم و طاغوت می‌شوند. ۲- جهالتِ مردم. شهید مطهری می فرماید این دو مسئله جامعه را فاسد می‌کنند؛ یکی جهالت و ناآگاهی مردم، یکی افرادی که علم و اندیشه دستشان است ولی علم و اندیشه را وسیله دنیای خودشان قرار دادند. بعد می فرماید راه درمان این، این است که به مردم بصیرت داده شود، راه درمان را بصیرت گفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *